|
اجتماع بي برنامه
تورج رامان
comments@SiahSepid.com
هدف از اين “برنامهِ بيبرنامه” كشاندن مردم به خيابانها در روز 18 تير با كمترين هزينه است. آنچه كه در درجه اول مطرح هست حضور مردم با جمعيت بالا در سطح شهرهاست. اما واضح هست بر خلاف آنچه گاهي اوقات به عنوان حضور فوق العاده مردم كه كنترل و دستگيري معترضين را از سوي نيروهاي امنيتي سخت ميكند مطرح ميشود بيشتر بصورت يك ايدهال انهم با در نظر گرفتن تسامح حكومت قابل بررسي است. مثلا گفته ميشود اگر چندين هزار زن و دختر ناگهان بصورت بيحجاب حاضر شوند هزينه دستگيري و كنترل انها از سوي حكومت بالا ميرود و نظام را در موضع منفعلانه قرار ميدهد. در حاليكه بايد متوجه بود حضور اين نوع جمعيت معترض (و يا هر نوع ديگرش و با هر جمعيتي )كه ارزشهاي تبليغ شده نظام را به چالش ميكشد مسلما با سركوب نيروهاي اطلاعاتي و امنيتي سپاه، انتظامي و وزارت اطلاعات، ضرب و شتم بوسيله گروههاي فشار، دستگيري و حبس در مكانهاي نامعلوم و به مدت نامعلوم همراه با شكنجه و اعترافگيري به روشهاي دهشتناك و غير انساني معترضين حالا به هر تعداد اندك همراه خواهد بود. اين خطرات تمام جمعيت حاضر و معترض را به هر اندازه كه باشند تهديد ميكند و چون اين ريسك براي همه وجود دارد، با توجه به شرايط موجود جامعه كه معلول روشهاي سركوبگرانه نظام و انفعال و سرخوردگي مردم براي تغييرات به روش مسالمتاميز و كمهزينه است كمتر كسي حاضر به انجام اينگونه اقدامات متهورانه خواهد شد.
بايد از همه مردم خواست، به آنان انگيزه داد تا به خيابانها بيايند. جوانان با وجود سرخوردگي از اين همه تحقير در ماجراهاي تجمعهاي دانشجويي نشان دادند كه هنوز نسيم تغييرات در سينه انان ميوزد، جوانان اميد اول اين مبارزاتاند اما نبايد از انان به عنوان سوخت مبارزات استفاده شود همانطور كه سزاي هيچ كدام از مردم نيست تا سكوي پرش ديگران باشند، اما تهور و جسارت جوانان است كه خون مرده را در رگهاي فسرده جامعه به جنبش واميدارد. اما شعار دادن كافي است هنگام هنگامه عمل است…
تير مناسبترين و نزديكترين زمان اقدام براي اعتراض عمومي است.
هيچ برنامه خاص و از پيش تعيين شده، شعار، تابلو، پرچم نياز نيست. همين بيبرنامه بودن اجتماع حسن ان است كه دستگاههاي امنيتي براي سركوب، كنترل و جلوگيري از ان عاجز ميمانند.
اجتماع بر اعتراض مقدم است. تصور كنيد در روز چهارشنبه 18 تير يا پنجشنبه 19 تير ناگهان 500هزار نفر در تهران در يكسري مكانهاي عمومي بدون هيچ گونه شعار و اعتراضي تجمع كنند. روز پنجشنبه به بهانه خريد، تفريح يا حتي جشن گرفتن چهارمين سالگرد سركوب شورش اوباش و اراذل( به زعم حكومت) هر كس با دست خالي به خيابانها، ميدانهاي اصلي، پاركها و مراكز خريد ميرود. از چند وقت پيش از طريق بحثهاي عمومي بين مردم، مقالات روزنامهها(البته اگر بشود)، اينترنت، شبكه هاي ماهوارهاي و راديويي ذهن مردم براي اين حضور اماده است. در درجه اول صرف حضور كافي است. چرا؟
تجمع در اين روز ممكن است با اعلام ممنوعيت از سوي حكومت همراه شود، تجمع بي هدف و برنامه يك دهنكجي بزرگ به اين تعيين تكليف از سوي حكومت خواهد بود.
در صورت عدم ممانعت، كه اگر مردم واقعا بخواهند با اعلام ممنوعيت هم حكومت نميتواند كاري بكند، حضور مردم در روزيكه 4 سال پيش نيروهاي تندرو به تحقير جنبش دانشجويي دست زدندو اين كار با -عملا- سكوت دوم خرداديها همراه شد بهترين زمان و فرصت براي اعتراض به وضع موجود و عملكرد هر دو جناح حكومت است.
