Home
: جستجو شماره ۱۹ ◊ 1 اسفند ۱۳۸۲
پيام هاى شما : 832 پيام   ◊   ارسال متن براي ديگران   ◊   نسخه قابل چاپ  

پدر خوانده

نگار ايراندوست
negar@SiahSepid.com

آرا دائما تغييرات جزئى داشت نفر سى و سه، نفر سى و يك، نفر بيست و نه، ولى بالاخره در نفر سى ام تثبيت شد؛ آنهم به همت والاى شوراى نگهبان! فردى كه هميشه نفر اول هر ليستى بود و اخوى گراميش شركت ايشان را در هر ليستى افتخار آن ليست مي دانست هم اينك با دوپينگ شوراى نگهبان توانسته بود به مجلس راه يابد او هنوز از ياد نبرده بود كه در هر انتخاباتى اول بود و حتى در دور قبل مجلس، دخترش فقط به واسطه نسبت با او نفر اول ليست شده بود. مگر او نبود كه ايران را آن چنان ساخت كه از آغاز سلطنت مادها بى نظير بود! مگر او نبود كه سطح زندگى مردم را آن چنان ارتقا بخشيده بود كه همه در يك رفاه نسبى به سر مي بردند! او به خوبى كسانى را به ياد مي آورد كه قبل از انقلاب نان شب هم نداشتند اما حالا جزو بزرگترين سرمايه داران و بازاريان بودند. آيا اين دليل محكمى براى بهبود وضعيت مستضعفين نبود؟ مگر او نبود كه رشد دو رقمى را در اقتصاد ايران به وجود آورد ( سال 69 ) . مگر او دو دوره نماينده ي اول تهران نبود؛ پس چرا حالا همه چيز عوض شده بود؟ جواب از نظر او فقط يك چيز بود؛ اصلاح طلبان! او آن ها را عامل همه اين مسائل مي دانست. همان اصلاح طلبانى كه از نظر او اگر او نبودند، در انتخابات رياست جمهورى با تقلب رقيب، ناچار به واگذار كردن قدرت بودند؛ اما حالا با ناسپاسى تمام حتى حاضر نشدند او را در ليستشان جاى دهند. او اصلا فكر نمي كرد اين امر مهم باشد، اما حالا اين مسئله را سرآغاز همه چيز مي دانست. براستى چرا مردم اينقدر ناسپاس شده بودند؟ او تصميم خود را گرفته بود تصميمى كه تاكنون بسياري مشابه آن را از دوره مادها تاكنون گرفته بودند.

هنوز نتايج انتخابات تهران به طور رسمى اعلام نشده بود كه تيرى شقيقه سعيد حجاريان، كسى كه مغز اصلاحات را لقب گرفته بود توسط جوانى نوزده سال هدف قرار داد. هر چند سعيد حجاريان جان به در برد اما ويلچرنشين شد و قسمت اعظم وقت خود را به معالجات مي گذراند. اين ترور توسط تمامى ذخاير انقلاب محكوم شد ولى ضارب آن كمتر از دو سال بعد آزاد شد؛ اين در حالى بود كه ضارب على رازينى به اعدام محكوم شده بود. دادگاه وى نيز از كنار تمام شايعات مربوط به وجود فتوا در مورد اين ترور گذشت و حقيقت امر هيچگاه آشكار نشد و در حالى كه مجازات ترور تا آن زمان در جمهورى اسلامى مرگ بود، متهمان دادگاه را با خنده و گاهى شوخى و صلوات به پايان رساندند. مغز اصلاحات بايد مي دانست نبايد پا را فرارتر از گليم خود دراز كند.

اكبر گنجى كه افشاگري هايش در مورد قتلهاى زنجيره اى و مخالفتش با قرار گرفتن هر كسى كه در ليست جناح راست قرار داشت، در ليست جبهه دوم خرداد زبانزد خاص و عام بود و كتابهاى وى از قبيل عاليجناب سرخپوش به چاپ هاى متعددى رسيده بود، به محض بازگشت از كنفرانس برلين دستگير شد. وى به رغم گذراندن چند ماه انفرادى سرسختانه بر مواضعش ايستاد اما سرانجام قاضى دادگاه تجديد نظر او را به چند ماه زندان محكوم كرد و چون وى بيش از مدت حكم در زندان بود بايد آزاد مي شد ولى بر خلاف رويه معمول با شكايت و اعتراض رئيس دادگسترى استان تهران به چند سال حبس محكوم گشت. خوب سزاى كسى كه ذخيره هاى انقلاب را زير سوال مي برد همين است.

روزنامه هاى اصلاح طلب كه نقش مهمى در افشاگري هاى قبل از انتخابات مجلس داشتند و از نظر جناح راست عامل اصلى باخت محافظه كاران بودند نيز در اقدامى بي سابقه در ظرف مدت چند روز براى هميشه توقيف موقت(!) شدند، آن هم با توجه به قانون اقدامات تامينى كه در سال 1338 براى پيشگيرى از جرائمى مانند چاقوكشى تصويب شده بود. علي رغم اقدام مجلس اصلاح طلب در تفسير اين قانون شوراى نگهبان اين تفسير را نپذيرفت و اين تفسير براى داورى به مجمع تشخيص مصلحت فرستاده شد، اما تاكنون در بايگانى مجمع تشخيص مصلحت نظام در نوبت رسيدگى است و اين در حالى است كه تقريبا 80 نشريه عمدتا اصلاح طلب با اين قانون تعطيل شده اند. خوب حقشان بود؛ همين روزنامه چى هاى اصلاح طلب بودند كه آن جو مسموم انتخابات مجلس ششم را به وجود آوردند.

