Home
خانه     خاکسترى     فلش نامه     بايگانى     شناسنامه     ارتباط با ما
: جستجو شماره ۱۹ ◊ 1 اسفند ۱۳۸۲
پيام هاى شما : 667 پيام   ◊   ارسال متن براي ديگران   ◊   نسخه قابل چاپ  

بحران عراق به كجا مي انجامد؟

دلايل واقعي صف آرايي دو جبهه ي مخالف و موافق جنگ در مقابل يگديگر چيست؟

آ. ك. زنديك
zandik@SiahSepid.com

يازده سپتامبر 2001 را همگان به ياد دارند. روزي كه آغازگر فصل جديدي در حل معادلات سياسي جهان گشت. انهدام برج هاي دو قلوي مانهتن شوك بسيار عظيمي را بر جهنيان وارد ساخت. عظمت آن شوك آنقدر بود كه هيچ كس را ياراي برعهده گيري مسئوليت اين عمليات نبود. اما ايالات متحده اعلام كرد كه مدارك غير قابل انكاري در دست دارد كه اين عمليات توسط سازمان القائده به رهبري اسامه بن لادن صورت پذيرفته است. قريب به اتفاق كشورهاي جهان اين ادعاي ايلات متحده را پذيرفتند، اما اين ادعا از طرف اسامه بن لادن انكار گشت و مورد قبول حكومت طالبان كه در آن زمان به وي پناه داد بود واقع نگشت. ايالات متحده بدون توجه به اين مسائل از حكومت طالبان استرداد اسامه بن لادن را براي محاكمه طلب مي كرد.

سازمان القائده به رهبري اسامه بن لادن به عنوان پيشقراول بنيادگرايي اسلامي شناخته شده است. بنيادگرايان اسلامي غرب و تمدن غربي را از دشمنان اسلام و ملل جهان سوم را قربانيان سياست هاي استعماري و امپرياليستي آنان مي دانند و از هيچ وسيله و كوششي براي جنگ و مبارزه با آنان دريغ ندارند. اين تئوري و استراتژي بنيادگرايان اسلامي از يازدهم سپتامبر توسط كشورهاي غربي تروريسم بين المللي نام گرفته است.

بدين صورت در اثر عدم استرداد بن لادن توسط حكومت طالبان، همه ي دنياي غرب براي مبارزه با پيشقراولان تروريسم بين المللي، بن لادن، و سازمان القائده و حاميانشان كه در ابتدا عبارت بوده است از حكومت طالبان بسيج شدند. رهبري اين اتحاد آنتي تروريسم را ايلات متحده دردست داشته اند. از حاميان عمده ي ايالات ماحده بريتانيا و فرانسه بوده اند.

در همين بين از سوي ايلات متحده عراق، ايران و كره ي شمالي به عنوان « محور شرارت » معرفي گشتند، كه به نظر آن براي از بين بردن كامل تروريسم بين الملل و برقراري امنيت بين المللي مبارزه با آنان به شديدترين وجهه ممكن بايد در دستور كار قرار مي گرفت.

حمله به افغانستان توسط ايالات متحده و هم پيمانانش صورت پذيرفت. حكومت طالبان سرنگون و دولت انتقالي افغانستان جايگزين گرديد. اما دستگيري اسامه بن لادن و رهبر طالبان ملا عمر ميسر نگشت.

مدتي بعد ايالات متحده از تئوري محور شرارت عقب نشيني كرد. نسبت به ايران و كره ي شمالي موضع انعطاف پذيري گرفت. اما عراق را همچنان به عنوان تهديدي جدي براي امنيت بين المللي معرفي مي كرد. اين تهديد تا امروز ادامه يافته است و اينك ما در آستانه ي وقوع جنگي قرار داريم كه مسائل پس از آن كاملا نا مشخص هستند.

امروز شوراي امنيت سازمان ملل متحد به بررسي قطعنامه اي كه بريتانيا به عنوان اولتيماتوم در خلع سلاح عراق ارائه كرده است مي پردازد. طبق اين اولتيماتوم، عراق تا هفدهم مارس مهلت خواهد داشت كه شخصا به انهدام تمام سلاح هاي كشتار جمعي و غير مجاز خود بپردازد و تمام مدارك مورد نياز درباره ي سلاح هاي موجود و منهدم شده را بدون هيچ كاستي در اختيار بازرسان سازمان ملل قرار دهد، در غير اينصورت راهكار نظامي و جنگ به حل اين مساله خواهند پرداخت.

