|
خاتمی, يک قدم تا خيانت
مجيد دادخواهان
comments@SiahSepid.com
اميدها, آرمانها, آرزوها و حرمانهاي جمع شده در طي بيش از ١٨ سال حكومت ظلم و وحشت جمهوري اسلامي در دوم خرداد٧٦ به محض ايجاد روزنه اي بالقوه براي بروز آن بسرعت و قطره قطره جمع شد و به سيلي خروشان تبديل يافت. اين حركت عظيم و تاريخي و بي سابقه كه بحق نقطه عطف جنبش اصلاح طلبي نام گرفت سرآغاز فصل جديدي در حركت آزاديخواهانه مردم ايران در تحقق يك نظام دموكراتيك بود. نتيجه اين حركت بزرگ قرار گرفتن شخصي ظاهرا فرهيخته با سابقه فرهنگي و تا حدي شناخته شده براي قشر تحصيلكرده جامعه بعنوان رئيس جمهور بود. حتي اگر بپذيريم آقاي خاتمي همه اين صفات را دارا بود ولي حركت مردم در واريز نمودن بيش از بيست ميليون راي به حساب ايشان نه از سر ارادت به شخص آقاي خاتمي و يا راي به برنامه هاي توسعه سياسي ايشان, بلكه صرفا راي نه به اعمال جنايتكارانه رفسنجاني و خامنه اي و نظام سياسي ولايت مطلقه فقيه بود. مردم ايران در دوم خرداد تنها يك لحظه مجال يافتند كه حرف خود را از طريق راي خود بيان كنند و بقول مهندس سحابي با نه بزرگ خود سيلي محكمي بصورت حاكميت نواختند. آقاي خاتمي در مقام رئيس جمهور ناخواسته در موقعيت رهبري جنبش قرار گرفت و امروز هيچكس ايشان را به فرصت طلبي محكوم نميكند ولي اين وضعيت تصادفي هيچگاه باعث اين نشد كه مردم و بخصوص جوانان و هنرمنداني كه به ايشان راي داده بودند نسبت به انتخاب ايشان بي تفاوت و يا از راي خود پشيمان شوند بلكه برعكس خون جديدي در كالبد جنبش مردمسالاري ايران جريان گرفت و توقعات آزاديخواهانه و مطالبات انباشت شده مردم بسرعت رشد يافت و در چند انتخابات بعدي مجددا حركت خود را تائيد و خاتمي را پشتيباني نمودند. متاسفانه اين پديده بزرگ اجتماعي و حتي بي نظير طي يك سده گذشته يك طنز كوچك نيز با خود بهمراه داشت. طنزي كه شايد در ابتدا خيلي مشهود نبود ولي كم كم به تراژدي بزرگ تبديل شد و بتدريج در وضعيتي قرار گرفت كه ميتوان از آن به عنوان بزرگترين مانع جنبش اصلاح طلبي ياد كرد و آن قرار گرفتن شخصي با سابقه فرهنگي ولي فاقد ويژگيهاي سياسي لازم بعنوان رئيس جمهور و نقطه ثقل جنبش بود. نقطه ضعف بزرگ اين سيد ظرفيت تحمل زياد و تساهل و تسامح بيش از حد و نگراني شديد از انجام اقدامات متهورانه در عرصه سياست جمهوري اسلامي است بگونه اي كه ايشان در برخورد با مردم و طبقه حاكم قدرت تشخيص خود را از دست داد و آنجا كه ميبايست به لحاظ تعهد سياسي از راي دهندگان خود حمايت كند سر بر آستان ولايت سائيد و دست بوسي مسند نشين جور را بر لبخند مردم ترجيح داد. دكتر سروش در نامه اي به ايشان تذكر داده بود كه بعد از انتخابات دشمنانت موران بودند و ماران شدند و براستي تنها بلطف سهل انگاريها و تسامحات و چشم پوشيهاي آقاي خاتمي بود كه جناح مبهوت و ورشكسته سياسي راست بعد از آن سيلي تاريخي مجددا تجديد قوا كرده و وحشيانه تر به جنبش حمله و ضربات خود را وارد نمود.
