|
قمي كه فريب خورد
بخش دوم
سعيد شيرازي
comments@SiahSepid.com
::بخش نخستين::
آيت الله خميني تا اين زمان روحاني پرقدرتي بود در حقيقت تقريبا تمام جنبشهاي شيعي به نوعي (مستقيم يا غير مستقيم ) به او مربوط مي شد .
ولي طنز تاريخ اين بود كه اين قدرت و نفوذ تنها تا روزهاي اوليه پيروزي نهضت او در وطن خودش ادامه داشت ، اتفاقاتي عجيب همه چيز را به هم ريخت ، اتفاقاتي كه اگر آنها را در كنار هم بگذاريد به يك پازل عجيب و مشكوك مي رسيد .
اين اتفاقات چه بود ؟
وقتي انقلاب ايران پيروز شد اندكي پيش از پيروزي دكتر علي شريعتي يكي از نظريه پردازان شيعه انقلابي به طرز مشكوكي به قتل رسيد !! درحقيقت معلوم نشد او را كشتند يا به طور طبيعي فوت كرد يا هر چيز ديگر مرگي كه هنوز پاسخي براي آن نيافته اند بسياري از دوستداران وي ، او را شهيد ناميدند و معتقد بودند مزدوراني وي را به شهادت رسانده اند . مراسم بزرگداشت او در دمشق و در زنبيه ( حرم حضرت زينب خواهر امام سوم شيعيان ) با حضور افراد به نامي چون ياسر عرفات نشان از شخصيت بالا و بزرگ وي در بين تمام مسلمانان و نه فقط شيعيان داشت .
مدتي بعد از پيروزي انقلاب نيز مرتضي مطهري نظريه پرداز ديگر انقلاب به دست گروه مسلح مشكوك فرقان به قتل رسيد ، عجيب بود كه اين گروه شكار قابل توجه ديگري نداشت بعد از مدتي هرگز معلوم نشد اينان كه بودند .
ناپديد شدن امام موسي صدر نيز يكي ديگر از وقايع مشكوك بود با وجود اينكه سالها از اين ماجرا مي گذرد هنوز مشخص نيست وي زنده است يا نه ؟ حتي از مكان او نيز خبر ندارند . جالب اينكه در غياب او جنبش امل هر روز ضعيف و ضعيف تر شد و جاي خود را به عده اي جوان تحت نام حزب الله لبنان داد !
فوت آيت الله طالقاني نيز كه از رهبران اصلي انقلاب ايران و نزديك به ملي ها ( وي از موسسين نهضت آزادي بود ) در شرايطي كه نهضت آزادي در حال قدرت گيري در داخل مجموعه جمهوري اسلامي بود نيز عجيب بود .
ترور آيت الله محمد صدر هم در عراق نيز دنباله اين اتفاقات بود و چه عجيب كه وي نيز بسيار مشكوك حذف شد شايد وي را علني ترور كردند برخلاف ديگران كه سرنوشت عجيب و نامعلومي داشتند ، اما با وجود شايعات فراوان ترور وي توسط عاملين صدام حسين ، حكومت عراق هرگز مسئوليت ترور را بر عهده نگرفت ! و جالبتر اينكه بعد از وي كه رهبر انقلابيون عراق بود ، به مانند لبنان گروهي به نام مجلس اعلاي انقلاب عراق تحت لواي مرحوم آيت الله حكيم و توسط فرزند وي ( آيت الله حكيم پسر ) و آيت الله شاهرودي ( رئيس فعلي قوه قضائيه ايران ) تشكيل شد .
حالا از بين روحانيون انقلابي طرفدار آيت الله خميني تنها يك نفر مانده بود ، آيت الله منتظري كه از او به عنوان جانشين آيت الله خميني نام مي بردند كه بعدها وي رسما قائم مقام رهبري نيز شد . از بين آيت الله هاي انقلابي ! فقط او مانده بود كه او نيز بعد از مدتي به سرنوشت عجيبي دچار شد . وي در يك غافلگيري عجيب ابتدا از قائم مقامي عزل و سپس از تمام مناصب حكومتي عزل شد كه حتي بعدها ( پس فوت آيت الله خميني ) حصر خانگي نيز شد ! و اين اتفاق در آخرين سالهاي عمر آيت الله خميني بود . حالا اطراف او را عده اي روحاني جوان گرفته بودند كه هيچ كدام بار فقهي و علمي چون حاميان قبلي او نداشتند يا اگر هم داشتند افراد سست و محافظه كاري بودند واين با منش انقلابي او تفاوت داشت!
دو تن افراد قدرتمند اطراف او هاشمي رفسنجاني و علي خامنه اي بودند ، حداقل تفاوت اين دو با امثال مطهري يا طالقاني در تحصيلات و بار علميشان بود .
خميني سال ۶۷ ديگر آن فرد پر نفوذ سالهاي قبل نبود كه هم در لبنان هم در عراق و هم ايران نمايندگان قدرتمندي داشت ، او كه حتي در اروپا نيز نفوذ داشت ( امثال خاتمي و بهشتي ) حالا ديگر حتي در حوزه علميه قم هم آن قدرت سابق را نداشت .
ظاهرا او شكست سختي خورده بود ، جمله معروف "نوشيدن جام زهر " در هنگام پذيرفتن قطعنامه هنوز پيامهاي عجيبي دارد . او آنقدر نفوذ خود را از دست داده بود كه حتي گروه ضعيف حجتيه را هم خطرناك مي شمرد ! حالا همه براي او آيت الله خوئي را بزرگ مي كردند ! آيت الله ديگري كه شايد بخش زيادي از شيعيان مقلد وي بودند اما حضور وي در نجف و در زمان حكومت صدام حسين و سخت گيري هاي شديد ضد شيعي وي بسيار عجيب بود .
مرگ آيت الله خميني پاياني بود بر زندگي فردي كه زماني اوج قدرت و نفوذ بود . مخالفين او به بهترين وجه ممكن او را شكستند . او در آخرين سالهاي عمرش تنها حامياني كه داشت بسيجياني بودند كه آنها هم خسته از جنگ بودند !
ادامه دارد ...
|