|
ايران، سياهچالي براي روزنامه نگاران
رامين ناصح
ramin@SiahSepid.com
سينا مطلبی را آزاد کنيد
يك دوست و همكار عزيز از من خواست تا درباره خبر تاسفبار و پرواكنش بازداشت يك دوست و همكار عزيز ديگر يادداشتي را به رشته نگارش درآورم. با كمال ميل فرمان وي را پذيرفتم، چرا كه هيچ رسالتي را بر خود واجبتر از دفاع و حمايت از حقوق انديشه ورزان و روزنامه نگاراني كه تحت حاكميت توتاليتر مذهبي در ايران –كشور پهناوري كه من آنرا "سياهچال روزنامه نگاران" ناميده ام- مورد اجحاف و ستم قرار گرفته اند، نمي شمارم. خصوصاً اينكه ياد كردن از اين عزيزان، به مثابه بهانه و دستاويزي براي تقبيح و محكوم كردن مكرّر استبداد و اختناق حاكم بر ايران تلقّي مي شود.
"سينا مطلبي" براي روزنامه نگاران، هنرمندان، منتقدان سينمايي و بلاگرهاي ايراني نامي آشناست. عاقبت اين عضو انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران كه مسئوليت وبلاگ "روزنگار" را بر عهده داشت و مدّتي نيز مدير صفحه سينمايي روزنامه مرحوم "حيات نو" بود، به دنبال احضارهاي متعدد در ماههاي اخير از طرف دايرهي عمليات قوهي قضاييه، در نهايت به بازداشت كشيده شد تا همچون دهها روزنامه نگار ديگر در بيدادگاههاي رژيم مورد محاكمه قرار گيرد. اقدام عليه امنيت ملي از طريق اقدامات هنري (!؟) از اتهامات مطرح شده عليه اين روزنامه نگار جوان بود. خبر بازداشت مطلبي بسرعت در رسانه هايي كه از كنترل سانسورچي هاي رژيم خارح است، پيچيد و حتّي در تارنماهاي خارجي بازتاب پيدا كرد.
تا دو سه ماه پيش، درو كردن روزنامه نگاران سياسي از اقدامات معمول و روزمرّه رژيم بشمار ميرفت، ولي از آن زمان و پس از پديد آمدن قحط روزنامه نگاران سياسي، دايره اين امر به منتقدان سينمايي نيز كشيده شد و همانند گذشته شماري از آنان بصورت فلّه اي بازداشت و محكوم شدند و سپس هر چند روز يكبار با بازداشت يكي دو نفر از آنان، خنجري ديگر بر دل جامعه مطبوعاتي و هنري ايران وارد آمد!
اين روند را چنين مي توان تحليل كرد كه پايه هاي استبداد ديني در ايران بقدري پوسيده، ضعيف و متزلزل شده كه كاربدستان رژيم حتّي انتشار نوشتجات هنري را كه به مذاق بيمار آنان آنان خوش نمي آيد، نقض امنيت ملّي (بخوانيد: تهديد سلطه بلامنازع حاكمان ضدّ ملي) محسوب مي كنند! علي الخصوص كه مطلبي روزنامه نگاري ميانه رو و منتقدي متين بود و به همين علّت نيز دستگيري غيرمنتظره وي شگفتي ناظران را برانگيخت.
بارها تاكيد كرده ام كه دوره ارعاب و سركوب به پايان رسيده است، در قرن بيست و يكم به داغ و درفش كشيدن منتقدان و مخالفان از سوي حكومتهاي خودكامه در هيچ گوشه اي از كره خاكي از ديد كسي پنهان نمي ماند. زيرا با رشد چشمگير رسانه هاي مدرن جمعي، همه جهان از همه جهان خبر دارد!
در مرام و فرهنگ ما، "قلم" پديده اي مقدّس است، بويژه اگر در حوزه پديده مقدّس ديگري چون "هنر" به لغزش درآيد. مي شايد و مي بايد كه همه با هم، يكدل و يكصدا فرياد رساي خود را در محكوم كردن سياستهاي شوم خودكامگان و بيدادگران در ستيزگي با اهل قلم و ارباب هنر به گوش جهانيان برسانيم. ملّت فرهنگدوست ايران قطعاً پاسخي شايسته و درخور به فرهنگ ستيزان خواهد داد.
عكس روي جلد: حسين درخشان
|