|
بغداد: شهر هزار و يك شب
سهراب رستمي
comments@SiahSepid.com
قدر بغداد چه داند دل افسردهي من
بهر بغداد دلي تازهترم بايستي
پردهها دارد بغداد و در او گنج روان
با همه خستگي آن جا گذرم بايستي
(خاقاني شرواني)
ميخواهند بگويند نژادبرتر هستند، ميخواهند بگويند ما ملتي نيمهوحشي هستيم كه به بركت مادهي سياه بدبويي كه از بد حادثه زيرپايمان است پول و ثروتي به دست آوردهايم كه لايق خرج كردناش نيستيم پس بر ما حاكمان نظامي ميگمارند و ادارهي امورمان را در دست ميگيرند. پر بيراه نميگويند حاكماني كه به دست خود اينان بر سرنوشتمان حاكم شدهاند و به كمك همينان سر پا هستند چنين سرنوشتي را برايمان مقدر كردهاند اما ما ملت بزرگ مشرق زمين هستيم. نميخواهم از سرزمين خودمان و تاريخ پر فراز و نشيبمان بگويم كه در نوشتههاي قبلي بارها و بارها گفتهام و گفتهايم. ميخواهم از مردم عراق بگويم از شهر افسانهيي بغداد.
در اوج سدههاي تاريك ميانه آن هنگام كه مردم اروپا و آنگلوسكسونهاي ساكن بريتانيا هم ديگران را در آتش ميسوزاندند كه جادوگرند، و از كتاب و تمدن و بهداشت در آنان اثري نبود، شهر بغداد شبهاي پرشكوه "هزارويكشب" را سپري ميكرد. امروز وقتي به بيمارستانهاي غارت شده بغداد نگاه ميكنيم شايد فراموش كردهايم كه بيش از هزار سال پيش بيمارستاني بزرگ حتا با معيارهاي امروزي در اين شهر وجود داشت. بيمارستاني كه از روي بيمارستان جنديشاپور ساخته شده بود و مركز پزشكان برجستهي جهان آن روزگار بود. "تنها در بغداد به سال 319 هـ ق (931م) هشت صد و شصت طبيب رسمي بود. حق ويزيت طبيبان به نسبت تقربشان به دربار خلفا فزوني ميگرفت. جبرائيل بن بختيشوع، طبيب هارونالرشيد و مأمون و برمكيان، ثروتي بالغ بر 88,800,000 درهم (يعني در حدود 7,104,000 دلار امريكايي) اندوخته بود." [1]
زماني كه اروپائيان كتاب را ابزار جادوگري ميپنداشتند. در مشرق زمين كتابخانههاي بزرگ و مثالزدني وجود داشت. "به گفتهي يعقوبي، در ايام او (278 هـ ق، 891م) بيش از يكصد كتابفروشي در بغداد بود كه در آنجا، به جز فروش كتاب، از كتابها نسخهبرداري ميكردند و خطوط تزييني مينوشتند؛ مجامع ادبي نيز بود... به سال 339 هـ ق (950م) در موصل يك كتابخانهي عمومي بود كه يكي از نيكوكاران تأسيس كرده بود و مطالعهكنندگان، به جز كتاب، كاغذ مورد احتياج خود را نيز در آنجا مييافتند. تنها فهرست كتابهاي موجود در كتابخانهي عمومي ري ده مجلد قطور شده بود. كتابخانهي بصره به دانشوراني كه در آنجا مطالعه ميكردند مقرري و اعانههايي ميداد. ياقوت حموي، جغرافيدان معروف، سه سال در كتابخانهي مرو و خوارزم به فراهم كردن اطلاعات براي كتاب معجم البلدان اشتغال داشت. وقتي مغولان بغداد را ويران كردند، سي و شش كتابخانهي عمومي در آنجا بود، و اين به جز تعداد بيشمار كتابخانههاي خصوصي بود، زيرا رسم بود كه هر يك از ثروتمندان مقدار زيادي كتاب داشته باشد. امير بخارا يك طبيب معروف را به دربار خود دعوت كرد؛ او نپذيرفت و گفت چهارصد شتر براي حمل كتابهاي خود لازم دارد. وقتي واقدي درگذشت، ششصد صندوق پر از كتاب به جا گذاشت كه براي برداشتن هر صندوق دو مرد لازم بود. بعضي بزرگان (چون صاحب بن عباد) به قدر همهي كتابخانههاي اروپا كتاب داشتند." .[2] نامهاي موصل و بصره و بغداد را اين روزها در رسانههاي خبري ميشنويد و ميبينيد كه چهگونه ساكنان اين شهرها را غيرمتمدن مينامند. وقتي به سر و صورت كثيف و اوضاع نابسامان كودكان عراقي نگاه ميكنيم فراموش ميكنيم: " در قرن دهم ميلادي 27000 حمام (عمومي) در بغداد بوده است." [3]
