Home
خانه     خاکسترى     فلش نامه     بايگانى     شناسنامه     ارتباط با ما
: جستجو شماره ۱۹ ◊ 1 اسفند ۱۳۸۲
پيام هاى شما : 906 پيام   ◊   ارسال متن براي ديگران   ◊   نسخه قابل چاپ  

شكوفه‌هاي آلبالو

مرجان قريشي
marjan@SiahSepid.com

من شعر مي خوانم
تو شعر مي‌خواني
آيا او هم شعر مي‌خواند؟
وقتي كه قمري‌ها در پستوي خانه راه مي‌روند،
وقتي كه باران بر روي شيرواني خانه ترانه سر ميدهد.
آيا او هم شعر مي‌خواند؟
من دوست دارم در ميان درختان بلند قدم بزنم
باغباني كه درختان را با فاصله‌هاي نزديك به هم مي‌‌كارد
حتماً به فكر بستن تاب بوده !
من دوست دارم از ميان فاصله دو درخت رد شوم
اما او به شكوفه‌هاي آلبالو فكر مي‌كند.
و آن كودك
چقدر تاب خوردن را دوست دارد.
و او شعر ميخواند،
شعر ميخواند،
مثل صداي ورق زدن يك دفتر خاطرات در سكوت نيمه شب
و يا كشيده شدن نوك مداد بر روي كاغذ
مثل صداي استكانهاي چاي هنگام سحر
و او هنوز به شكوفه‌هاي آلبالو فكر مي‌كند.

● ● ●

تو

مازيار
mazyar@SiahSepid.com

سال هاست
بي حضور تو
سكوت تنها همبستر شبهايم است
چه وفايي دارد ...
هنوز ، خاطره ي باران نگاهت ،
زمين تشنه ي چشمهايم را خيس
مي كند
پي هر نجوا به هزار سو سفر مي كنم
غافل از آنكه باد جنون قاصد سراب صداي توست
بي تو ، گذر از عرض زمان هم
بي حزن شكستن غرور زرد برگ
زير پا ممكن نيست
بي تو حتي واژه ي عشق ، ع ش ق است
كو تا شنيدن ترانه ي عطر بهار نارنج ...
سحر
خواب مي ديدم
بر سفره ي آغوش تو، لبانت را به افطار نشسته ام
مرغ آمين مي داند
سال هاست روزه دار « تو » ام ...


Advertisement in Siah Sepid

بازگشت به نخستين سطر
© Sabz W. D. P. G.
Site
 Meter © نقل و درج مطالب سياه سپيد، با ذکر منبع و ماخذ مجاز مى باشد.
گزينش و درج مطالب در اين هفته نامه، به مفهوم تاييد نظر نويسنده نيست.