|
دانشجويان, مردم, حكومت
سيامک کفاشی
comments@siahsepid.com
دانشجويان و مواضع و تحركات آنها يكي نقاط توجه اصلي در اخبار وقايع روزهاي اخير ايران به شمار مي رود.
در حالي كه تظاهرات ابتدا از طرف دانشجويان در اعتراض به خصوصي سازي دانشگاه ها در كوي دانشگاه تهران شروع شد ولي مي توان خصوصي سازي دانشگاه ها را بيشتر بهانه اي دانست كه از ماه ها پيش دانشجويان براي بروز نا رضايي هايشان نسبت به رژيم جمهوري اسلامي به دنبال آن مي گشتند و در واقع طرح خصوصي سازي را كه فرداي اولين شب اعتراضات از سوي وزير علوم تكذ يب هم شد را مستمسكي براي نشان دادن نا خشنودي خود از عملكرد نظام قرار دادند. نا رضايتي هاي به حقي كه پس از نا اميد شدن از جنبش اصلاحات ، دوم خرداد و شخص آقاي خاتمي ، بر شدت آنها افزوده نيز شد.
به دنبال گسترده شدن اين اعتراضات و حضور دسته هايي از مردم در مقابل كوي دانشگاه اين وقايع شكل تازه اي به خود گرفت.
اغلب كساني كه خصوصا در شبهاي نخست در اين حركت شركت مي جستند اكثرا از طبقه مرفه ومتوسط رو به بالاي مردم تهران بودند كه بيشتر از طريق تلويزيونهاي پارسي زبان سلطنت طلب كه از لوس آنجلس و با حمايت دولت امريكا براي مردم ايران برنامه پخش مي كنند از جريان مطلع گشته و به تشويق همين تلويزيونها مبني بر اينكه جنبش براي بر اندازي رژيم جمهوري اسلامي آغاز گشته است در مقابل كوي دانشگاه حضور مي يافتند.
حضور عمده خانمها در اي تظاهرات و شعارهاي نسبتا جديدي كه از مردم به گوش مي رسيد جالب توجه بود كه بطور شفاف عليه جمهوري اسلامي سر داده مي شد. بي شك هم راستاي جنبش دانشجويي مردم نيز به نقطه اي رسيدند كه پتانسيل لازم براي برآوردن خواسته هاي آزادي خواهانه ايشان در هيچ طيف و گروه سياسي داخل رژيم اعم از محا فظه كار و دوم خردادي وجود ندارد. خواسته هاي نه چندان بزرگي كه اگر اصولگرايان حاكم بر جامعه ايران اندكي به آنها توجه مي كردند و از تحديد آزادي مردم مي كاستند و اينقدر در حريم شخصي افراد نفوذ نمي كردند و حقوق اوليه انساني-اجتماعي و عقيدتي شهروندان را مطابق با اصول حقوق بشر رعايت مي كردند اكنون شاهد اين نبودند كه مردم بعد از بيست و پنج سال از بيرون راندن نظام سلطنتي از ايران مجددا درود بر شاهنشاه سر دهند .
مي توان اينگونه تحليل كرد كه جمهوري اسلامي كار را به جايي رسانده كه هر نا كسي كه در خارج از ايران به عنوان اپوزيسيون به رژيم فحش دهد از نظر مردم آزادي خواه و انقلابي تلقي مي شود و چنانچه امكانات تبليغاتي در اختيار داشته باشد مي تواند به راحتي با جذب مردم دسته هاي زيادي را با خود همراه كرده و به دنبال خود بكشاند. هر چند شايد دليل اين امر را نيز از طرفي غفلت ساير گروههاي اپوزيسيون به واقع آزادي خواه در جلب مردم وقطع ارتباط چندين ساله ايشان باداخل دانست و از جهت ديگر حمايت دولت آمريكا و در اختيار داشتن امكانات مالي وسيع معدود سلطنت طلبان مقيم امريكا را نيز مزيد بر علت انگاشت.
