|
دشمنان واقعی آيت الله
نگار ايراندوست
negar@SiahSepid.com
در حاكميت جمهورى اسلامى همه سنگ آيت الله خمينى را به سينه مىزنند و رقيب را به زير پا گذاردن آرمانهاى او متهم مىكنند. اما دشمنان واقعى او چه كسانى هستند اگر از عسكر اولادى تازه مسلمان بپرسيد نهضت آزادى و سازمان مجاهدين و جبهه مشاركت و در كل اصلاح طلبان را به زير پا گذاردن اصولى كه آيت الله خمينى آنها را بيان كرد متهم مىكند اما اگر از اصلاح طلبان بپرسيد با لكنت زبان آدرسى را مىدهند كه با كمى سر در گمى يكراست مىرويد در خانه جبهه ضد اصلاحات و تمامى چهره هاى محافظه كار امروزين را آنجا مىبينيد. يكى موقع صحبت كردن آنچنان از آيت الله صحبت مىكند كه آدم فكر مىكند در زمان آيت الله آقايان جزء بهترين ياران وى بوده اند و آيت الله جز با مشورت ايشان كارى نمىكرده و آدم جرات نمىكند بدون وضو اسم خمينى را جلويشان ببرد اما دومى ظاهرا متعصب نيست و مىشود درباره آيت الله با آنها بحث كرد. اما صرفنظر از آنكه آيت الله معصوم نبوده و نظرات ايشان وحى منزل نمىباشد بهترين راه براى قضاوت در بين اين دو گروه موضع گيريهاى آيت الله در برابر آنها در زمان حيات بوده كه من چندين مورد را مىگويم و قضاوت را به عهده شما مىگذارم:
در قبل از انقلاب در سال 57 آيت الله از ملت خواست كه سالگرد ولادت امام زمان از برپائى جشن موقعى كه رژيم پهلوى جوانان را به خاك و خون مىكشد پرهيز كنند اما آيت الله مصباح از اجراى اين كار ممانعت كرد و 20 سال بعد گفت دليل اين كار برنيگيختن ساواك بوده آيت الله خمينى كه احكام بسيارى به روحانيون بعضا جوان و كم تجربه مانند عبدالله نورى صادر مىكرد هيچگاه حاضر نشد هيچ حكمى به آيت الله مصباح بدهد و سمتى را به وى بسپارد و تا آيت الله زنده بود مصباح در سكوت كامل به سر مىبرد اما امروزه عبدالله نورى مغضوب است و به جرم عدم تبعيت از آرمانهاى آيت اله محاكمه شد و به زندان رفت آنهم به حكم قاضيى كه از شاگردان مصباح به شمار مىآمد اما آيت الله مصباح مطهرى زمان شده و از مدافعين جدى آيت الله ! كار به جائى رسيده كه مصباح حتى جمله معروف آيت الله را ميزان راى ملت است را بر ضد مفهوم آن تفسير مىكند. بايد براى همه معلوم شود كه آنگاه كه استاد مصباح حاضر نبود با حركت ملت ايران در مخالفت با شاه همراهى كند اين اعضاى نهضت آزادى بودند كه خمينى را تنها نگذاشتند همان نهضت آزاديى كه مصباح همواره آنان را ضد انقلاب معرفى مىكند ولى خمينى حتى هنگامى كه با آنان اختلاف جدى پيدا كرد حاضر به برخورد با آنان نشد. ( بنا به گفته ابراهيم يزدى در سال 63 عده اى به آيت الله خمينى پيشنهاد دستگيرى اعضاى نهضت آزادى را كرده بودند كه با مخالفت جدى وى روبرو شدند. )
وقتى اعضاى كنونى جناح محافظه كار در مخالفت با سياست هاى مير حسين موسوى قصد استيضاح او را داشتند آيت الله خمينى ضمن مخالفت با اين موضوع عسكراولادى را كه از جدىترين مخالفان مير حسين موسوى به شمار مىرفت را از اداره يك نانوائى هم عاجز دانست ( اشاره آيت الله به بحران نان در زمان وزارت بازرگانى آقاى عسكراولادى تازه مسلمان بود ) و يكى از هم جناحى هاى وزير بازرگانى در پاسخ به مخالفت آيت الله با استيضاح دولت در مجلس گفت بگوئيد از جماران 270 پوزبند بياورند مجلس اما همينك مير حسين موسوى در انزواست و آقاى وزير بازرگانى از مهمترين سينه چاكان آرمانهاى امام و ذوب در ولايت و از مهمترين رهبران جناح ضد اصلاحات. همانها كه به خمينى گفتند از جماران 270 پوزبند بياوريد امروزه حتى حاضر نيستند مصونيت پارلمانى مصرح قانون اساسى را براى نمايندگان به رسميت بشناسند.