آقاي خاتمي در انتخاب وزيران كابينه اول بعد از چهار ماه ليستي را ارائه داد كه بيانگر توافقات پنهاني و محدوديتهاي تحميل شده به ايشان بود و براي راي دهندگان نيز قابل درك بود. پذيرفتن نفر سيزدهم پيشنهادي توسط ايشان بعنوان وزير اطلاعات مويد اين نكته بود. ولي در دوره دوم و با در اختيار داشتن اكثريت قاطع مجلس، ليست ارائه شده وزيران بهت مردم و حتي نمايندگان محافظه كار را نيز بر انگيخت. در اين ليست هيچ نشانه اي از نوآوري كه بيانگر تسريع در آهنگ توسعه سياسي، اقتصادي و فرهنگي (جائيكه خاتمي بيشترين ضربه را از جناح راست دريافت كرده بود و وزيران كليدي خود را از دست داده بود) به چشم نميخورد. در اينجا آقاي خاتمي مطالبات و نيازهاي راي دهندگان خود را تامين ننمود.
در وقايع ١٨ تير ماه ۱۳۷۸ كه بدنبال تعطيلي روزنامه سلام بوقوع پيوست، حركت عظيم دانشجوئي پتانسيل بسيار عظيمي را جهت به عقب راندن مافياي سياسي و اقتصادي در اختيار رهبران جنبش اصلاح طلبي فراهم نمود. در شرايطي كه اكثريت مجلس پنجم مخالف سرسخت حركتهاي خاتمي بود، هشياري اصلاح طلبان و شخص خاتمي ميتوانست از اين وضعيت حداكثر استفاده را نمايد. آقاي خاتمي در اين واقعه هيچ حركت مسئولانه اي از خود نشان نداد و براحتي از كنار مسائلي مانند قتل مرحوم ابراهيم نژاد گذشت. در گزارش ارائه شده توسط شوراي عالي امنيت ملي اسامي افراد موثر در غائله كوي دانشگاه (كه براي همه بخصوص دانشگاهيان معلوم بود) حذف گرديد. بعد از مدتها كه دادگاه كوي به كار خود پايان داد نتيجه آن محكوميت يك سرباز وظيفه بجرم دزديدن ريش تراش برقي و البته محكوميت شديد دانشجويان مضروب شده بود. آنانيكه با ذكر يا حسين، دانشجويان را از طبقه سوم خوابگاه به پائين پرت كردند نه عتاب كه حتي مورد تمجيد قرار گرفتند. مدتي بعد سردار نظري كه بدستور شوراي عالي امنيت ملي تعليق شده بود از رئيس جمهور محبوب و خجالتي شكايت كرد كه تا بحال حتي در دادگاه هم حاضر نشده است. اينجا نيز عملكرد آقاي خاتمي بسيار سوال بر انگيز بود.
هاشمي رفسنجاني در دفاع از عملكرد نزديكان و ياران خود بسيار حسابگرانه به بررسي هزينه پشتيباني ميپرداخت. همگان التماسهاي كرباسچي از سردار سازندگي را در دادگاه بياد دارند. حتي دختر نازنين پدر خوانده نيز نتوانست بر روي حمايت ظاهري وي حساب كند. آقاي خاتمي اصولا حسابگري نميداند و يكسره دوستان، آشنايان و حتي ياران قديم خود را كه بخاطر پيشبرد اهداف وي محتمل ضرر شده بودند فراموش نمود. تنها يكبار ايشان شجاعت بخرج داده و در خواست آزادي موقت كرباسچي را از خامنه اي نمود. در هيچيك از موارد بعدي مانند دستگيري و محاكمه عبدالله نوري، موسوي خوئينيها، در مورد هيچيك از روزنامه هاي تعطيل شده و روزنامه نگاران زنداني شده و حتي ترور حجاريان هيچ حركتي از آقاي خاتمي ديده نشد.
