|
كلك عشق
محمد رضا منادي
comments@SiahSepid.com
كلـك عشــق
بيا،
تا بفشارمت.
با وجودم، با هر چه كه تو دوست داري.
شايد قطرههاي شوق
در رود حقيقت براي اعتماد
تا درياي يقين
با ترنم پاروهاي مردمان ساده ماهيگير
كه در آن افقها،
مرد پير دريا
در كلك عشق
خيره مانده است.
به آنچه كه ما در سينه ميفشاريم.
پائيــز
چشمهايم به رنگ خون
در تن سرد و توفاني جنگل
پائيزم، پائيز !
خشك و شكننده
زرد و قرمز.
صورتك
اين چهرهها پشت تمام زيورهايشان ميپوسند.
گورند اين صورتكها كه دهها سال ديگر مبهوت نميخندند، نمي گريند، نمي رنجند.
|