Home
خانه     خاکسترى     فلش نامه     بايگانى     شناسنامه     ارتباط با ما
: جستجو شماره ۱۹ ◊ 1 اسفند ۱۳۸۲
پيام هاى شما : 779 پيام   ◊   ارسال متن براي ديگران   ◊   نسخه قابل چاپ  

نشان غرور ملي

سير تحول پرچم ايران

آرش داور
arash@SiahSepid.com

ايران از سالها و سده هاي كهن داراي پرچم و درفش بوده است. نخستين پرچمي كه در تاريخ افسانه اي ما از آن نام برده شده درفش كاوياني است، كه پيش بند چرمي آهنگري بنام كاوه بوده، اين آهنگر در برابر ستم و بي داد آژيدهاك بپاخواست و به ياري فريدون او را فرو نشاند و فريدون را به پادشاهي رساند، فريدون نيز به پاس اين ياوري و دلاوري آن پاره پوست را با ديباهاي زرد و سرخ و بنفش و گوهرهاي فراوان بياراست و درفش كاوياني نام نهاد، پس نخستين رنگهاي پرچم ايران « زرد، سرخ، بنفش » بوده است. در اينجا بايد ياد آور اين نكته شد كه درفش كاوياني يك درفش افسانه اي نبوده و وجود داشته، زيرا آنگونه كه از برگه هاي تاريخي برمي آيد، هخامنشيان و ساسانيان نيز درفش ملي و نظامي خود را درفش كاوياني مي ناميدند كه بسيار بزرگ و از پوست پلنگ بوده و گوهرهاي فراواني را به آن دوخته بودند.

اين درفش در تگ و تافت تاريان و چيرگي آنان بر ايران زمين به دست آن ها افتاد و آنگونه كه فتح الله ... قزويني در كتاب المعجم مي نويسد: درفش را نزد عمر بردند و عمر دستور داد تا گوهر ها را بردارند و پوست را بسوزانند.

سپس تا دويست سال ايران زير چيرگي تازيان بود و پرچمي نداشت اما در درازاي اين دو سده قهرماناني براي بيرون كشيدن ميهن خود از زير بار ستم بيگانگان بپا خواستند ، كه دو تن از آنها داراي پرچم بودند : يكي ابومسلم خراساني كه پرچمي سياهرنگ داشت و ديگري بابك خرم دين كه پرچمي يكسره سرخ رنگ داشت .

به سال سيصد و پنجاه و پنج خورشيدي، سلطان محمود غزنوي نقش يك ماه را بروي پرچم خود كه يكپارچه سياه بود قرار داد و اين نخستين باري بود كه پس از چيرگي تازيان بر ايران نقش يك پديده بروي پرچم ما آمد. سپس سلطان مسعود به انگيزه ي دلبستگي فراواني كه به شكار شير داشت دستور داد نقش ماه را از روي پرچم برداشتند و بجاي آن نقش شير را گذاشتند بدين گونه در نهصد و پنج سال پيش شير بروي پرچم ايران آمد.

در اين ميان به نمونه هايي برمي خوريم كه نشان مي دهد در ميان اتابكان پارس و خوارزمشاهيان نه تنها پيكره ي شير از روي پرچم برداشته نشد بلكه نقش خورشيد نيز بر پشت و بالاي سر شير آمد.

پژوهندگان نگاره هاي گوناگوني درباره ي انگيزه ي نقش خورشيد بروي پرچم دارند: برخي اين باور را دارند كه تاثير كيش ميتراييسم و مهر پرستي ايرانيان كهن بزرگترين انگيزه نگارش خورشيد بروي پرچم و سپس بروي سكه ها بوده است.

تا زمان صفويه نقش شير و خورشيد در تمامي پرچم هاي ايران بوده است. شير و خورشيد يك نماد ملي بوده و با دگرگون شدن پادشاهان اين نشان ملي دگرگون نمي شد. تنها شاه اسماعيل و شاه تهماست بر روي پرچم خود نشان شير و خورشيد نداشتند. پرچم شاه اسماعيل يكسره سبز و بر بالاي آن نقش ماه بوده است. شاه تهماسب كه در ماه (حمل) گوسپند بدنيا آمده نقش گوسپند را در روي پرچم نقش كرد. در زمان صفويه آيات قران و كلمات تازي (عربي) بر روي پرچم ظاهر شد.