اما همان طور كه در هفته هاي اخير ديديم و شنيديم، جدال مخالفان و موافقان جنگ به سازش نخواهد انجاميد. اين جدال بسيار جدي است، تا جايي كه « له پن » رهبر اولتراناسيوناليست هاي فرانسه آغاز جنگ جهاني سوم را نويد داده است.

جبهه ي موافقان جنگ در شوراي امنيت سازمان ملل متحد عبارت است از: امريكا، بريتانيا و بلغارستان به همراه حمايت اسپانيا، ايتاليا، كانادا، هلند، روماني، يونان، كويت، تركيه و ...

جبهه ي مخالفان را در سازمان ملل را فرانسه، روسيه، چين، آلمان و سوريه تشكيل مي دهند. آنها از حمايت كره ي شمالي، كشورهاي عربي و اغلب كشورهاي مسلمان برخوردارند.

اين دو جبهه تمام تلاش خود را در جهت جلب نظر ديگر اعضاي شوراي امنيت و افكار عمومي جهان بكار برده اند. ظاهرا جبهه ي مخالف جنگ در جلب افكار عمومي جهان به سمت خود موفق تر عمل كرده است اما در مورد جلب نظر اعضاي شوراي امنيت نمي توان نظر درستي را ارائه كرد.

امروز ما شاهد تصميم شوراي امنيت در اين مورد خواهيم بود. تصميمي سرنوشت ساز براي صدام حسين و عراق و همچنين براي تمام دنيا، زيرا كه منافع ين دو جبهه چنان با حيات يا عدم حيات حكومت صدام حسين تلاقي كرده است كه ايگور ايوانف وزير امور خارجه ي روسيه وعده داده است كه حتي در صورت تصويب قطعنامه ي پيشنهادي بريتانيا، اين مصوبه از طرف روسيه وتو خواهد شد.

امروز شاهد خواهيم بود، كه آيا قطعنامه ي جديد، در واقع مجوز آغاز جنگ تصويب خواهد شد يا نه؟

امروز شاهد خواهيم بود كه آيا در صورت تصويب، اين قطعنامه مورد وتوي يكي از كشورهاي جبهه ي مخالف جنگ قرار مي گيرد يا نه؟ لازم به ذكر است كه در اين جبهه، روسيه، فرانسه و چين از حق وتو برخورداند.

در اين هفته شاهد خواهيم بود كه آيا در صورت عدم تصويب يا وتوي قطعنامه، جبهه ي موافق جنگ بدون قطعنامه و بر خلاف افكار عمومي جهان، جنگ با عراق را آغاز خواهد كرد؟

در اين هفته شاهد خواهيم بود، در صورت آغاز جنگ توسط جبهه ي موافق آن، عكس العمل جبهه ي مخالف چه خواهد بود؟ و آيا وعده ي رهبر اولتراناسيوناليست هاي فرانسه «له پن» عملي خواهد گشت؟

بدين صورت مي توان اين هفته يا به عبارتي ماه مارس 2003 را بحراني ترين هفته يا ماه دهه اخير ناميد.

آيا اين دسته بندي ها و دو دستگي ها را مي توان با دسته بندي ها و دو دستگي هاي پيش از دهه ي 40 قرن بيستم شباهت داد؟
آيا تاريخ تكرار خواهد گشت؟

***

نگارنده موافق با سرنگوني صدام حسين و جنگ با عراق مي باشد. حال جداي از مسائل گفته شده در بالا به بررسي اين مساله مي پردازيم. واقعا چرا جنگ؟؟

اگر از ديدگاه حقوقي به اين مساله بنگريم، لزوم جنگ تقريبا تاييد شده مي باشد. قطعنامه ي 1441 كه در شوراي امنيت تصويب گشته و هر دو جبهه به آن راي داده اند؛ از عراق درخواست انهدام كامل سلاح هاي كشتار جمعي را كرده است. در اين قطعنامه قيد شده است كه در صورت عدم همكاري، عراق مورد حمله ي نظامي قرار خواهد گرفت. بر همگان روشن است كه عراق به هيچ وجهه راضي به اجراي اين اين قطعنامه نمي باشد، فرصت كافي نيز براي خلع سلاح در اختيار عراق بوده است (12 سال)، در نتيجه طبق اين قطعنامه زمان حمله ي نظامي براي اجراي قطعنامه فرارسيده. يعني ادعاي جبهه ي موافق جنگ به رهبري ايالات متحده توسط اين قطعنامه تاييد گرديده و عمل جبهه ي مخالف تنها و تنها طفره روي از اجراي قطعنامه مي باشد.