بعد از حضور مردم در اين تظاهرات ، رژيم طبق معمول ابتدا تظاهرگران را غارتگر، متعرض حقوق مردم، اغتشاشگر، لمپن دانست با ادامه روند سياست دايي جان ناپلئوني خود با توجه به تحريكات زسانه هاي خارجي ايشان را مزدوران دول خارجي دانست. اما كم كم حساب دانشجويان را با اين عده جدا كرد و با تكرار اين كه اعتراضات داشجويي كاملا جنبه صنفي دارد سعي در القا اين نكته داشت كه عده اي با سو استفاده از اعتراض صرفا صنفي دانشجويان سعي در اخلال در كشور را دارند كه از خارج هدايت مي شوند و...ولي در عين حال با توسل به اهرمهاي غير رسمي- كه خصوصا در چند سال اخير با تربيت نيروهاي به اصطلاح لباس شخصي وآموزش، حمايت و هدايت امثال آنها به عنوان يك نيروي سركوب غير انتظامي و ظاهرا غير حكومتي در سركوب اعتراضات به شكل گسترده اي استفاده كرده اند- اين بار نيز به سركوب اعتراضات اقدام كرد و با عنوان اينكه مردم مسلمان با اغتشاشگران به طور خود جوش برخورد كرده اند سعي در مردمي نماياندن اقدامات اين گروههاي فشار داشت هر چند در چند هفته اخير و به دنبال فشار دولت و مجلس اصلاح طلب مبني بر شناسايي اين گروه ها توجه عمومي به اين گروههاي فشار بيش از پيش جلب شده بود و نيروي انتظامي به دنبال اين قضايا با استقرار در كوي اعلام كرد كه از دانشجويان در مقابل تعرضات حمايت خواهد كرد كه اين اقدام در جهت سياست جدا جلوه دادن اعتراضات دانشجويي با تحركات بيرون كوي و همچنين عدم تكرار قضييه تيرماه هفتاد و هشت بود .
ولي همين اقدام نيروي انتظامي نيز ظاهرا تنها محدوه اي را در بر مي گرفت كه وقايع تير هفتاد و هشت در آن واقع شد چرا كه در حالي كه طلايي فرمانده نيروي انتظامي تهران مشغول خوش و بش با دانشجويان كوي دانشگاه تهران بود گروه هاي موسوم به انصار با حمله به خوابگاه طرشت دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايي فاجعه اي را رقم زدند كه ابعاد آن اگر از حمله به كوي در تيرماه هفتاد و هشت بيشتر نبود مسلما كمتر هم نبود.
به واقع عزم مهاجمين در ضرب و جرح دانشجويان در ساعت حدود دو بامداد بيست و چهار تير بسيار بيش از آن چيزي بود كه در تير هفتاد و هشت شاهد بوديم بطوريكه نزديك به بيست تن از دانشجويان در حالي كه خون زيادي از آنها رفته بود به بيمارستان انتقال يافتند و قريب به صد نفر هم با سر و صورت زخمي فرداي آن شب ديده مي شدند مهاجمين كه ضمن حمل چاقو، تبر و شمشير به باتوم هاي پلاستيكي مخصوص پليس نيز مسلح بودند با حمله به دانشجويان با جرح شديد ايشان باعث شدند كه چند نفر از طبقه سوم به پايين بپرند و دست و پاي شكسته را بر شكم و بدن پاره ترجيح دهند ضمن اينكه چند نفر نيز به دست همين آقايان به پايين پرتاب شدند.
در اين بين نيروي انتظامي تنها شاهد ماجرا بود و با اينكه منطقه اين خوابگاه در نزديكي سه پاسگاه پليس است ، نيروهاي انتظامي وقتي وارد شدند كه ضاربين از محل خارج شده بودند و بر در و ديوار و زمين آنچه مشهود بود خون بود و در ها و وسايل خرد شده با تبر.اينها بجز اثر رواني بر كساني است كه روز بعد امتحان هم داشته اند.
پس از اين جريان ظاهرا تصميم بر عدم انعكاس اين جنايت بود چرا كه خوابگاه از روز بعد تحت محاصره گارد ويژه نيروي انتظامي قرار گرفت و در روزهاي بعد در رسانه ها آنطور كه بايد به اين امر پرداخته نشد و فقط از جانب جنبش دانشجويي در روزهاي بعد شعارهايي سر داده شد و بيانيه هايي صادر گشت. همزمان با اين رويداد در اصفهان و چند شهر ديگر نيز به خوابگاه دانشجويان در ابعاد كمتر حملاتي صورت گرفت كه پس وقوع اين رخداد ها نيروي انتظامي تضمين امنيت خوابگاهها را بر عهده گرفت.