تا زمان نادر شاه افشار پرچم ها در بيشتر موارد نوك تيز بوده و از همه ي رنگ ها استفاده مي شد. نادر شاه اين مرد خود ساخته و ميهن پرست كه از دل مردم برخاسته بود، ايران تكه پاره را به زير يك پرچم آورد تا آن زمان پرچم يك رنگ بوده (سبز يا سرخ يا سياه) و او اين پرچم را داراي سه رنگ سبز و سپيد و سرخ كرد. درفش شاهي نادر، سرخ و زرد و داراي نقش شير مي بود. پرچم در زمان نادر چهار گوش بود. بنابر اين پرچم مستطيل و سه رنگ نادر شاه مادر پرچم سه رنگ ايران است كه نقش شير و خورشيد بر آن نشسته ولي هنوز شير شمشيري در دست ندارد.

در هيچ يك از نگاره ها، سكه ها، نوشته ها، سنگ نبشته هاو قاليچه هاي ايراني تا زمان قاجار نقشي از شمشير ديده نمي شود و هنوز شير و خورشيد تنها نماد ملي ايران باقي مانده بود.

آقا محمد خان قاجار با تمام كينه اي كه از افشاري ها داشت از سه رنگ تنها سبز را از پرچم جدا كرد و و و رنگ سرخ را رنگ پرچم معرفي كرد و در ميان آن دايره ي سپيدي را نگاه داشت و شير و خورشيد را كه از پيشينيان رسيده از ميان نبرد. گرچه شاهان و اميران همديگر را از بين مي برند ولي شير و خورشيد را كه نماد ملي است بر جاي مي گذاشتند.

چون آقا محمد خان بشدت مذهبي بود و در بعضي از پرچمهاي صفويان شير و خورشيد و برخي ديگر شمشير دو سر علي بود او آنها را در هم آميخت و شمشير بدست شير داد.

در زمان فتحعلي شاه دو گونه پرچم بوده؛ يكي پرچمي يكسره سرخ رنگ با شيري نشسته (بي شمشـــير) و خورشيد بر پشت آن در ميان پرچم، بالاي چوب پرچم، دستي از سيم ناب كار گذارده بودند كه شايد نمادي از دست علي بوده است. اين درفش براي زمان جنگ بوده است. ديگري درفشي بود يكسره سبز رنگ باز هم شيري نشسته (با شمشير) و خورشيد بر پشت وبر بالاي چوب پرچم، پيكاني زرين كار گذارده بودند؛ اين پرچم، پرچم زمان صلح بود. در هر دو پرچم پرتوهاي خورشيد سراسر پهنه پرچم را مي پوشانده است.

سفير فتحعلي شاه در هنگام ورود به شهر پترو گراد نگاره زيبائي از شير و خورشيد كه بر پرچمي يكسره سپيد كشيده شده را در جلو حركت ميداد. با نگرش به پرچم زمان جنگ و صلح و پرچم سپيد زمان دوستي مي توان انگاشت كه در آن زمان سه رنگ پرچم مشتمل بود بر :سرخ، سبز و سپيد.

در زمان محمد شاه قاجار تاج بر بالاي نشان شير و خورشيد ظاهر مي شود وسر انجام در يكصد و پنجاه سال پيش دستگاه فرمانروائي ايران مي پذيرد كه نشان شير و خورشيد يك نشان فرهنگي، تاريخي و ديني است كه ريشه در هزاره هاي كهن (از زمان زرتشت) دارد.

در سال هزار و دويست و هشتاد و چهار خورشيدي كه جنبش مشروطه را مظفر الدين شاه دستينه نهاد، در متمم قانون اساسي شكل درفش به اين صورت آمده است: « الوان رسمي بيرق ايران، سبز، سفيد و سرخ و نشان شير و خورشيد است» در اين برگه تاريخي از كنار هم قرار گرفتن و اندازه رنگ ها و پهناي درفش سخن به ميان نيامده است.