آقاي خاتمي در جريان پرونده و توطئه بسيار مهم قتلهاي زنجيره اي كه شيشه عمر حكومت جمهوري اسلامي است و شواهد نشان ميدهد دستهاي هر دو جناح جنايت پيشه محافظه كار و جناح عابد نما شده اصلاح طلب دولتي در آن آلوده است و سابقه آن به ترورهاي ابتداي انقلاب مانند ترور مطهري و حتي ترورهاي قبل از انقلاب نيز بر ميگردد (اسلحه اي كه حسنعلي منصور با آن ترور شد توسط هاشمي رفسنجاني تهيه و در اختيار موتلفه قرار گرفته بود- خاطرات هاشمي، فقط جهت اطلاع) در ابتدا بسيار قاطعانه برخورد كرده و بر لزوم ريشه كن كردن و يافتن عوامل و آمران تاكيد كرد و قول داد ريشه اين غده سرطاني را نابود نمايد. بعد از گذشت حدود شش سال از ماجرا، عوامل اصلي با قسم خوردن رها شدند، قاتلان به مجازاتهاي حبس محكوم ولي بعد از مدتي آزاد شده و حتي براي دلجوئي به زيارت خانه خدا رفته تا با ايمان محكمتري اهداف اسلام را پياده نمايند. در نقطه مقابل هر كس كه نقشي هر چند بسيار جزئي در افشاي اسرار محفل قتلها يا در افشاي اسرار جمهوري اسلامي انجام داده بود محكوم و زنداني شد. محكوميت وكلاي خانواده مقتولين و اكبر گنجي از اين جمله است. به لطف مماشات وتسامح آقاي خاتمي همه آنها كه قصد روشن كردن تاريكخانه اشباح را داشتند محكوم گرديدند، ريشه فتنه قتلهاي زنجيره اي خشك كه نشد هيچ، بلكه عوامل و بقاياي آن بعد از تجديد سازمان و روحيه، حيات دوباره يافتند و در نقاط مختلف كشور رشد و حضور پيدا نمودند. قتل زنان خياباني مشهد و قتلهاي استخاره اي كرمان از ثمرات اهتمام آقاي خاتمي در اين پرونده بود. البته در رشد قتلهاي مربوط به امر به معروف و نهي از منكر و حواث احتمالي مشابه در آينده نبايد از مساعي و تلاشهاي اسلام شناس قرن حاضر يعني مصباح يزدي غافل بود. اينجا آقاي خاتمي نه تنها اندكي رضايت خاطر راي دهندگان خود را فراهم نكرد بلكه برعكس هر چه توانست براي رضايت و اطمينان دادن به رهبري در جهت حفظ مقام و قداست وي و حفظ اسرار نظام جمهوري اسلامي كوشيد.
آقاي خاتمي در اوج نشاط جنبش دانشجوئي كه از وي سرعت و قاطعيت بيشتري را بحق طلب مينمود در جواب پرسش دانشجويان، تغيير در قانون اساسي را خيانت ناميد و در جواب شعار زنداني بيگناه آزاد بايد گردد با خنده مليح هميشگي جواب داد از كجا ميدانيد افراد زنداني شده بيگناه بوده اند. وي با اينكار عملا مهر تائيد بر اعمال دادگستري تهران و احكام صادر شده توسط قاضي مرتضوي و عليزاده صادر نمود و راه را براي اعمال وحشيانه تر آتي فراهم ساخت.
در جريان ترور اسدالله لاجوردي اين سفاك خونريز اوين كه باعث قتل هزارن جوان ايراني آزاديخواه و پر شور در اين مملكت گرديد آقاي خاتمي پيام تسليت مفصلي را كه بيانگر احساس قلبي و دروني خود بود براي خانواده لاجوردي فرستاد و نماينده ايشان در مراسم ختم وي شركت نمود. مسلما نه من و نه هيچيك از راي دهندگان به آقاي خاتمي بياد نمي آوريم كه ايشان حتي در يك مورد از قتل و ترور دگر انديشان، بسته شدن روزنامه ها و زنداني شدن روزنامه نگاران و روحانيون همفكر خود و حتي حصر آقاي منتظري و زنداني شدن فرزند جانباز وي، كلامي حداقل براي دلجوئي از خانواده آنها و در جهت التيام بخشيدن به آلام و تسكين خاطر آنها بر زبان رانده يا پيامي ارسال كرده و يا حتي با چند واسطه سلامي به آنها رسانده باشد.
