Home
خانه     خاکسترى     فلش نامه     بايگانى     شناسنامه     ارتباط با ما
: جستجو شماره ۱۹ ◊ 1 اسفند ۱۳۸۲
پيام هاى شما : 729 پيام   ◊   ارسال متن براي ديگران   ◊   نسخه قابل چاپ  

قُمي كه فريب خورد

بخش نخستين

سعيد شيرازي
comments@SiahSepid.com

سال ها پيش آيت الله حائري از علماي نوگراي شيعه ( البته آرامتر از امثال مطهري ها ) پس از مشورت با برخي از علماي مقيم ايران تصميم به ايجاد حوزه علميه اي مستقل از نجف در ايران گرفت، ماجراي تاسيس اين حوزه داستان جالبي است كه مجال آن اينجا نيست اما نكاتي در رابطه با همين تاسيس تاريخي هست كه لازم به گفتن است.

تاسيس حوزه علميه قم به جز مستقل بودن از نجف تفاوت آشكاري نيز با اين حوزه داشت، تدريس دروسي مثل فلسفه در اين حوزه كه با شروع مرجعيت آيت الله خميني شروع شده بود از تفاوتهاي بارز قم و نجف بود. لازم به ذكر است دروسي مانند فلسفه در آن زمان كفر محسوب مي شد!

هرچه زمان مي گذشت تفاوت نجف و قم بيشتر آشكار مي شد البته رقابت سياسي حكومت هاي عراق و ايران براي رهبري شيعه هم تاثيري هرچند اندك داشت. وقتي حوزه قم به اوج بلوغ خود رسيد كه رهبري آن به دست آيت الله خميني افتاد. روحانيون مقلد يا حداقل طرفدار او بود، در بين اين ها روحانيوني بلند مرتبه و يا حتي مراجع تقليدي چون آيت الله مرعشي و گلپايگاني هم بودند. با وجود اينها قم زير سايه خميني بود. نجف نيز در همان زمان يك رهبر واحد داشت، آيت الله خويي كه از نظر حداقل محبوبيت از آيت الله خميني چيزي كم نداشت و البته تا حدودي آيت الله حكيم. در همان زمان فرزندان مرحوم آيت الله صدرالدين صدر با الگو قرار دادن آيت الله خميني روش انقلابي او را در عراق نيز در پيش گرفتند، البته اندكي پيش از اين دو، آيت الله خميني از ايران تبعيد شده بود و مرجعيت ايران تمام و كمال حكومتي شده بود، تصفيه حوزه قم از وجود افراد نوگراي مزاحمي چون آيت الله مطهري و سپردن مرجعيت رسمي كشور از طرف شاه به آيت الله ميلاني ( مقيم مشهد ) و آيت الله شريعتمداري از اتفاقاتي بود كه جريان انقلابي مرجعيت و روحانيت شيعه را اين بار به عراق كشاند و دليل آن فقط يك چيز بود نفوذ حكومت بر حوزه.

آيت الله محمد صدر و آيت الله موسي صدر افرادي بودند كه از نجف ظهور كردند اما نه با منش نجفيان كه آنها دنباله روي آيت الله خميني بودند. از اين دو موسي صدر كه نسبت فاميلي نيز با آيت الله خميني داشت به ايران آمد تا شايد خلاء او را پر كند ولي بنا به دلايلي او هم از ايران اخراج غير رسمي شد حتي بعدها تابعيت ايراني او به فرمان مستقيم محمدرضا پهلوي لغو شد. با اين وجود رهبري انقلاب در داخل ايران به دست دو تن حاميان اصلي او آيت الله طالقاني ( نزديك به نيروهاي ملي ) و آيت الله منتظري ( نزديك به نيروهاي چپ ) افتاد تا در غياب او خلاء وي را پر كنند و هم گروه هاي مخالف ملي و چپ را هم به صف نيروهاي مذهبي بكشانند تا اتحاد چپها، ملي ها و مذهبي ها شكل بگيرد؛ كه البته موفق هم بودند. رهبري ايدئولوگ انقلاب را هم امثال مطهري و شريعتي برعهده داشتند. اينان ( به خصوص شريعتي ) هرگز تصور حكومت فعلي يا همان ولايت فقيه را نمي كردند شريعتي و مطهري انديشه هاي انقلابي داشتند اما نه از نوع انقلابي هاي اين دوره.