اگر خود حكومت بطور رسمي اعلام ممنوعيت تجمع در اين روزها را بكند عملا خود بر اهميت و بزرگي اعتراض محتمل مردم صحه ميگذارد و انان را به قدرت نهفته و داشته شان اگاه ميكند. حتي در صورت عقيم ماندن اين طرح در اين مرحله و زمان، مردم بر اين وسيله واقف ميشوند كه اين روش مناسبي خواهد بود كه هر وقت كه بخواهند ميتوانند اعمال كنند و حكومت نميتواند همه روزهاي سال را “ تجمع ممنوع” اعلام كند.
گفتيم هيچ برنامه از پيش تعيين شدهاي نياز نيست ولي ايا ميشود انبوهي از جمعيتي كه قلبا معترض به ارزشهاي تبليغ شده از طرف نظام و خسته از استبداد گرد هم بيايند هيچ نگويند در نتيجه از انجا كه از قبل برنامه اي نيست حكومت نميداند كجا را كنترل كند كه صدايي نيايد، اگر از هر گوشه شهر صدايي بيايدو هر كس سازي بنوازد داروغه چه ميتواند بكند !؟
همه با همه چيز بياييد، با خانواده، با دوست دختر و پسرهايتان، با بچههايتان … مي خواهيم برويم تفريح !
در تهران مناسبترين مكانها پاركهاي لاله، ملت، جمشيديه و دانشجو، ميدان انقلاب و اطراف دانشگاه تهران به جهت يادآوري حركت سال78، ميدان ازادي، ونك، تجريش، …شهرك غرب، اكباتان…
پراكندگي جمعيت دو حسن را دارد. يك امكان مقابله متمركز را از نيروهاي نظامي و فشار ميگيرد. در صورت تحقق امر و شكل گيري تجمع، مردم با اگاهي از حضور همديگر ميتوانند بطور خودجوش براي تمركز در يك محل حركت كنند. چيزي شبيه تظاهراتهاي سال 57. البته من اينكار را توصيه نميكنم چرا هدف اعلام حضور بدون دادن هرگونه خسارت است و حركت مذكور تجمع را به سوي يك تظاهرات هدفدار سوق مي دهد كه بهانه خوبي براي سركوب به دست حكومت است.
بعنوان الگوي تجمع، مراسم چهارشنبه سوري يا شادي مردم پس از پيروزي تيم ملي مدل مناسبي است: در همه نقاط كشور (و در هر شهر در همه نقاط ان ) و استفاده از روشي كه در تضاد با ارزشهاي تبليغ شده نظام(رقص و پايكوبي) است. شايد گفته شود شادي كردن در روزي كه جوانان اين مملكت مورد شتم و ازار قرار گرفتند چه جايي دارد، ولي فرهنگ عزا و ماتم تا كي؟ چرا نشود از يك عمل فرهنگي بعنوان يك اعتراض سياسي استفاده كرد. چرا بجاي اينكه هميشه در خاك ايران فستيوال عزا برقرار باشد نتوان و نشود دوباره فرهنگ شادي جمعي را به جامعه تزريق كرد؟
موارد فوق ميتواند بعنوان نكات برجسته اين طرح مورد بررسي و نقد قرار گيرد به ان اضافه يا كم شود، اما اگر بشود چه ميشود !!!؟ هدف عمده من مطرح شدن و اتخاذ اين طرح بعنوان روشي براي اعتراض در برابر حاكمان خشن است.
نتيجه ايدهال: اجتماع چندصد هزاري مردم نه براي خريد كه به بهانه ان، نه براي تفريح كه به بهانه ان، نه براي سوگواري و يادمان هتك حرمت دانشجو و جوان كه به بهانه ان، بلكه براي اعتراض به زندگي در شرايطي غير انساني، محروميت از حقوق اوليه انسان، پايمال شدن ساده ترين ارزشهاي انساني به بهانه هاي واهي، با روشي جالب و ياداور جشنهاي مهرگان و سده بر عليه فرهنگ ضد انساني، ضد مهرگاني و ضد ايراني اين اَنيرانيان.
من يك پان ايرانيست يا آريائيست نيستم ولي دوست دارم دوباره در فضاي كشورم ترنم ترانه و رِنگ شادي جاري شود.
بايد بيرون زد همه ميايند، ميروم ميدان انقلاب كتاب بخرم شايد از انطرف بروم پارك جلاليه يك چرخي بزنم. گمان كنم مردم انقدر بيايند كه پيادهروها پرشود بريزند توي خيابانها. پس بهتر است با ماشين نروم لابد خيلي شلوغ ميشود….
هيچ برنامهاي لازم نيست، كافي است مردم به اندازه كافي در خيابانها جمع شوند خود ميدانند چگونه بخروشند، هر چند كه خروشي لازم نيست. همين كه خيابانها را از جمعيت پر كنند حاكمان جائر را هشيار ميكنند و زنهار ميدهند از روزي كه واقعا بخروشند. اما بياييد يك بار كه شده بيصدا انقلاب كنيم، بيخشونت پايه هاي جامعه اي ضد خشونت را بچينيم.
|