آيت الله خمينى نشر روزنامه رسالت را در جبهه ها به دليل تضعيف روحيه رزمندگان ممنوع كرد ( جالب اينجاست كه آن را حتى در آن شرايط جنگى توقيف نكرد ) اما امروزه اين روزنامه و صاحب امتياز آن از مهمترين اركان نظام است و در صف اول جبهه ضد اصلاحات و برخورد با روزنامه هاى اصلاح طلب را تشويق مىكند اما روزنامه سلام كه توسط موسوى خوئينى ها از معتمدين آيت الله منتشر مى شد به جرم تبليغ عليه نظام و توهين به آيت الله خمينى و تشويش اذهان عمومى و ايجاد شورش توقيف شد آنهم با آتش تهيه همين روزنامه رسالت و هم خط هايش. همين مدير مسئول رسالت بود كه در قم به دنبال گرفتن فتواى ارتداد آقاجرى بود كه 8 سال به فرمان خمينى در جبهه ها جنگيده بود جبهه هائى كه به نظر آيت الله خمينى روزنامه رسالت روحيه رزمندگانش را تضعيف مىكرد. آيا مواضع چنين فردى مىتواند ادامه راه خمينى خوانده شود. به راستى چرا اين آقا همينك عضو مجمع تشخيص مصلحت است و براستى چرا اكثر اعضاى كنونى اين مجمع از مخالفين نشان دار و بى نشان آيت الله خمينى اند؟ كسى را كه آيت الله خمينى فردى خوانده بود كه اگر بخواهند نظرات او را در مورد اسلام اجرا كنند بايد به 1400 سال پيش برگردند و در چادر زندگى كنند همينك عضو شوراى نگهبان است و آيت الله منتظرى كه حتى در موقع عزل وى آيت الله خمينى وى را گرمى بخش حوزه ها خوانده بود در حالى كه بيمار بود به جرم ايراد يك سخنرانى سالها در حصر خانگى به سر برد و حتى براى حضور پزشكان براى معالجه اش هزار مانع تراشيدند و بارها از درمان وى جلوگيرى كردند و حتى پس از فشارهاى زياد كه مجبور به برداشتن حصر وى شدند اين رفتارها و محدوديت ها به طور كامل برداشته نشد.
آقاى فاكر كه آن حرفها را درباره آقاى منتظرى زد به درخواست آيت الله بود كه از نمايندگى ولى فقيه در سپاه عزل شد. وى همينك جلودار تندترين حركات عليه اصلاح طلبان است و بدترين جملات را درباره راى مردم و رئيس جمهور منتخب مىزند ولى آب از آب تكان نمىخورد چون ايشان همينك عضو شريف جامعه مدرسينى است كه تا خمينى زنده بود جلوى وى ايستادند ولى امروز حامى دوآتشه ولايت فقيه آن هم از نوع مطلقه آنند. آيا جامعه مدرسين حوزه علميه قم كه مدعى حمايت از آيت الله است حاضر است تمامى مكاتبات خود با آيت الله خمينى را ( به خصوص سالهاى آخر عمر ايشان ) براى اطلاع مردم بى هيچ سانسورى منتشر كند؟ ( آيت الله بنا به گفته كروبى درباره يكى از نامه ها جامعه مدرسين به وى گفته بود كه اگر فحش هايش را حذف كنيد شبيه به نامه نهضت آزادى است يعنى بر خلاف نامه نهضت آزادى كه مودبانه بوده نامه حاوى توهين هائى به همراه انتقاد از آيت الله بوده ) . چرا كليدى ترين اعضاى اين تشكل روحانى بنا به گفته امير فرشاد ابراهيمى عضو شورائى هستند كه فتواى قتل فرزند آيت الله را صادر كرده اند آيا آيت الله حاضر بود بر فتواى قتل پسرش صحه بگذارد؟
آيا وصيت نامه آيت الله به صراحت نظاميان را از هر گونه ورود به سياست بازنداشته ( بزرگترين كار آيت الله خمينى همين مسئله جلوگيرى از هر نوع دخالت نظاميان در امور كشور بود كه قبل از او رايج بود و متاسفانه بعد او دوباره شروع شد. ) خوب كدام جناح به هر مناسبتى پاى نظاميان را به سياست باز كرده است و اين نظاميان از كدام جناح حمايت مىكنند و چرا سخنان و وصيت نامه صريح ايشان را زير پا مىگذارند. چرا سران سپاه به هر مناسبتى اعلاميه مىدهند و چرا تمام اعلاميه هايشان كپى مطابق با اصل حرفهاى شب گفته محافل ضد اصلاحات است؟
خوب مشت نمونه خروار است به راستى چرا تمام كسانى كه در اطراف آيت الله بودند امروزه مغضوب قدرتند و كسانى كه جلوى ايشان ايستادند امروزه مدافع ايشان شده اند در حالى كه در حيات ايشان حاضر به تمكين از او نبودند ؟ به راستى چه كسى اينان را در كليدى ترين پستها نصب كرده است خودتان قضاوت كنيد كه چه كسى دشمن واقعى آيت الله است؟ آيا عده اى مىخواهند به نام آيت الله انتقام خود را از او بگيرند؟ باور من آنست كه مغضوبين ديروز آيت الله خمينى با كينه اى كه از وى به دل گرفته اند سعى در حذف تمامى اطرافيان او دارند منتها به نام حمايت از آيت الله خمينى يعنى كسى كه اگر زنده بود حتى يكى از مقامات منصوب در نهادهاى انتصابى در مقام امروز خود نبود. قصدم از اين نوشتار حمايت از اصلاح طلبان يا حتى شخص آيت الله نيست كه اصلاح طلبان را ناتوان در انجام هر كارى مىدانم و تندرويهاى سالهاى نخست انقلاب آنان را عامل بسيارى از مشكلات امروز مىدانم ولى وقتى امروز همه سنگ آيت الله خمينى را به سينه مىزنند بايد روشن شود كه دشمنان واقعى آيت الله چه كسانى هستند؟
|