Home
: جستجو شماره ۱۹ ◊ 1 اسفند ۱۳۸۲
پيام هاى شما : 865 پيام   ◊   ارسال متن براي ديگران   ◊   نسخه قابل چاپ  

علی شريعتی دوستان و دشمنان

جلال افشار
jalal@SiahSepid.com

تا سحر اي شمع بر بالين من
امشب از بهر خدا بيدار باش
سايه غم ناگهان بر دل نشست
رحم كن امشب مرا غمخوار باش

29 خرداد سالگرد از دست رفتن انساني كه شايد اين انقلاب بخش بزرگي از موفقيت خود را در آرمان ها و عقايد او داشت ، و پروژه بزرگي كه او آغاز كننده آن نبود ولي نقش بزرگي در ادامه آن داشت پروژه پروتستانيسم اسلامي ...

و چقدر اين تاريخ بد است كه هميشه بهترين انسانها را در بهترين زمانها مي گيرد .

علي شريعتي روستا زاده ساده اي كه تفكراتش ايدئولوگ يك انقلاب بزرگ بود اما وقتي به حكومت فعلي و به تركيب حاكمان فعلي نظري مي اندازيم مي بينيم شباهتي با آنچه او مي پنداشت و در پي ساختن آن بود ندارد ، حكومتي كه بسياري از همراهان او را در بند مي كند شاگردانش را تكفير مي كند و همين كساني كه روزگاري سپاس شاه را گفتند براي اعليحضرت نامه فدايت شوند مي نوشتند امروز وارث انقلابي هستند كه او و امثال او در ساخت آن نقش اول را داشتند . انقلابي كه اگر به دست صاحبان و ايدئولوگ هاي واقعي آن بود شايد وضعي بسيار بهتر از اين داشت .

البته آنهايي هستند كه شريعتي را سازنده و بنيانگذار همين تفكر مي دانستند اما آيا اينان كتاب نيايش او را خوانده اند همين ها مي داند ايشان چقدر تكفير شد . جالب اينكه القابي كه به او مي دادند تفاوتهاي جالبي داشت . از سگ وهابي تا شيعه مشرك رافضي تا كمونيست الحادي تا آخوند فكلي !! همه انگ هايي بود كه به شريعتي زدند ولي زمان ثابت كرد كه انگ زنندگان چه كساني هستند .

مروري بر بخشي از اسناد ساواك درباره ايشان مخالفين او را بهتر آشكار مي كند :

" ... شديدترين وضع اختلاف بين طرفداران شريعتي و مخالفان وي فعلا در مدرسه حقاني است . زيرا يكي از مدرسين آن مدرسه به نام مصباح يزدي كه از موسسين در راه حق مي باشد از مخالفين سرسخت شريعتي مي باشد لذا طرفداران شريعتي در جلسات درس وي شركت نكرده ... و شاگردان مصباح نيز مقالات او را پاره مي كنند ... "
(اسناد ساواك ج 3 ص 368)

اين شاگردان نيز چه كساني بودند افرادي چون روح الله حسينيان ! نام اينان نيز فقط يك چيز را به خاطر مي آورد . و سوالي كه شايد بسياري از دوستداران شريعتي مي پرسند اين است اينك كه مخالفين وي و حتي معاندانش تمام ابزار تبليغاتي را در دست دارند از صدا و سيما كه حياط خلوت امثال مصباح است تا منابر نماز جمعه آيا دوست داران وي نيز مي توانند از چنين امكاناتي بر خوردار باشند ؟ اگر نه حتي اجازه چاپ كتاب را نيز ندارند ؟ حداقل نظر خود را نمي توانند بگويند ؟ اگر نه پس تكفير ديگر چيست ؟ زندان ديگر چيست ؟ اينها سوالاتي است كه هنوز جوابي داده نشده ! آن زمان كه شريعتي ها در زندان بودند امثال مصباح براي اعليحضرت نامه مي دادند از مقام همايوني تجليل مي كردند ! و ديگران در مقابل هزاران بيننده تلويزيوني سپاس شاه را مي گفتند ! و حالا چه ؟ نهضت آزادي ها كه پيش از انقلاب از آنها با نام جمعيت به اصطلاح نهضت آزادي نام برده مي شد امروز نيز با همان نام و حتي بدتر از آن نام برده مي شوند . چرا آنها پيش از انقلاب در زندان بودند و امروز نيز در زندان يا منتظر زندان ؟ سوالاتي كه نفر اول نظام بايد به آن پاسخ بگويد زيرا تمام اينان افرادي انتسابي هستند كه با حكم مستقيم وي بر مسند قدرت هستند آيا انتساب اينان به قدرت نشان از موافقت با نظراتشان نيست ؟