بغدادي كه امروز به عنوان شهر مرتد به ويرانه تبديل شده است زماني عروس شهرهاي جهان بود. "از جمعيت شهر آمار قابل اعتمادي نداريم، به احتمال قوي 000’800 بوده است، ولي بعضي مورخان 2,000,000 برآورده كردهاند. شمار جمعيت هر چه بود، بغداد در قرن دهم ميلادي علي الاطلاق بزرگترين شهر جهان به شمار ميرفت، البته قسطنطنيه را از اين ميانه استثنا توان كرد." [4]
در بغداد و حوالي آن سه رصدخانهي بزرگ توسط ايرانيان ساخته شد سدهي نهم ميلادي رصدخانهي شماسيه به سرپرستي يحيا بن ابومنصور، و در سدهي دهم دو رصد خانه يكي به سرپرستي ابولوفا بوزجاني و ديگري سرپرستي ابوسهل كوهي. [5]
در تمام زمينهها بغداد آن روزگار نمونه بود. اما تاريخ بغداد و تمدن شكوهمند آن فقط به حوالي سدهي دهم ميلادي و دوران تمدن اسلامي باز نميگردند. سدههاي قبل از آن در دوران ساسانيان بغداد جزو قلمروي ايران بود و در آن زمان نيز شهر بزرگي محسوب ميشد شهري كه بابل ميناميدنداش و هزارهاي پيشتر نيز در اين مكان دومين تمدن بشري شكل گرفت تمدن بينالنهرين.
امروز بغداد و ساير شهرهای تاريخی عراق زير سرنيزهی اشغالگران و چپاول غارتگران قرار دارند. موزههایی که فرهنگ چند هزار سالهی بشری در آن گردآورده شده است در حال نابودی هستند بغداد سدههای پيش بعد از آن که تيمور در قرن چهاردهم ميلادی آن را به خاک و خون کشيد ديگر هرگز روی آرامش را نديد سايهی شوم تيمور همواره بر سر اين شهر چون بختکی افتاده است. ويلدورات در اين باره مینويسد: " تيمور به 20000 سرباز خود فرمان داد كه هر يك سربريديی برای او بياورند. تاريخ گواهی میدهد كه اين كار انجام شد و توانگر و بينوا، زن و مرد، و پير و جوان سرخود را به فديه پرداختند. از اين جمجمهها، در مقابل دروازههای شهر بغداد، اهرامی هرآسانگيز برافراشته شدند (804 ه' ق، 1401م). مساجد مسلمانان، صومعهها و، راهبه خانهها مصون ماندند; اما، به جز آن، همه چيز چنان به تاراج و همه جا چنان به ويرانی كشيده شد كه پايتخت با شكوه قديمی ديگر نتوانست كمر راست كند، مگر در دوران اخير، آن هم به كرامت نفت.[6]" ويلدورانت نمیدانست که همين نفت بلای جان ساکنين بغداد میشود و اينبار به طمع نفت تيموريان عصر جديد سر زنان و مردان و کودکان عراقی را فديه میخواهند.
چكيده: مردم عراق مانند مردم ساير نقاط جهان در تاريخ تمدن نقش ارزندهيي داشتهاند آنان به بركت نفت متمدن نشدهاند نظم (بخوان بينظمي) نوين جهاني و اقتصاد جهاني شده آنان را متمدن نكرده است.
آيا روزي فراميرسد كه جهان به دور از نژادپرستي به دور از فخرفروشي به دور از بهرهكشي انسان از انسان در آرامش و صلح زندهگي كند، عشق بورزد و به حل مجهولات جهان پررازورمز طبيعت بپردازد. بلي بيگمان آن روز فراخواهد رسيد روزي كه ازخودبيگانهگي انسان تك ساحتي پايان ميپذيرد و انسان نوين برفراز قلهي پيچدرپيچ تكامل خود قد راست ميكند.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - تاريخ تمدن، ويل و ارويل دورانت، جلد 4 ص 316
[2] - همان جا، ص 304
[3] - همانجا، ص 286
[4] - همان جا، ص
[5] - آشتی با رياضيات، شمارهی اول بهار 1356، پرويز شهرياری
[6] - تاريخ تمدن، ويل و ارويل دورانت، جلد 6 ص 792
|