Home
: جستجو شماره ۱۹ ◊ 1 اسفند ۱۳۸۲
پيام هاى شما : 1671 پيام   ◊   ارسال متن براي ديگران   ◊   نسخه قابل چاپ  

ذكر شيخ حسين درخشان - غفرالله ذنوبه -

پويا شفيعي
pouya@SiahSepid.com

آن بلاگر درويش (1)، آن مجري بي ريش، آن بيننده عيوب، آن داننده غيوب، آن عاشق سورنتو، آن ساكن تورنتو، آن خوش تيپ خوش ادا، آن بلاگران را مقتدا، آن روز هفتم را سامان، آن دارنده ي افكار پريشان، مولانا و ابولبلاگرنا حسين درخشان، از فضلاي عصر خويش بود و داراي كامنت هاي پس و پيش.

نقل است كه چون به بلوغ رسيد، پدر وي را نزد خود خواند. گفت: اي پسر! تو را كاري بايد كه مرا آسوده سازد از دست تو. آب حوض تواني كشيدن؟ گفت: نه! گفت: اسرار كف بيني و فال قهوه دانستي؟ گفت: لا! گفت: دلار فروشي و كوپن فروشي؟ گفت: نچ! گفت:مجري گري تلفيزيون تواني؟ گفت: يك بار كردم و با تيپا بيرون انداختنم! پس پدر نعره زد و گفت: بشكند اين دست (2) كه پسري چنين از خود گذاشتم كه فقط حرف مي زند و لا غير!

پس حسين چون اين بشنيد، حال وي مشوش گشت و به بيابان رفت و گفت: اي خدا! مرا چيزي بياموز كه در قبل، كسي نياموخته باشد از مردمان. ناگاه چراغي ديد. دست بر سر آن كشيد، غولي بيرون آمد. گفت: اي حسين! من تو را چيزي آموزم كه از لذات اكبر خامسه است و مردمان به رابع آن پرداخته اند. گفت: آن چيست؟ ندا داد: عبارتند از خواب و شراب و ... (3) گفتن با دوستان و جفت گيري و بلاگ نويسي! گفت: آن چارتاي اول را دانستم. آخري چيست؟ گفت: چشمانت ببند. حسين چشمانش را بست. ... ... (4) و چون باز كرد بلاگر شده بود!

گويند كه بسيار ثابت قدم بود و بر راي خويش مصر. در جميع علوم، عالم بود و چيز مي دانست. شبي در جمعي از مريدان نشسته بود. رندي پرسيد: اي شيخ! نخست تيري كه به سوي ابوالفضل العباس پرتاپ شد، به كجا خورد؟ شيخ مدتي مكاشفه كرد وگفت: به تخم چپ اسب حضرت عباس! ديگري پرسيد: اگر امريكا به عراق حمله كند، حال چگونه است؟ گفت: به تخم چپ اسب حضرت عباس!! مريدان چون ثبات راي وي شنيدند، نعره ها زدند و گريبان ها چاك كردند!

او را گفتند: سياه سپيد چيست؟ گفت: امروز ديدم و ديروز و پريروز (5). پس، پريروز بدان لينك داد و ديروز از آن ها حمايت كرد و زنهار! بد مجله اي بود كه امروز بر شيخ تاخت!

نقل است كه شديدا طرفدار حقوق اناث بود و عكس خود در بلاگ گذاشه بود تا مردمان بينند و وقت خوش شود و تا مي توانست به اناث لينك مي داد، تا آن ها را از وي خوش آيد. درويشي گفت: اي حسين! سالي ست در اين عرصه مطلب مي نويسم و تو را التفاتي با ما نباشد. شيخ گفت: اي درويش! خود را اخته گردان! درويش رفت و خود را اخته كرد. ليك به علت تالمات روحي نتوانست بلاگ نويسد. حسين را حال خوش گشت و گفت: حسين درخشان نباشم اگر بر سبيلي لينك دهم! پس در ميانه مجلس به سماع مشغول شد!

نقل است كه چون به كانادا رفت، در ابتدا بس سياسي مي نوشت. گويند در نماز مي گفت: خدايا! تو را سپاس كه آنقدر سمت و منصب و مجمع و شورا و بيت در ايران داير كردي كه من بي مطلب نمانم! كسي گفت: اي شيخ! اين چه سري است كه در عيان بد ايشان گويي و در خفا خوبشان؟ گفت: برو بخواب بچه! و دعايش را ادامه داد كه الهي! تو خود داني كه بد ايشان مايه خوبي ماست و فزون ويزيتور! پس دستها را به دو سمت گشود و ميانه مجلس به حركات موزون پرداخت در حالي كه مي گفت: خدايا خدايا! تا انقلاب مهدي! سوژه ي ما رو نگهدار!

وي را گفتند: اي حسين! از چه، كلمات ركيك به كار بري كه در شان تو نيست؟ گفت: دريغا كه پدر و مادر من جملگي كارمند بودند و وقت تربيت من را نداشتند! و تا آن زمان كسي سخن بدان صلابت نگفته بود.

وچون مرد، جمعي از اذناب اينترنت گريستند و گفتند: الهي! خط آن دنيا - اين دنيا را راه بنداز كه اينترنت بي شيخ مثل چايي بي قند است! مريدان ضجه ها زدند و كارت اينترنت در دريا بريختند. چون مدتي گذشت، آب دريا بالا امد و همگان را آب برد!

نقل است پس از مرگ وي در خواب ديدند. گفتند: اي شيخ: آمرزيده شدي؟ گفت: بله از بهر لينك هايي كه به خدا دادم و ويزيتورش را زياد كردم! گفتند: آن جا تو را چه دادند؟ گفت: ما را بلاگر اعظم بهشت ساختند. اخبار مربوط به خوردن شراب لايزال الهي و مسابقه زيبايي حوري و غلمان و فيلمهاي سينمايي و موسيقي و سياست هاي كلان بهشت را نويسم تا جهنميان بخوانند و ك**شان (6) بسوزد!

●●●

(1) مفسران معتقدند اين صفت بابت آن لينكي است كه قسمت سوم سمت چپ وبلاگش گذاشته.
(2) محققان بر اين باورند كه در تولد حسين دست نقشي نداشته و يحتمل عضوي ديگر مورد نظر بوده است!
(3) كلمه اي جا افتاده: مثل : چرت يا شعر.
(4) در نسخه سنگي چند جمله جا افتاده. در نسخ خطي هم. محققان گويند آنچه بين غول و حسين اتفاق افتاده از اسرار است!
(5) و اين از كرامات شيخ بود كه بر عكس منصور حلاج كه آينده را مي دانست. از گذشته خبر مي داد!
(6) نسخه خطي: جگر . نسخه چاپي:دل. نسخه نزديك به زمان مرگ نويسنده اين كلمه را ندارد. احتمالا جاي ديگري بوده است!

●●●

با تشكر فراوان از:
1- عطار نيشابوري
2- ابوالفضل زرويي نصرآباد
3- حسين درخشان!


Advertisement in Siah Sepid

بازگشت به نخستين سطر
© Sabz W. D. P. G.
Site
 Meter © نقل و درج مطالب سياه سپيد، با ذکر منبع و ماخذ مجاز مى باشد.
گزينش و درج مطالب در اين هفته نامه، به مفهوم تاييد نظر نويسنده نيست.