|
اينجا تهران است!!
پرده اول، جمعه! عاشوراي حسيني!!
حامد يوسفي
hamed@SiahSepid.com
جمعه ، عاشوراي حسيني - ساعت 6 صبح - تقاطع وليعصر و مولوي - مهديه تهران
اين الطالب بدم المقتول بكربلاء ، اين ... ( دعاي ندبه ) ، ملت در حال گريه و دعا ، عده اي دارن كار ميكنن تا صبحونه حاضر كنن ، چند نفري از صدا سيما اومدن براي فيلم برداري و پوشش خبري ، ملت زن و مرد از همه طرف ميان و ميرن تو، اكثر پسرها چفيه دوره گردنشونه ، همه زنها چادري ، نيروي انتظامي هم كمك ميكنه ، صبح عاشوراست و همه پيراهن مشكي پوشيدن! پيشوني بندهاي يا زهرا و يا حسين خودنمايي ميكنه ...
جمعه ، عاشوراي حسيني- ساعت 6:30 صبح - ميدان وليعصر
صداي موزيك از اكثر ماشين هاdي كه دارن به سمت بالا حركت ميكنن به گوش ميرسه ، اغلب تيم هاي 3 - 4 نفري دختر و پسر منتظر ماشين هستند ، مقصد : تجريش ، چند تا از دخترا با شلوار و پيراهن پسرونه اومدن بيرون ، يكي از دختر ها حتي روسريشو هم گه گاه بر ميداره ، تقريبا همه زير 25 سال ، ميگن و ميخندن و گه گاهي با هم دعواشون ميشه! حركت به سمت بالا (!!) ...
جمعه ، عاشوراي حسيني- ساعت 7:10 صبح - نياوران - ابتداي جمشيديه
فكر كردم پنچر كرده! وايسادم! تا پياده شم لاستيك ها رو چك كنم و سوار شم ديدم دو تا دختر تو ماشين نشستن و (با لبخند) : خوبي؟! برو بريم!!
جمعه ، عاشوراي حسيني- ساعت 9 صبح - ميدان منيريه - خيابان خوش
حسين جان ! ببين امسال مردم چقدر بياد تو بودن آقا !! هيچكي عيد نگرفت آقا (!!) آقا جان همه مردم ما تو رو دوس دارن آقا يه نظري به ما بكن ... حتي اين بچه هاي بي دين و لا مذهب هم چهارشنبه سوري و انداختن عقب! آقا ما خيلي دوست داريم ... ( صداي مداح هيئت ... همراه با صداي گريه و داد و بيداد ملت! گه گاهي يه دفه يكي با كله ميره تو ديوار و داد ميزنه حسين!! خيابون خيلي شلوغ ، عده اي درحالي كه ظرفهاي غذا دستشونه دارن از كوچه بيرون ميان ، چند تا خانم هم دم در وايسادن و ميگن حاج آقا به خدا مريض داريم!! بگين دعامون كنن ...
جمعه، عاشوراي حسيني - ساعت 11 - خيابان انقلاب - نرسيده به ميدان انقلاب
اين جوري نميشه!! آخه اين چه وضعشه؟ امروز عاشوراست آقا! عاشورا! امام حسين برا من و شما شهيد شد! براي ما رفت كربلا (!) اونوقت ميخوان چارشنبه سوري بگيرن؟! غلط ميكنن! مگه من ميزارم (!) ... سخنان پيش از خطبه ! داره كم كم شلوغ ميشه! مقام معظم امروز امام جمعه است و بعضي ها از قم پا ميشن ميان تهران برا ايشون ... مردم دارن وضو ميگيرن! تو دانشگاه ديگه جا نيست و مردم كم كم بيرون ميشينن! تو دست بعضيا پلاكاردهاي ××هم رهبري، هم مرجعي، خامنه اي ×× ديده ميشه ...