به هر حال بحث در اين باره زماني بيشتر مي برد كه جاي آن اينجا نيست . مقصود من از اين گفتار چند يادآوري به دوستداران وي بود كه شايد ايشان هم در اين باره كمي مقصرند ! تا كنون بيشترين كتابهايي كه درباره شريعتي منتشر شده كتبي است كه بيشتر شبيه مرثيه خواني براي او است و زندگينامه هايي كه براي او تحرير كرده اند حتي مطالبي كه در اينترنت نيز مي بينيم به همين گونه است ! مطالبي كه عمدتا در وبلاگ هاست و چند سايت معدود كه اكثرا گوشه هايي از كتاب هاي وي را آورده و بيشتر از او تمجيد مي كنند و در فراقش شعر مي سرايند و ناله مي كنند ! البته اين كه كتابهاي او معرفي شوند كار خوبي است و شايسته ولي اينكه بيشتر شبيه مرثيه سرايي باشد كار مشكل گشايي نيست ! شايد من در مقامي نباشم كه بخواهم از اين عزيزان انتقادي داشته باشم اما واقعيتي است كه فراموش كردن آن برايم كمي سخت بود !
اگر امروز دكتر شريعتي را نمي شناسند و اگر نسل جديد با او كمتر انس مي گيرد و از اسلام فقط تكفيرها و خشونت طلبي هاي مصباحيان را شنيده دليلش همين نديدن امثال شريعتي است اسلام شريعتي ها اسلام يدالله سحابي ها اسلام بازرگان ها اسلام طالقاني ها با اين چيزي كه اكنون مي بينيم تفاوت بسياري دارد . اسلام كه تحجر حرف اول آن است . آقاياني كه امروز دم از مبارزه با اسرائيل مي زنند فراموش كردند كه چه كساني اين راه را آغاز كردند ! شايد خبر ندارند ياسر عرفات و امام موسي صدر بر جنازه دكتر نماز خواندند !

بله ! انقلابي كه شريعتي به خاطر آن بدترين تهمت ها سخت ترين زندان ها و سنگين ترين فشار را تحمل كرد اينك به دست كساني افتاده كه بيشتر شبيه شاه سلطان حسين هستند تا علي ! و مانند او كه تا وقتي محمود افغان به دروازه اصفهان رسيد هنوز در خواب بود و مشغول استخاره كه آيا به جنگ برود امروز نيز شعارهاي پوچ خود را درباره آمريكا و اسرائيل و انگليس تكرار مي كنند غافل از اينكه مبارزه شان شبيه آيت الله بهباني است تا ستارخان ! شايد آنان نفرين شاه را مي كنند ولي كارشان شبيه آيت الله كاشاني است تا مصدق ها !

و امروز شايد شريعتي به ما نيز مي نگرد كه چه كرده ايم و واقعا چه بايد كرد ؟

***

افسانه من به پايان رسيده است
و احساس مي كنم كه اين آخرين منزل است
ديگر نه بانگ جرس كارواني
ديگر نه آواي رحيلي
تنهايي آرامگاه جاويد من است
و درد و سكوت
همنشين تنهايي جاودانه من است


Advertisement in Siah Sepid

بازگشت به نخستين سطر
© Sabz W. D. P. G.
Site
 Meter © نقل و درج مطالب سياه سپيد، با ذکر منبع و ماخذ مجاز مى باشد.
گزينش و درج مطالب در اين هفته نامه، به مفهوم تاييد نظر نويسنده نيست.