|
واژه اي كه زيباست!
احسان كيانفر
ehsan@SiahSepid.com
آمده موج الست... كشتي غالب ببست... باز چو كشتي شكست... نوبت وصل ولقاست...
گوهر پاك از كجا؟ عالم خاك از كجا؟ بركه فرود آمديت... باز كنيد اين چه جاست...
ما به فلك بوده ايم... يار ملك بوده ايم... باز همانجا رويم... جمله كه اين شهر ماست...
خود ز فلك برتريم... وز ملك افزونتريم... زين دو چرا نگذريم؟... خانه ما كبرياست...
آن زمان كه با پروردگار خود عهد بستيم كه گناه نكنيم و نيكي روا داريم، يكي از بزرگترين عهدهايمان كمك به همنوع بود... حال چرا چشم بر سوي آن زيباترين پيوندها بستيم؟ عهد خود را بياد آوريم و بپا خيزيم و دست عزيزي، كودكي تنها و غمگين و پريشان را بگيريم.
اين شد كه 16 اسفند را براي كمك به كودكان بي سرپرست انتخاب كرديم و چه زيبا و چه پرشكوه برگزار شد... كمك براي آنكه اثبات كنيم هنوز باورهايي پاك در سينه داريم كه اگر يخ ها را بشكنيم، فريادي خواهد شد... براي لبخندي بر لباني سرد، به پاخواستيم... آمديم تا اميد جاري سازيم بر چهره اي نااميد... آمديم تا خورشيد را هديه دهيم به آنكه خانه اش سرد است... باشد كه بدانيم عهد بسته ايم با او.....
گزارش مفصل اين مراسم در شماره ي نخست هفته نامه ي سياه و سپيد منتشر مي گردد.

|