آقاي خاتمي بتدريج اهميت تعهد خود به راي دهندگان و جوانان اين مرز و بوم و حركت در جهت خواستها و منافع آنها را ناديده گرفته و بسمت برآورده كردن منويات و نظرات ملوكانه ولي فقيه حركت نمود. بنظر ميرسد وي براي رهبري نظام حرمت و اولويت بالاتري از مردم و راي دهندگان خود قائل است. تعريفهاي مداوم ايشان از رهبري بعنوان ركن ركين انقلاب و تاكيدات بيجا بر انتخابي بودن مقام رهبري نشانگر التزام واقعي و ارادت قلبي و عيني ايشان به رهبري است در حاليكه بيشترين ممانعتها بطور مستقيم از طرف خامنه اي در اجراي برنامه هاي آقاي خاتمي شكل گرفته است و آقاي خاتمي بيشترين تعهد را به مردم دارد ولي همواره در مواجهه مردم و نظام تا بحال در كنار مردم نبوده است.
آقاي خاتمي در موقع ديدار از نمايشگاه مطبوعات و هنگام بازديد از غرفه روزنامه كيهان و صحبت با سربازجو حسين شريعتمداري تير خلاص به اميدواري من و هزاران جوان مانند من را به اصلاحات دولتي يا داخلي شليك كرد. دست مريزاد!. ايشان با بيان اينكه كيهان خانه من است با شريعتمداري جنايتكار و بي فرهنگ به گفتگو و خوش و بش پرداخت. شرم آور است خانه شما توسط كسي كه بيشترين سعي را در تخريب شخصيت شما داشته و شب و روز در راه جنبش اصلاح طلبي مانع تراشي ميكند اشغال شده و شما با اشغالگر دست داده و به گفتگو و حتي خنده ميگوئيد اينجا زماني خانه من بوده است. حداقل از لحاظ غيرت و تعصب شخصي و با وجود اين همه دشمني كيهان با شخص خاتمي، اين گفتگوي تبسم آميز هيچ موردي نداشت. آقاي خاتمي نقش شخص شريعتمداري و تيم كيهان در ترور افرادي چون مرحوم سعيدي سيرجاني، برنامه هويت سازي و تخريب وجهه صدها نويسنده و شخصيت فرهنگي را ناديده گرفته و فقط و فقط بياد اتاق كوچك خود در موسسه كيهان مي افتد.
آقاي خاتمي اينها اندكي از دهها و صدها و تنها درد دلي بود. در صداقت شما ترديدي نداشتيم. شما اميدوارمان كردي و راه نشانمان دادي. بخاطر همين راي هايمان، قلبهايمان، نگاههايمان و مهمتر از همه اميدها و دعايمان را نثار راه تو كرديم. آقاي خاتمي از زبان نسل جوان اين مملكت ميگويم: در مسير اصلاح طلبي و به خاطر پشتيباني از شما و اصلاحات سرزنش شديم، تحقير شديم، مهر بيديني و بي غيرتي خورديم، كتك خورديم، روسريهايمان را از سرمان كشيدند و تازه بجرم بد حجابي محكوممان كردند. بعضي از ما كشته شدند، بعضي را از پنجره خوابگاه به پائين پرت كردند و بعضي زندان و حبس و شكنجه و ترس از اعدام و اخراج از دانشگاه و محروميت از تحصيل و يا حتي از حقوق اجتماعي شدند. درتمام اين لحظات اين گفته شما كه از قهرمان سازي بپرهيزيم آويزه گوشمان بود ولي قلب و چشممان منتظر يك اشاره و يا گوشه چشمي از طرف شما بود تا تحمل آنرا آسانتر نمايد و شما آنرا از ما دريغ كرده و برعكس براي دلجوئي از رهبري كه دشمن راي دهندگان شما بود نثار آستان ولايت نمودي و هر از چند گاه كه به كنايه و در لفافه انتقادي ميكردي ديگر بسيار دير بود و ديگر اثر نداشت.