اما با مجلسى كه حالا اكثريت آن با گنجى و باقى و نورى همدل بود نبايد مدارا مي شد. اين مجلس گوش به فرمان دلسوزان نظام (!) نداشت و در مصوباتش نظر ذخاير نظام را رعايت نمي كرد. خوب شوراى نگهبان هم از مصوباتش رضايت نداشت چون با ارزشهاى والاى ذخيره هاى انقلاب همخوانى نداشت و مهمتر از همه آن كه مصلحت نظام را رعايت نمي كرد. خوب پس بايد تمام لوايحش را بزرگان و دلسوزان مجمع تشخيص مصلحت كه جملگى از ذخاير انقلاب بودند فيلتر مي كردند تا اركان نظام آسيب نبيند.

اما اين كه مي گويند آقازاده ها در حال كار اقتصادى و رانت خوارى هستند چه اشكالى دارد؟ همه در حال كار اقتصادى اند! او دورانى طلائى براى ايران بوجود آورد كه از زمان مادها تاكنون بي نظير بوده حالا مگر چه شده است؟ طورى مي گويند كه انگار سراسر دوران او بخور بخور بوده حالا اگر در قبال اين همه زحمت سهم اندكى به او برسد كه سراسر عمرش را در مبارزه با طاغوت بوده چه مي شود؟ ضمن آنكه مسئله را بزرگش كرده اند. همه اش كار روزنامه هاى مزدور است، اصلا تمام اين ها توطئه است، اصلا به مردم چه مربوط است، بايد سزاى كسانى را كه چنين مي گويند را كف دستشان گذاشت، اين ها مي خواهند ذخيره هاى انقلاب را بدنام كنند، مي خواهند زحمات او را زير سوال ببرند، مي خواهند روحانيت را بدنام كنند، سزاى چنين كسانى جز زندان است؟ هر كسى بخواهد اين مسائل انحرافى را در وضعيت كنونى و شرايط حساس فعلى مطرح كند عامل استكبار است. اين ها با اصل نظام مخالفند. "زيادى پررو شده اند و بايد ادبشان كرد" درست مثل مهندس سحابى.

اما مردم قدرنشناس تهران هم بايد سزاى قدرنشناسى خود را ببينند، به خصوص جوانان خود باخته اى كه از راه نرسيده مي خواهند تمام دستاوردهايى كه سال ها ذخاير نظام با ايستادگى و مقاومت در برابر استكبار به دست آورده بودند، بر باد دهند. اين ها بايد بفهمند كه هر چه دارند از دولتى سر قبل از 2 خرداد است. خوب حالا كه حاضر به درك عظمت كارى كه ذخاير انقلاب انجام داده اند نيستند بايد آن ها را به خود آورد. اين ها همه در سن ازدواجند و محتاج مسكن خوب اگر شهردار گوش به فرمان ذخيره هاى انقلاب ناگهان فروش تراكم را متوقف كند، شوكى كه به بازار مسكن وارد مي آيد، آن ها را بيدار مي كند. ضمن آن كه با خريد تراكم قبل از توقف فروش تراكم و فروش آن بعد از آن و سودى كه بدست مي آيد مي توان هزينه ي كار فرهنگى كه قرار است روى اين خودباختگان انجام شود را نيز بدست آورد و ضمن آنكه با تبليغ صحيح مي توان ذخاير انقلاب را دوباره مطرح كرد. خوب با اينكار صواب مضاعف هدايت اين گمراهان هم نصيب بزرگان نظام مي شود. هم اثر تنبيهى دارد و هم اثر تربيتى!
اين ها بايد بفهمند كه حق راى تنها وقتى ارزش دارد كه راى دهندگان به نظر دلسوختگان نظام ارج نهند. اگر قرار باشد با راى مردم اركان نظام زير سوال رود بايد به آن ها فهمانده شود كه راى شما ديگر نبايد اثرى داشته باشد، چون ثابت كرديد كه اهل تشخيص مصلحت نيستيد و صلاح خود را نمي دانيد و بايد صاحبان تشخيص مصلحت برايتان تصميم بگيرند.

اما آيا پدرخوانده نمي داند كه اين بار با ملتى درافتاده كه قدمت چندهزارساله اش گواه آنست كه هر مانعى كه بخواهد جلوى او را سد كند، را نابود مي نمايد؟ آيا او تاريخ دوره ي مادها تاكنون را نخوانده است؟


Advertisement in Siah Sepid

بازگشت به نخستين سطر
© Sabz W. D. P. G.
Site
 Meter © نقل و درج مطالب سياه سپيد، با ذکر منبع و ماخذ مجاز مى باشد.
گزينش و درج مطالب در اين هفته نامه، به مفهوم تاييد نظر نويسنده نيست.