اما همه مي دانيم كه در پس اين قطعنامه ها منافع اقتصادي و ديگر منافع دو جبهه نهفته است. حال به بررسي اين منافع مي پردازيم.

نياز امريكا به سرنگوني حكومت صدام حسين به شرح زير است:
عمليات تروريستي يازدهم سپتامبر ضربات شديدي را بر اقتصاد ايالات متحده وارد ساخته، سقوط قيمت دلار در هفته هاي اخير ناشي از اين ضربات مي باشد. از طرفي افزايش قيمت نفت نيز ضربه اي ديگري را بر اقتصاد ايالات متحده وارد مي سازد.

پس از جنگ خليج، صادرات نفت عراق تا هنگام خلع سلاح كامل مورد تحريم قرار گرفت. پس از مدتي به عراق اجازه داده شد تا به مبادله ي پاياپاي نفت در قبال غذا و دارو بپردازد. بنابراين در صورتي كه نفت عراق وارد بازار شود موجب سقوط قيمت نفت مي گردد و بدين صورت امريكا مي تواند اقتصاد در حال سقوط خود را بهبود بخشد. اما اين امر وابسته به اجراي قطعنامه ي 1441 و خلع سلاح عراق مي باشد. در اين ميان صدام حسين هيچ تمايلي به خلع سلاح خود ندارد. بنابراين امريكا خود بايد دست به كار شود تا با سرنگوني حكومت صدام حسين و انهدام سلاح هاي غير مجاز عراق تحريم صادرات نفت عراق را بشكند، قيمت نفرت را پايين بكشد تا به اقتصاد رو به سقوطش بهبود يابد. والا عراق و حكومت صدام حسين به هيچ وجهه امنيت ملي امريكا را تهديد نمي كنند.

اما منافع فرانسه و روسيه در چيست؟
همانطور كه گفتم و همه مي دانيم، عراق تنها اجازه دارد تا نفت خود را با غذا و دارو مبادله نمايد. اخيرا در اين راستا عراق دو قرارداد هفت ميليارد دلاري و پنج ميليارد دلاري را به ترتيب با شركت هاي روسي لوك اويل (Luk Oil) و فرانسوي توتال (Total) منعقد كرده است. پس در صورت سرنگوني حكومت صدام حسين انحصار صادرات نفت عراق از چنگال روسيه و فرانسه به در مي آيد. لازم به ذكر است كه آنها نفت عراق را به مراتب پايين تر از قيمت جهاني دريافت مي كنند.

بدين ترتيب هر دو جبهه به خاطر نفت عراق و منافع خويش در مقابل هم صف آرايي كرده اند. اما حال بايد بنگريم تحقق منافع كدام يك از اين دو جبهه براي مردم عراق و كشورهاي همسايه و در كل جامعه ي بشري منفعت خواهد داشت؟

مسلما جنگ! در صورت سرنگوني صدام حسين و خلع سلاح عراق:
1. مردم عراق از بند ظلم و ستم و ديكتاتوري صدام حسين رها مي شوند.
2. حكومتي دموكرات در عراق تشكيل مي گردد و مردم عراق بر سونوشت خود حاكم مي گردند، كه مسلما اين امر بر منطقه تاثيرات مثبتي خواهد كذارد. در ضمن دفاع از دموكراسي در هر گوشه از جهان وظيفه ي هر انسان ازاده اي است.
3. سياست متجاوزانه ي عراق هميشه تهديدي براي كشورهاي همسايه اش (ايران، كويت، اسرائيل و ...) به شمار مي رفته است. خلع سلاح عراق موجب تامين امنيت ملي اين كشورها به ويزه ايران و كويت كه بيشترين ضربع را از اين سياست عراق خورده اند مي گردد.

ب. ت. طبق اخبار منتشره، نشست امروز شوراي امنيت سازمان ملل برگزار نمي شود. اين نشست يا فردا برگزار مي گردد و يا به هفته ي بعد موكول خواهد شد. قابل ذكر است كه مدت اولتيماتوم تا 24 مارس تمديد گشته است. همچنين ژاك شيراك رييس جمهور فرانسه در مصاحبه با دو كانال تلويزيوني اين كشور آمادگي فرانسه را براي وتوي تصويب احتمالي قطعنامه اعلام كرده است.


Advertisement in Siah Sepid

بازگشت به نخستين سطر
© Sabz W. D. P. G.
Site
 Meter © نقل و درج مطالب سياه سپيد، با ذکر منبع و ماخذ مجاز مى باشد.
گزينش و درج مطالب در اين هفته نامه، به مفهوم تاييد نظر نويسنده نيست.