|
سـراب سياسيگرى
بررسى گرايشهاى سياسى دانشجويان در ايران
پدرام رحيميpedram@SiahSepid.com
كودكى بيش نبودم كه براى تماشاى راهپيمايى به خيابان مى رفتم . تنها چيزى كه آن زمان برايم جالب مى نمود لذت نشستن بر شانه هاى پدر و تماشاى خيل عظيم جمعيت بود . بعد ها هم كنجكاوى جوانى و نياز به بزرگ جلوه نمودن كم و بيش مرا به سمت اجتماعاتى مى كشيد كه در آنها نداى" زنده بادها " و " مرده بادها " به گوش مى رسيد . امروز گمان مى كنم كه موجودى هدفمند مانند انسان به دلايلى مهم تر براى ادامه اين راه نياز دارد و هم توجيهى كه حقيقتاً متضمن نفع فردى يا اجتماعى در راستاى پرداختن به چنين مقولاتى باشد . البته هميشه تكليف عوام و كسانى كه در اين مورد خاص نيز همچون بسيارى از مسايل اجتماعى دنباله روى مى كنند ، روشن است چرا كه آنها دغدغه كردار خود را ندارند . اما ديگران كه عمدتاً از اقشار فرهيخته جامعه بوده و داعيه دار تعيين ارزش ها و ضد ارزشهاى جامعه هستند با شرايطى ويژه روبرو مى گردند .
خصوصاً در ارتباط با مسائل سياسى ، كه وجود وقايع پشت پرده در آن به كلى مى تواند ماهيت اين مسائل را متحول نمايد . آرى سياست امرى ساده و سطحى نيست . اما تاريخ در اين ميان معلم خوبى است چرا كه تكرار مكررات وقايع است . مثال نزديك عبارت مذكور وقايعى است كه در طول تاريخ معاصر ايران و قبل از پيروزى انقلاب اسلامى براى دانشجويان نتايجى چون شكنجه ، حبس ، اخراج كشته يا زخمى شدن را به همراه داشته است . خدا بناى خلقت وتكامل مخلوقات را بر حركت به سمت بقا و كسب منافع فردى يا اجتماعى قرار داده است . بحث ما نيز اولويت بندى تكاليف افراد درهر يك از دو سنگرعلم يا سياست است و بايد ديد نگرش هاى غلطى كه در اين ارتباط بوجود مى آيند ، از كجا منشا مى گيرند .
بى شك بخش عظيمى از اين كجروى ها ناشى از ناآگاهى است و بخشى هم به برداشت ها و استنباط هاى غلط افراد نسبت به مسايل اجتماعى سياسى روز اختصاص دارد . شايد آنچه كه از آن به آگاهى سياسى تعبير مى شود به شكل ديگرى نمود يافته يا جاى خود را به هرج و مرج طلبى و خيالات واهى مبنى بر توانايى اصلاح و تغيير امور جامعه به دست احزاب نوپاى سياسى داده است . همه كم و بيش مى دانيم كه سياستمداران موفق تنها در سايه نفوذ غير مستقيم و به دست گيرى تدريجى امور به سرمنزل مقصود رسيده اند و آنچه در طول تمدن بشر تا به امروز عاملى براى بروز جنگ ها و فجايع انسانى شده بيش از هر چيز تقابل مستقيم آراء و نظرات متضاد بوده است .
عالمان به عنوان گردانندگان خطوط فكرى جامعه داراى ارزش و اهميت خاصى براى نظامها هستند . اين ارزش همان هزينه اى است كه جامعه براى رساندن فرد به آن موقعيت از تحصيلات و آگاهى پرداخته است . حال آيا شايسته است كه اين ثمره عظيم را بى مهابا و بدون در نظر گرفتن شرايط لازم ، درگير قُمار سياسى و بازى قدرت نماييم ؟ به علاوه نكته مهم ديگر صلاحيت تك تك افراد در پرداختن به امور سياسى است چرا كه غير از اين افراد را بايد به منزله ابزار و آلت دست گروهكها نگريست . به عنوان مثال يك دانشجوى پزشكى يا مهندسى لزوماً نمى تواند يك سياستمدار يا فرد مطلع از امور سياسى باشد ( به استثناى فارغ التحصيلان رشته هاى علوم سياسى ) . اين ناآگاهى و نداشتن سواد سياسى در ميان اعضاى تشكل هاى سياسى نيز گاهى ديده مى شود . اصولاً به نظر مى رسد كه چنين محافلى بيشتر به مجالى براى خودنمايى و عرض اندام جوانان در وادى روشنفكرى بدل مى گردد.
روشنفكر متعهد و وطن پرست كسى است كه خود را نردبان ترقى افراد يا احزاب قرار نمى دهد . و اين بخاطر ويژگى برخى از حركت هاى سياسى و عناوين عوام فريبانه اى است كه فاقد ارزشهاى اجتماعى لازم هستند ( اصطلاحاتى چون حزب چپ ، راست ، گروه فشار ، دوم خردادى ، … ) . يك روشنفكر دلسوز علاج كار را در قبول مسئوليت و گرداندن چرخهاى توسعه جامعه خود مى داند ، نه صرفاً تئورى بافى و انتقاد از امور . دانشجوى آگاه مى داند كه آرمانهاى او در ارتباط با هدايت جامعه به سمت مدينه فاضله اش زمانى محقق مى گردد كه او حضورى مفيد در عرصه داشته باشد نه آنكه با دريافت برچسب سياسى ، كنار گذاشته شود ...
|