|
مصدق و حاكميت ملت
دكتر بهروز برومند
broumand_b@mavara.com
از پيشواي در گذشته ملت ايران زنده ياد دكتر محمد مصدق سخن بسيار رفته است . گزافه نيست اگر بگوئيم در طول تاريخ بيش از 6000 سال ميهن عزيز ما پيرامون هيچ نخست وزير ديگري به اندازه مصدق سخنراني نشده است .
بي شك در 150 سال گذشته نخست وزيراني چون ميرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهاني و ميرزا تقي خان اميركبير از افتخارات ميهن عزيز ايران بوده اند كه نقشي بسزا در مبارزه با استعمار و استبداد و فساد و دستگاههاي حاكم سلطنتي داشته اند كه بسيار ارزنده و در خود احترام بوده و خواهد بود و همواره تاكنون هر ايراني آن بزرگان و خدمات آنان را ستوده و گرامي داشته است . بخصوص هر دو روانشاد در ميان سالي در راه مبارزه با فساد و استبداد و استقلال ايران فدا شدند ولي با گذشت زمان تنها با ستايش و احترام ياد مي گردد ولي هيچ نمي گويند :
" اميركبير راهت ادامه دارد"
به گواهي تاريخ اكنون پنجاه سال پس از بركناري " مصدق " هر روز نام و چهره اين بزرگمرد تاريخ ايران درخشانتر شد و راهنماي كوشندگان آبادي و آزادي ايران مي باشد ، به گونه اي كه مانند آن در مورد بزرگواران كه حتي در راه ايران شهيد شدند به چشم نمي خورد . راز اين تاثير شگفت كه هنوز و هر روز با وجود فشار زياد براي زدودن نام دكتر محمد مصدق و در پاره اي زمانها در گذشته بدون هراس از بازداشت و زنداني شدن و حتي كشتار ددمنشانه هنوز گفته مي شود " مصدق راهت ادامه دارد " چيست ؟
پاسخ روشن به اين سوال اين است آنچه پيشواي در گذشته ملت روانشاد دكتر مصدق به ملت ايران هديه نمود نه تنها كوشش شبانه روزي اش در طول ساليان بسيار بود ، بلكه راهي است كه چراغ راه سعادت ملت ايران مي باشد .
به بيان ديگر آنچه پيشواي درگذشته ملت ايران به ايران و ايراني هديه نمود يك جهان بيني است كه زير بناي ساختار تفكر ملي و ملي گرائي در ايران مي باشد و آنچه وي را از پيشنيان خود ممتاز مي كند آن است كه مصدق به تنهايي توانست يك ايدئولوژي را ويژه آزادي و آبادي ايران بيان نمايد كه ما آن را راه مصدق مي ناميم و در اين رهگذر تحت تاثير هيچيك از ايسم هاي وارداتي نبود كه با اندوه بسيار ساليان بسيار گروهي از جوانان ما را به خود مشغول داشته و كوشش هاي آنان را در جهتي خلاف نياز مردم هدايت نمود . از آنروست كه درخشش نام پيشوا و را او بگونه چشمگيري روز افزون مي باشد .
راه مصدق به بيان درست يك ايدئولوژي است كه براي آزادي و آبادي ايران تدوين شده . " راه مصدق " فراگير است و تنها ملي نمودن صنعت نفت و يا عدم وابستگي به بيگانه نيست .
براي همه سدهايي كه در برابر آزادي و آبادي ايران و سعادت ملت ايران كشيده شده و دكتر محمد مصدق روشن ترين ، آسانترين ، درست ترين و سودمندترين راه كارهارا پيشنهاد نموده همانند " حاكميت ملت " . هستند كساني كه هنوز خرد مصدق را در همه پرسي پيرامون بستن مجلس هفدهم به خوبي درنيافته اند و پرسشهايي دارند . روشنگري پيرامون همين پرسش در نشان دادن خرد مصدق بسيار كارساز مي باشد . در اين رهگذر فرازهايي از گفتارهاي مصدق را بازگو مي نمائيم :
دكتر محمد مصدق در پيامي كه به مناسبت سالروز سي ام تير ماه در دوشنبه شب 29 تير 1332 به هموطنان عزيز داده اند ميفرمايند : " ... ما نبايد زندگاني را به هر صورت و كيفيت كه به ما عرضه مي شود دوست داشته باشيم و بدان قانع و خرسند . اگر زندگاني توام با آزادي و استقلال نباشد به قدر پشيزي ارزش نخواهد داشت . براي رسيدن به اين هدف عالي تاريخ زندگي ملل بزرگ عالم شاهد مبارزات و مجاهدات و گذشت ها و فداكاريهاست ...