جمعه، عاشوراي حسيني - ساعت 4:45 بعد از ظهر - اتوبان كردستان
افسر نيروي انتظامي سعي ميكنه ماشين ها رو درست هدايت كنه ، خيابون مسدوده ، جلوتر رفتم ، دسته عزاداري امام حسين (ع) ، ارامنه ساكن تهران ناحيه 1 عاشقان اباالفضل (!!) ، چند تا دختر كوچولو در حال دادن آب به مردم ، اغلب پسرهاي دسته زنجير ميزنن ، صداي طبل و سنج خيابون رو پر كرده ، يكي از دخترها ( سن : حدود 20 سال ) با آرايشي بسيار بياد ماندني داره فلود ميزنه (!) ، دسته از خيابون رد شد ، مردم حركت ميكنن ، همه چيز به حال عادي برگشت ، انگار خبري نبوده ...
جمعه ، عاشوراي حسيني - ساعت 7:30 بعدازظهر - شبكه 1 جمهوري اسلامي ايران
... و مردم غيور و هميشه در صحنه ايران اسلامي بار ديگر نشان دادند كه همواره به موازين شرع پايبندند و اسلام و مقدسات براي آنها در درجه اول قرار دارد ... معظم له همچنين در بخش ديگري از پيام خود فرمودند ... ، گوينده اخبار طيق معمول داره داره بيانيه هاي صاده رو ميخونه و پيام هاي تسليت به مناسبت عاشوراي حسيني و به رهبر معظم رو قرائت ميكنه!
جمعه ، عاشوراي حسيني - ساعت 11 شب - روبروي پارك ملت
ترافيك غوغا ميكنه ، راهي براي عبور نيست ، بايد پارك كرد و پياده رفت ... دسته دسته دختر و پسر وارد و خارج ميشن ... اونقد شلوغه كه خودت و هم گم ميكني! چه برسه به رفيق، رفقا ... نيروي انتظامي هم داره به وظايفش (!) عمل ميكنه! هرزگاهي هم يه لندكروز سياهي رد ميشه و همه كٌپ ميكنن! ولي كاري به كسي نداره و راش و ميكشه و ميره ...
جمعه ، عاشوراي حسيني - ساعت 12 شب - تقاطع شيخ بهاي و ملاصدرا
جمعيت زيادي تو صف واستادن ... بستني فروشيه ... لطفا خانوما يه طرف واسدن آقايون يه طرف ... محرم نا محرم قاطي نشه ها ! فكر ميكردم نصف شب و آخراي زمستون مغازهه بسته باشه! اما انگار علاف تر از من خيلي هست!!
جمعه، عاشوراي حسيني - ساعت 12 شب - چند قدم اون ور تر!
برادر جان دعا كن خواهرت زينب بميرد ... نماند بعد تو از دوريت ماتم بگيرد
حسين جان اي حسين جان ... حسين جانم حسين جان ... ...
صداي سينه زني مردم ، بيرون هيئت چند تا ديگ غذا ، حاج آقا بيرون منتظرن كه غذاشون داده بشه و تشريف ببرن ... يه دختر كوچيكي از كنارم رد شد! حاج آقا ... بابام گفت بهتون سلام برسونم بگم واسه اون مريض ما ... اگه ممكنه هم بگيد دعا كنن هم يه مقدار غذا بديد تبرك براش ببريم. برو بچه! تو خجالت نميكشي بي روسري اومدي بيرون؟! استغفرالله! محرمي ما رو به حرام (!!) ميندازن ! د ميگم برو عقب! ... دخترك اشك تو چشاش جمع شده! خجالت ميكشه گريه كنه! ... ياد حاج آقاي محل ميفته كه ميگفت ”امام حسين مظلوم بود! مظلوم!” ياد برادر كوچيكش ميفته كه رو تخت بيمارستان ... السلام علي مظلوم بكربلاء!
تهران! هر روزش يه فيلم و سناريوي غم انگيزيه كه مي تونه چشم سنگ دل ترين آدمها رو به اشك سيراب كنه ... تهران براي كساني كه توش نيستن و يا هستن و مثل اكثريت چشم ندارن يه شهره! ولي براي جمع اندكي گورستانيه كه هر روز داره به عمقش اضافه مي شه ...
● ادامه دارد ...
|