اما محمد صدر، وي در عراق ماند ولي با روشي بسيار محافظه كارانه سعي كرد حضور خود را در نجف محكم كند و توسط مخالفان خميني از ميدان خارج نشود. البته او نيز موفق بود، هر چه قدر مي گذشت او راديكال تر مي شد ولي با جايگاه محكم تر. اينطور بود كه آيت الله خميني با يك تير چندين نشان زد وي هم نماينده قدري در نجف داشت و هم انقلاب را در ايران از دست نداده بود و به دست حاميان درجه اول خود سپرده بود تا از مسير منحرف نشود، اما! يك جاي ديگر نيز بود، لبنان، قطب سوم شيعه نشين جهان، جنوب لبنان به دليل موقعيت خاص جغرافيايي ( همسايگي با اسرائيل ) به اين منطقه اهميت دو چندان داده بود از قضا اين منطقه شيعه نشين نيز بود، اينجا بود كه يكي از روشنفكرترين هواداران آيت الله خميني راهي لبنان شد، آيت الله موسي صدر درمدتي اندك به چنان محبوبيتي رسيد كه شيعيان لبنان به مانند ايرانيان او را امام ناميدند و از اين به بعد او امام موسي صدر نام گرفت، وي در حقيقت بخش روابط خارجي حاميان آيت الله خميني نيز بود، رابطه نزديك او با رهبران انقلابي آن زمان جهان عرب نظير حافظ اسد نيرويي دو چندان به وي داده بود او در لبنان به حدي قدرت يافت كه در جريان جنگهاي داخلي لبنان از نفوذ خود بر حافظ اسد استفاده كرد و ارتش سوريه را وارد عمل كرد تا فالانژيست هاي وابسته به اسرائيل را از محاصره بيروت خارج كنند حتي قانون اساسي لبنان را تغيير داد و رياست مجلس لبنان را براي هميشه به شيعيان داد جنبش امل نيز به رهبري او و با كمك يكي از نزديكترين دوستانش يعني مصطفي چمران تاسيس شد و آن را به اولين و تنها جنبش مبارز شيعي عليه اسرائيل تبديل كرد. رابطه موسي صدر با فلسطينيان نيز بسيار عالي بود. ياسر عرفات رهبر مبارزين فلسطيني از نزديكترين دوستان او بود. حالا او شايد بعد از آيت الله خميني پر قدرت ترين رهبر انقلابي شيعي و حتي با نفوذتر از او بود. به اين ترتيب لبنان تبديل به قطب قدرتمند روشنفكري شيعي شد هرچند كه بيشتر انرژي و نيروي موسي صدر صرف رفع اختلافات داخلي و سپس مبارزه چريكي با اسرائيل شد.

حالا آيت الله خميني با وجود تبعيد رهبري تمام جامعه انقلابي شيعه را مستقيم و غير مستقيم در اختيار داشت؛ و البته نبايد فراموش كرد كه بخش محافظه كار جنبش شيعي نيز بودند كه با دستگاه حاكم كنار مي آمدند و عموما مقلد مراجع آرام يا حكومتي شيعي بودند. در قسمت هاي بعدي به اين مراجع بيشتر مي پردازيم.

● ادامه دارد ...


Advertisement in Siah Sepid

بازگشت به نخستين سطر
© Sabz W. D. P. G.
Site
 Meter © نقل و درج مطالب سياه سپيد، با ذکر منبع و ماخذ مجاز مى باشد.
گزينش و درج مطالب در اين هفته نامه، به مفهوم تاييد نظر نويسنده نيست.