|
استعفا يک اشتباه بزرگ تاريخي است
فرهنگ اعتمادی
comments@SiahSepid.com
استعفا در شرایط فعلی کشور یک اشتباه بزرگ تاریخی است. کنار کشیدن از مسئولیت و مردم را با مستبدین تنها گذاشتن و میدان را برای قدرتمداران خالی کردن اختناق را شدیدتر میکند و سرکوب را افزایش میدهد.
حتی اگر مسئله وجدان فردی افرادی باشد که به نحوی نماینده مردم ایران هستند و خود را نسبت به برنامه اصلاحی که بر اساس آنها انتخاب شده اند متعهد می دانند و اکنون احساس میکنند به بن بست رسیده اند باز هم استعفا واکنش مناسبی نسبت به مشکلات نیست. مردم ایران بهبود امور کشور را می خواهند و مایلند جدی گرفته شوند و یکی از انتقادهایی که به اصلاح گرایان وارد است همین جدی نگرفتن مردم و مصلحت گرایی های خوشبینانه ای است که حل مشکلات اساسی کشور را از راه گفتگوهای پشت پرده و غیر شفاف وغیر دموکراتیک ممکن می داند. با چانه زنیهای پشت پرده ممکن است اعلام حکم چند فعال سیاسی را به تعویق انداخت و یا حکمشان را چند سالی کاهش داد اما این روش در حل مشکلات اصلی و تضمین تداوم اصلاح امور کشور موفقیتی نداشته است. لازمه جدی گرفتن مردم و انجام مسئولیت در رابطه با مردم، گفتگو با مردم و صریح بودن در بیان مشکلات کشور و شفافیت در همه سطوح تصمیم گیری است. در یک جمع بندی کلی به نظر می رسد اصلاح طلبان نتوانسته اند خود را از اندیشه غالب نظام غیردموکراتیکی که بخشی از آن هستند آزاد کنند و رفتار سیاسی شفاف داشته باشند. رفتار غیرشفاف سیاسی و طرز فکری که معتقد است مصلحت مردم را بهتر از خودشان میفهمد و در راهروهای تاریک حفظ می کند در نهایت نابودکننده اعتماد بین مردم و سیاستمداران است زیرا عدم شفافیت در سطوح تصمیم گیری، بازتولید همان معاملات قدرت گذشته یعنی روابط ناکارآمد سنتهای ضد جامعه مدنی است که جنبش اصلاحات اصلاح آنها را هدف خود می دانست. در فضای سیاسی امروز روش غیردموکراتیک مذاکره درزوایای تاریکخانه های قدرت اکنون دیگر عدم کارآیی خود را حتی به محافظه کارترین اصلاح طلبان هم نشان داده است. احساس بن بست سیاسی کسانی که استعفا را مطرح می کنند در اصل ناشی از بن بست در روشهایی است که تا کنون به کار رفته و این امر تنها، لزوم تجدیدنظر در روشها را نشان میدهد و نه یک بن بست واقعی در عرصه گسترده اقدامات سیاسی را.
پیشنهاد من به نمایندگان مسئول مجلس و رئیس جمهور در شرایط حساس تاریخی کنونی کشورمان این است که به جای استعفا و کناره گیری از مسئولیت، روشهای سنتی رفتار سیاسی را کنار بگذارند و با ابتکار به مسئولیت منتخب بودن عمل کنند و تا حد امکان از مصونیت نسبی خود استفاده کرده و به گفتگوی شفاف با مردم بپردازند. منتخبین مردم باید یک « بحث و گفتگوی ملی» را در کشور آغاز کنند و به قضاوت معقول مردم ایران اعتماد داشته باشند. پیشنهاد، به طور مشخص، اعلام یک فراخوان مردمی از طرف نمایندگان اصلاح طلب مردم و رئیس جمهور برای تعیین تکلیف کشور در مرحله کنونی است که به صورتهای قانونی و در چهارچوب قوانین فعلی هم کاملأ عملی است ومی تواند شامل اقدامات زیر باشد:
الف) نمایندگان مجلس با تعیین یک روز مشخص و با کسب مجوز از وزارت کشور، درهمه شهرهایی که انتخاب شده اند اجتماعات آرامی در فضایی کاملأ صلح آمیزبرگزار کنند و با زبانی منطقی وبهداشتی و بدون خشم و گزندگی پرخاشگرانه و تحریک کننده نسبت به مخالفین اصلاحات، با موکلین خود به طور شفاف گفتگو کنند و دیدگاه خود را نسبت به مسائل کنونی کشور اعلام و از مردم بخواهند با همین شیوه نظر خود را در باره اینکه چه باید کرد بیان کنند.
