|
فروپاشي جبهه دوم خرداد؟
محمد حسين محمد شاهي
mohammad@SiahSepid.com
اندكي پيش از دوم خرداد ۱۳۷۶ كليه نيروهاي مخالف وضعيتي كه رفسنجاني در كشور ايجاد كرده بود٬ براي تغيير اوضاع و دستيابي به قدرت٬ ائتلافي تشكيل دادند كه پس از پيروزي در انتخابات از آن به نام «جبهه دوم خرداد» ياد شد. اين گروه با استقبال گسترده مردمي كه خواستار تغيير بودند مواجه شده و موفق شدند محمد خاتمي را به قدرت برساندند. اولين حركتهاي محمد خاتمي در جهت خواستهاي مردم و مطابق شعارها و وعده ها بود تا اينكه فشارهاي جناح قردتمند راست اصلاح طلبان را به چالشي جدي فرا خواند. جناح به ظاهر منسجم چپ از همانجا بر مبناي اختلافات ايدئولوژيكي كه در مراحل اول خود را نشان نمي داد٬ شكافي دروني خورد. آن دسته از اصلاح طلبان كه به اصلاح طلبان خارج از حكومت مشهورند خواستار برخوردهاي راديكال با اقدامات جناح راست بودند در حالي كه اصلاح طلبان حكومتي طرفدار سياستهاي آرام تر و گرفتن امتياز از جناح مخالف بودند. جنبه ديگر اختلافات اين دو گروه نيز به گذشته آنها مربوط مي شد. اصلاح طلبان خارج از حكومت بعدها از اصلاح طلبان داخل حكومت خواستند كه علنا به اشتباهات خود در اوايل انقلاب - از جمله تسخير سفارت امريكا - اعتراف كنند اما اصلاح طلبان حكومتي از اين كار سر باز زدند.
در زمان انتخابات اولين دوره شوراهاي شهر هنوز اين اختلافات به طور جدي بروز نكرده بود و از طرف ديگر نياز به حمايت از سياست هاي اصلاحي خاتمي (در اين وهله پيشنهاد تاسيس شوراهاي شهر) مردم را به پاي صندوق هاي راي كشاند.
به هنگام انتخابات ششمين دوره مجلس٬ نياز اصلاح طلبان به تسخير مجلس و تحكيم پايه هاي قدرت بار ديگر آنها را به يك حركت منسجم واداشت تا جايي كه مثلا گنجي - كه در آخرين كتاب خود سياستهاي اصلاح طلبان را شديدا مورد انتقاد قرار داده - در آن زمان كتابي نوشت كه در نهايت موجب شد رفسنجاني به مجلس راه نيابد. پس اين بار هم اصلاح طلبان پيروز شدند.
در خرداد ۱۳۸۰ محمد خاتمي در مبارزات انتخاباتي٬ با درايت و زيركي پيروزي را بدست آورد. محمد خاتمي در آن زمان دريافت كه آنچه مردم از او مي خواهند٬ انتقاد از راستي هايي است كه دست از آزار مردم و وارد آوردن فشار بر آنها بر نمي داشتند. پس در يك مصاحبه مطبوعاتي از سرازير شدن اشكهاي گلايه اش جلوگيري نكرد و دل (بخوانيد: راي) مردم را بار ديگر بدست آورد.
و اما در اسفند ۱۳۸۱ مسئله به گونه اي ديگر بود. اين بار اصلاح طلبان با ايجاد ائتلاف با ملي مذهبي هاي محبوب پيروزي را نزديك مي ديدند كه ناگهان به همان چيزي رسيدند كه اصلاح طلبان خارج از حكومت در موردش هشدار داده بودند: نا اميدي و سرخوردگي مردم از سياست هاي سست اصلاح طلبان داخل حكومت. عدم شركت پشتيبانان اصلاح طلبي٬ پيروزي را به راستي ها بخشيد.
واكنش هاي بيشتر احزاب درون جبهه دوم خرداد هنوز چندان مشخص نيست. دفتر تحكيم وحدت - كه از همان ابتدا سايش كمتري با حكومت و قدرت داشت - بلافاصله جدايي خود را از جبهه دوم خرداد اعلام كرد. جبهه مشاركت در مرز خروج از حاكميت قرار دارد. احزاب ديگر هم در حال رايزني هستند. چنانچه احزاب ديگر به «جبهه دموكراسي خواهي» دفتر تحكيم وحدت بپيوندند٬ جبهه دوم خرداد با رويكردي نو و نامي دگر مبارزات خود را ادامه خواهد داد. در غير اين صورت٬ فروپاشي جبهه دوم خرداد قطعي به نظر مي رسد و اين مسئله ممكن است موجب شود در مجموع محافظه كاران با برنامه ريزي هاي منظم و اتخاذ سياست هاي بجا بخش بزرگي از قدرت از دست رفته را باز يابند. از سوي ديگر٬ چنانچه اصلاح طلبان داخل حكومت با اصلاح طلبان خارج حكومت هم صدا شوند٬ حمايت مردمي را باز خواهند يافت٬ گام هاي بلندتري برخواهند داشت و پيروزي هاي بزرگ تري بدست خواهند آورد. باشد كه چنين گردد.
|