اين عدم اجازه به انتشار اخبار را مي توان بسيار خطرناك توصيف كرد چرا كه اين كار باعث شكسته شدن قبح دست اندازي به حقوق مدني مردم و عادي شدن تكرار اين قبيل اقدامات مي گردد.
در اين ايام در تظاهرات مختلف بازداشتهاي گسترده اي صورت گرفت . قاليباف فرمانده نيري انتظامي در مصاحبه خود تعداد باز داشتي ها را 109 نفر اعلام كرد و بر دانشجو نبودن آنها تاكيد كرد در حالي كه در همين حين بازداشتهاي وسيعي از دانشجويان و عده اي از فعالان ملي-مذهبي صورت گرفت.
نكته جالب تاكيد بيش از حد بر بازداشت عسگر- عامل ترور حجاريان- يكي از منصوبين مشهور به گروهاي فشار بود كه كرارا از سوي رژيم اعلام مي شد و سعي در القاي اين نكته داشت كه جمهوري اسلامي در جلوي عناصر خودسر مي ايستد و با آنها برخورد مي نمايد در حالي كه قاعدتا سعيد عسگر در ايام بايد دوره محكوميت خود را به اتهام ترور در زندان مي گذرانده است.
آنچه به نظر مي رسد طي چند روز آينده از حضور مردم در اين تظاهرات براي چندين روز كاسته مي شود و بيشتر اجتماعات و اعتراضات حول دانشجويان و در دانشگاه ها خواهد بود و تا 18 تير نيز ادامه خواهد يافت ديدگاه سلطنت طلبان لوس آنجلس نشين جالب است از اين جهت كه واقعا در اين خيالند كه در ايران اين حركت يك انقلاب است بدون اينكه به عوامل جامعه شناختي شكل گيري يك انقلاب توجهي كنند واز درك اينكه تظاهر كنندگان هنوز نماينده تمام جامعه ايران نيستند و اينكه تا اقشار پايين و لايه هاي زيرين جامعه حركت نكنند انقلاب شكل نخواهد گرفت عاجزند. قبول اينكه هيچ سازماندهي بين مردم وجود ندارد ، قبول اينكه با به صدا در آمدن بوق اتوموبيلهاي مدل بالاي شمال شهر نشينان تا به حال هيچ حكومتي سقوط نكرده براي ايشان سخت است.
ولي آنچه اهميت دارد گرايش روز افزون اقشاري از مردم داخل به اين گروههاي سلطنت طلب است . شايد تا چند سال پيش اگر در تحليلي بحث از رويكرد مجدد جامعه ايران به رژيم پهلوي يا بطور كلي سلطنت مطرح مي شد اين امر بسيار دور از انتظار و شايد فكري ساده لوحانه به نظر مي رسيد.اما الان شايد در برحه اي به سر ميبريم كه اين امر ابدا دور از انتظار نيست هر چند حركت هاي جامعه ايران زياد قابل پيش بيني نيست ولي آنچه مسلم است بسياري تحت تبليغات سلطنت طلب ها قرار گرفته اند كه شايد اين امر زنگ خطري باشد براي آينده ايران و آن خطر تسلط مجدد آريستو كراسي بر ايران است و اگر آلترناتيوي مقبول براي آنها ظهور نكند به واقع يك اشتباه تاريخي ديگر را مردم ايران مرتكب مي شوند كه هزينه سنگيني به دنبال خواهد داشت پس براي ظهور يك جبهه قوي در برابر اين خطر بلقوه لزوم تشكيل يك اتحاد بين گروههاي چپ اپوزيسيون ، نيروهاي ليبرال و بطور كلي تمام خواهانان دموكراسي نوين احساس مي گردد در حالي كه اين پتانسيل براي پيوستن به چنين اتحادي در برخي معارضين داخلي جمهوري اسلامي نيز از جمله طيف موسوم به ملي-مذهبي ديده مي شود.
بحث بيانيه جمهوريخواهي كه در چند هفته اخير در جهت اتحاد جمهوريخواهان آغاز شده است مي تواند يك شروع خوب بر روند شكل گيري يك اتحاد باشد كه البته وقايع اخير تهران مي تواند روند شكل گيري را تسريع كند.چرا كه اين بار مردم« نه» خود را بطور تلويحي به سيستم تاريخ مصرف گذشته جمهوري اسلامي گفتند و در آينده نيز با صداي بلند تر و شفاف تر تكرار خواهند كرد.
|