در مجلس يكم شماري از روحانيون بودند كه به پيروي از دين اسلام نگاشتن نگاره ها را ناروا مي دانستند. گروهي نو انديش كه شمارشان بسيار بود برآن شدند كه نگذارند نازش هاي فرهنگ گذشته پايمال شود. از جمله اينان شادروان ارباب كيخسرو و شاهرخ نماينده زرتشتيان بودند. با رايزني و برنامه اي حساب شده در جلسه ي مجلس پس از سر آغازي شيوا بيان نمودند: « همه ميدانيم كه نود در صد ايرانيان مسلمانند. و رنگ سبز رنگ دلخواه پيامبر اسلام و رنگ دين است. پس بر بالاي پرچم جاي گيرد. زرتشتيان هزاران سال پشت اندر پشت در اين سرزمين زاده و زندگي كرده اند در قرآن نيز اشاره اي به اين دين شده. رنگ سپيد كه رنگ ويژه كيش زرتشتي است و همچنين رنگ آشتي و پاكدلي است بپاس بزرگداشت اين مردم آزاده در زير رنگ سبز جايگزين كنيم. به پاس خون شهيدان راه انديشه و باور بويژه فرزند علي و انقلاب مشروطه رنگ سرخ را در آن جاي دهيم. » هنگامي كه مجلس كاملا آماده شده سخن به نشان شير خورشيد مي كشد و گفته مي شود. « انقلاب مشروطه در امرداد به پيروزي رسيد، ماه امرداد در برج اسد (شير) جاي دارد، از سوي ديگر چون بيشتر مسلمانان ايراني "شيعه" و پيرو علي هستند و شير همچنين پيشنامي از نام هاي علي است و او را "اسد الله" مي خوانند بر اين پايه شير را هم كه نشانه امرداد و هم نشانه پيشواي يكم است بيادگار به پرچم نقش كنيم. چون مشروطيت در ميانه امرداد به پيروزي رسيد و خورشيد در اين روز در اوج نيرو مندي و گرماي خود است پيشنهاد مي كنيم خورشيد را نيز بر پشت شير سوار كنيم كه هم نشانه علي باشد هم نشانه امرداد و هم يادآور روز چهاردهم امرداد و هم نشانه كهن ايرانيان. » (نكته در خور توجه اينكه به «ميترا» و ارتباط آن با خورشيد و مهر اشاره نگشته تا مبادا روحانيان درون مجلس بر آشفته شوند.) و در زماني كه زمينه را مساعد دانسته، بيان نمودند: « حال كه شير را نشانه علي دانستيم بايد "ذوالفقار" را نيز به دستش بدهيم. »

نمايندگان دور انديش با شتاب بر اساس اصل پنجم متمم قانون اساسي پيشنهاد و به تصويب رساندند. در اين برگه تاريخي اشاره اي به تاج در بالاي شير و خورشيد نشده است.

اين درحالي بود كه اصل پنجم قانون اساسي گنك و نارسا بود و به همين انگيزه درسال هزارو سيصدو سي و شش خورشيدي به هنگام نخست وزيري دكتر منوچهر اقبال اين نارسايي برطرف شد.

هنوز يكي دو سه ماه بيشتر از بهمن پنجاه و هفت نگذشته بود كه آيت الله خميني در يك سخراني گفت: « بياندازيد اين شير و خورشيد منحوس (!) را. بياندازيد اين علامت شاهنشاهي را (!!). »

به دنبال اين سخن ناسنجيده عده اي از هواداران چشم و گوش بسته با چكش ناداني بجان آثار باستاني و ساختمان ها افتادند كه «مهندس مهدي بازرگان» زيان چشمگير را به او گوشزد كرد ولي با وجود كوشش هاي فراوان و هشدارها، آيت الله خميني اظهار نمود: « اگر از ميان بردن اين علامت منحوس (!) شير و خورشيد، هشتاد ميليون هم ضرر ميزند – كه نميزند (!) – مانعي ندارد، آنها را از بين ببريد (!!). »

از آن پس رنگهاي پرچم همان سه رنگ سبز و سپيد و سرخ رنگ باقي ماند ولي نشان تاريخي و ملي شير و خورشيد از روي پرچم برداشته شد و واژه ي تازي الله روي آن نقش بست.


Advertisement in Siah Sepid

بازگشت به نخستين سطر
© Sabz W. D. P. G.
Site
 Meter © نقل و درج مطالب سياه سپيد، با ذکر منبع و ماخذ مجاز مى باشد.
گزينش و درج مطالب در اين هفته نامه، به مفهوم تاييد نظر نويسنده نيست.