سرنوشت ملت ايران نيز در طول تاريخ خود همواره با اينگونه محروميت ها و مصائب توام و همراه بوده است و در همه اين موارد ملت ما موانع و مشكلات را با بردباري و شكيبايي تحمل كرده و سرانجام از آن پيروز و سربلند بيرون آمده است ... "
در اين گفتار چندين پيام راهگشا وجود دارد كه هم در گذشته و هم در آينده كاربرد دارد :
1- مصدق نشان مي دهد كه آزادي و استقلال زير بنا بوده وزندگي بدون آن پشيزي ارزش ندارد .
2- با باور مصدق براي رسيدن به اين هدف ها عالي بايد مبارزه و فداكاري نمود .
3- مصدق با شناخت پيشينه تاريخي مبارزات ملت ايران در گذشته به آينده اميدوار بود و پيروزي را به ما نويد مي داد .
پس از يك هفته در دوشنبه پنجم مرداد ماه 1332 در پيامي ديگر پيرامون " مراجعه با آراي عمومي " ملت در زمينه ابقاء يا انحلال مجلس هفدهم باز روي گفتگو با هموطنان عزيز مي باشد ، مصدق چنين مي گويد
" ... اين دولت بار ديگر با استطهار به حمايت و پشتيباني بي دريغ شما زمام امور را به دست گرفت و با تائيدات خداوند متعال و با اتكاء شما مردم فداكار توانست با وجود مشكلات فراوان مبارزات خود را با اجانب و در راه تامين استقلال كشور ادامه دهد و به قدر امكان در انجام اصلاحات داخلي ... داخلي در طي اين مبارزه و اصلاحات كه بنا بر اراده ملت دولت بدان دست برد ... "
باز چنان چه بخواهيم آموزشي را كه مصدق مي دهد بازشناسيم مي بينيم :
4- اراده ملت تعيين كننده است و تكيه گاه چنان دولتي تنها ملت مي باشد كه با فداكاري استقلال كشور را با مبارزه با اجانب ميسر نموده و در پناه حكومت مردمي مستقل به اصلاحات مي پردازد .
دكتر محمد مصدق در همين پيام مي گويد :
" ... در مبارزه ايكه در پيش گرفته ايم دو راه بيشتر وجود ندارد ، يا مقدار مقاومت و پايداري كه پايان آن سعادت و استقلال واقعي و عظمت ايران است و يا انقياد و تسليم كه نتيجه اش ننگ و رسوايي ابدي و محروميت ابدي و محروميت از مزاياي حكومت ملي و تحمل مفاسد و مظالم حكومت هاي فردي و ديكتاتوري . "
"يكبار ديگر آموزش ها در خور تحسين و خردمندانه مصدق راه ما را در آينده روشن مي نمايد . مصدقي بودن و عشق و احترام به ا و به آن معنا نيست كه بگويم "زنده باد مصدق " اين زنده جاويد نيازي به ستايش و جانبداري ما ندارد اين ما هستيم كه نيازمند بازشناسي و آگاهي از رهنمودهاي فراگير مصدق مي باشيم تا به سعادت برسيم . باز در اين آمورش پنجمين نكته برجسته مي گردد كه بايد در پي " عظمت ملت ايران " بود و ما استقلال را به اين خاطر مي خواهيم .
جان كلام آنكه حكومت فردي و ديكتاتوري مفاسد و مظالم به بار خواهد آورد . از اينرو براي محروم نشدن از مزاياي حكومت ملي بايد مقاومت و پايداري نمود .