آقاي خاتمي راي مردم در انتخابات شما را در موقعيت رهبري جنبش اصلاح طلبي قرار داد ولي شما با عملكرد خود سرعت حركت جنبش را كند نمودي و خود بكندي حركت كردي و بعد از مدتي ايستادي و فراموش كردي كه چه كساني به شما اميد بستند و شما با عملكرد چند ساله خود اميد گرمشان را به ياس سرد تبديل نمودي.
آقاي خاتمي در جايگاه قضاوت تاريخي نيستم ولي به شما از زبان يك نسل ميگويم كه در يك قدمي عنوان بزرگترين خيانتكار تاريخ اين مملكت ايستاده اي. بجرات ميتوان گفت هيچ شخصي از روز تشكيل تمدن در ايران زمين به اين تعداد هوادار و هواخواه و دل اميدوار نداشته است. شما بزرگترين سرمايه اي را كه روزگار ميتوانست در اختيار مردان بزرگ قرار دهد براحتي بدست آوردي ولي با مسامحه و عدم تشخيص موقعيت و عملكرد ناصواب آنرا از دست دادي.
آقاي خاتمي شايد ميدانستي با چه دايناسورهايي طرف هستي و نگران از ريختن خون مردم بودي و هستي. نگرانيهاي شما و ناديده گرفتن مطالبات مردم، تنها باعث به تعويق افتادن بحران شد ولي شدت و هزينه آن را بسيار بيشتر نمود. كارهايي كه سالها پيش براحتي و با صرف هزينه اندك ميتوانست انجام شود بلطف سهل انگاريهاي شما امروز بسيار پر هزينه و تلفات خواهد شد.
اميد اصلاح طلبي از درون با حركتهاي تدريجي و بدور از خشونت، امروز به حركتهاي بنيادي و نياز به تغييرات اساسي تبديل شده است. شما حتي در جايگاه دفاع از نظام ولايت فقيه و جمهوري اسلامي ميتوانستي بهتر عمل نمائي. نظام را به تمكين خواسته هاي مردم وادار كني تا به روزي نرسيم كه قدرت خارجي تعيين كننده سرنوشت ما گردد. آقاي خاتمي در دلسرد نمودن مردم از حركتهاي اصلاح طلبانه داخلي و دل بستن به دولتهاي خارجي عملكرد شما كمتر از جناح جنايت پيشه ارزيابي نميگردد. آقاي خاتمي شايد توقع شجاعت و تهور در سياست از شما اشتباه بود ولي بخدا قسم شما بهترين فرصتها را در اختيار داشتي و در اين مقام نبايد ملاحظات شخصي و حتي خانوادگي را در اولوليت با منافع مردم و كشور قرار دهي.
آقاي خاتمي از زبان نسل جوان و آنها كه راي خود را به شما تقديم كردند ميگويم نميتوانم بخود بقبولانم كه فراموشمان كرده اي ولي فراموش كردي، نميخواهم قبول كنم كه فريبمان دادي ولي ..... شما در برابر آيندگان مسئول نيستي شما در برابر نسل حاضر مسئوليت داري. شما تعهد خود را در برابر جوانان اين مرزوبوم انجام نداده اي. اندك زماني بيش براي تصميم گيري نمانده است. شما تا خيانت به آرمان اصلاح طلبي اين مردم تنها و تنها يك قدم فاصله داري. تنها نامي براي شما باقي مانده و چند صباحي تا نگذاري نام خاتمي در صدر ليست جنايتكاران و خيانتكاران به اميد مردم و سرزمين ايران قرار گيرد و تاريخ حداقل از خاتمي به بدنامي ياد نكند.
اگر ما را فراموش كرده اي لااقل خود را از بدنامي برهان.
|