ب) رئیس جمهور و نمایندگان مجلس در یک جلسه مشترک و با حضور خبرنگاران در مورد مسائل گفتگو و مشورت کنند و در پایان رئیس جمهور به تعهدی که بارها به مردم داده عمل کند و با پرهیز از سخن پردازیهای مرسوم و طولانی صریحأ دیدگاه خود را نسبت به مسائل بیان و راه حلهای خود را پیشنهاد کند.
پ) روزنامه های اصلاح طلب یک ماه را ماه گفتگوی ملی اعلام کنند و در اقدامی هماهنگ همه روزه حداقل نیمی از صفحات خود را به انعکاس راه حلها و پیشنهادات ارسالی مردم به نمایندگان مجلس و رئیس جمهور در مورد اینکه در شرایط فعلی چه باید کرد و چه روشی به کار برد اختصاص دهند.
ت) نمایندگان مجلس طرح رفراندوم را با قاطعیت در مجلس تصویب کنند تا در جریان رد آن عملأ مشخص شود که چه فردی با تکیه بر پشتیبانی چه افراد و گروههایی جلوی اجرای تصمیم اکثریت مردم ایران ایستاده است.
ث) مجلس و دولت گروهی متشکل از متخصصین امور نظرسنجی را مأمور تهیه و اجرای سریع و شفاف یک نظرسنجی کاملأ علمی و با کمترین احتمال خطا در مورد مسائل اصلی کشور کنند و نتایج آن رسمأ توسط مجلس و دولت اعلام شود.
ج) رئیس جمهور و مجلس در یک اقدام هماهنگ از مردمی که با راه حلهای دموکراتیک و اصلاح طلبانه و مسالمت آمیز موافقند مسئولیت و یاری بخواهند که با عمل اجتماعی و اتخاذ موضع به شیوه ای کاملأ مدنی و قانونی و با ریسک پایین (مثلأ با بستن یک دستمال سفید به بازو یا چسباندن یک برچسب مشخص به لباس که روی آن جمله مشخصی نوشته شده) دیدگاه خود را نسبت به سرنوشت خود عملأ نشان دهند.
چ) رئیس جمهور و نمایندگان مجلس با لحنی مناسب از آیت الله خامنه ای بخواهند که به طور صریح موضع خود را در قبال خواست مردم اعلام کند.
ح) وزارت کشور اسامی، مشخصات کامل و در صورت دسترسی عکس همه افرادی که در سرکوب اجتماعات دست به خشونت می زنند اعلام کند و در صورت امکان با نیروی انتظامی خود آنها را تحت نظر نگه دارد.
خ) نمایندگان مردم در اقدامی هماهنگ از مردم بخواهند تا زمان تغییر مدیریت و رویه انحصارگرایانه و تحقیرآمیز کنونی، تمام برنامه های رادیو و تلویزیون ضد اصلاحات را به طور کلی تحریم کنند.
موارد فوق صرفآ مثالهایی از راههای فعالیت سیاسی است که بر اساس صداقت سیاسی نمایندگان مردم ولزوم شفافیت در همه سطوح تصمیم گیری و با اعتماد به شعور سیاسی و اجتماعی مردم ایران نه تنها قابل تصور و ممکن است بلکه کاملأ قانونی و موجه است و نشان می دهد ادامه فعالیت کسانی که در هر حال، گرایش اصلی جامعه ایران را نمایندگی می کنند هنوز ممکن است وادامه راه می تواند مفید باشد.
قهر سیاسی و استعفا ممکن است وجدان معذب و روحیه نومید و خسته انسان را به طور موقت راضی کند اما راه سازنده ای برای بهبود شرایط کشور نیست. من به عنوان یکی از شهروندان این کشور از منتخبین مسئول مردم می خواهم به وظیفه خود عمل کنند ودوباره با تکرار تجربیات تلخ تاریخی گذشته، میدان را برای استبدادگرایان خالی نکنند و نمایندگان شایسته مردم خود باشند. آقایان نمایندگان و آقای رئیس جمهور، شما می توانید استعفا بدهید اما آیا بهتر نیست قبل از کناره گیری و در طی یک بحث و گفتگوی وسیع ملی بفهمید موکلین شما از شما چه می خواهند؟
به گمان من مردم از شما می خواهند آنها را جدی بگیرید و با شفافیت و صداقت با آنها گفتگو کنید. آقای رئیس جمهور و آقایان نمایندگان، شما بر خلاف مخالفین خود به بلوغ عقلانی مردم ایران اعتقاد دارید واکنون وقت آن رسیده است که برای حل مشکلات کشور و اصلاح نظام حکومتی از موکلین رشید و بالغ خود مسئولیت اجتماعی و همکاری مدنی بخواهید.
|