باز در همين پيام دكتر محمد مصدق آمده است :
" ... بنابراين تنها اراده قاطبه افراد ملت كه دولت و مجلس به وجود آنان قائم است مي تواند قضاوت قطعي در اين باب نمايد و آن كساني كه ادعا مي كنند ملت حق ندارد و نمي تواند در اينباره اظهار عقيده كند سخت در اشتباهند . زيرا تنها ملت است كه مي تواند راجع به سرنوشت خود و سرنوشت ممكلت اظهار عقيده كند ..."
اين تنها ملت ايران يعني به وجود آورند قانون اساسي و مشروطيت و مجلس و دولت است كه مي تواند در اين باره اظهار نظر كند لاغير . قانون ها ، مجلس ها دولت ها همه براي خاطر مردم به وجود آمده اند نه مردم به خاطر آنها . وقتي مردم يكي از آنها را نخواستند ميتوانند نظر خود را درباره آن ابراز كنند ، در كشورهاي دموكراسي و مشروطه هيچ قانوني بالاتر از اراده ملت نيست .
ششمين دستور و بنيادي تريم آموزش مصدق پيروزي اراده ملت است . از همين رو هنگامي كه با وسوسه بيگانگان بخاطر تداوم غارت سرمايه ملي و ادامه وابستگي ايران پاره اي افراد خود را فروختند و بناي مبارزه با مصالح ملت ايران را داشتند مصدق با آنكه مي توانست از قدرت دولت استفاده نمايد و دسيسه هاي دربار و نوكران انگليس و آمريكا و روس را بي اثر سازد سرنوشت خود را به راي مردم سپرده و با انجام رفراندم يكبار ديگر اين باور را كه اراده ملت برترين قانون مي باشد به نمايش گذارد .
"سوداگران آمريكايي و انگليسي كه ديدند پيروزي مصدق در اثر اراده مردم ايران مصالح آنان را در سراسر گيتي بخطر خواهد افكند و دربار كه همه اميدهاي خود را براي ادامه فساد و خودكامگي و نوكري بيگانگان بر باد ميديد با دست نشاندگان خود فروخته بيگانه پرست همداستان شدند تا شايد بر اراده مردم ايران فائق آيند . درست است كه محمدرضا پهلوي توانست در حدود ربع قرن بدينوسيله با بي آبروئي به سلطنت خود به كمك روسيه و انگليس و آمريكا ادامه دهد ، ولي در پايان ناگزير گشت با رسوائي ايران را ترك نمايد و در دربدري و با هزاران تحقير روزهاي آخر عمرخود را به سر رساند و مانند ديگر خودكامگان تاريخ و همه آنها كه در برابر اراده ملت ايستادگي مي كنند و در همين دنيا بسزاي جنايات خود رسيد ولي پيشواي جاودانه نهضت ملي ايران كه مكتب والاي او علي رغم همه دسيسه ها و فشارها روزبروز درخشش بيشتري يافته و در اين دوران بدون آنكه ايسمي را بدنبال خود داشته باشد مانند چراغي در مبارزات رهائي بخش همه ملت هاي تحت ستم بر ضد استبداد و استعمار و استثمار را روشن مي نمايد . در هر كجاي گيتي كه سخن از حاكميت ملت در راه مبارزه با بيگانگان و سود جويان و فساد در ميان باشد چون نيك بنگريم نام مصدق را به گونه پيشوا و آموزگاري فرهيخته و فداكار خواهيم يافت . هرچند همانگونه كه گفته بود در راه سعادت ايران بايد قرباني داد و خود نيز قرباني سعادت ملت ايران شد .
در پايان پيشنهاد مي نمايم گروهي از فرهيختگان ايران دوست و انسان دوست به گرد هم آيند و در پژوهشي گسترده روي كارها ، نوشتارها و گفتار پيشوا و برجسته نمودن آموزشهاي زنده٬ ياد دكتر محمد مصدق پيشوا در گذشته ملت ايران " راه مصدق " را بسان يك ايدئولوژي علمي و عملي براي سعادت ملت ايران تدوين نمايند.
|