|
مدار صفر | باد سرد جنگ
مدار صفر
نیما اکبرپور
nima-a@SiahSepid.com
صداي سم اسبها مي آيد
اسبها...
روي تپههايي از انديشه هاي پست
اسبهاي سفيد
بر زمين يخزده ميدوند
پاي كوبان
و شيهه ميكشند
در پاي صخرههاي ترك خورده از سرماي بي زوال
زمستان
فصلي سرد را
در كتاب آفرينش باز كرده است
اينجا قطب زمين است
در استواي ابديت
عقربهها
توالي ميلاد را هيچگاه نمينوازند
اينجا قتلگاه خورشيد است
جايي كه نور در غروب گم شد
و آخرين لهيبش
مرثيه اي بود براي گياهان
و طلوعي بيرنگ
به دنيا آمد
اينجا طوفان
پادشاه سرزمينيست
كه مدار صفر ناميده ميشود ...
اينجا قطب زمين است.
***** ***** *****
باد سرد جنگ
مهدی جدی نیا
comments@SiahSepid.com
چاي خوردن را فراموش كن
كودكان دجله تشنه اند
تشنه قطره اي محبت
چيز غريبي كه همواره از آنها دريغ شده
چون نفتي كه زير پايشان مي جوشد
*
مردم سرزمينهاي دور
بر صفحه هاي تلويزيونهايشان
كودكاني مي بينند شاد
همراه با سربازان ظفرمند
مي خندند و شيطنت مي كنند
*
علي كوچولو اما
مي گريد
نه ضجه اي مي زند از تمام وجود
براي تمام چيزهايي كه روزي داشته
و امروز ندارد
پدر, مادر, برادر و دستهايي پرتحرك
*
جنگ پايان يافته
جنگ سالاران هلهله مي كشند
توپ شادي شليك مي كنند
نفت مفت چنگ
*
و ناله هاي علي گم مي شود
مادران عراقي
زير تلهاي خاك سرد
استخوان مي تركانند
مگر بهار نيست؟
باد سرد اما از غرب مي وزد
باد سرد جنگ
|