Home
: جستجو شماره ۱۹ ◊ 1 اسفند ۱۳۸۲
پيام هاى شما : 700 پيام   ◊   ارسال متن براي ديگران   ◊   نسخه قابل چاپ  

ايران پس از جمهوري اسلامي

اميد بامداد
comments@SiahSepid.com

سؤالي كه اين روزها زياد شنيده مي‌شود اين است: "اگر «اين‌ها» بروند، چه كسي به جاي‌شان مي‌آيد؟"

به گمان نگارنده، پاسخ به اين سؤال سهل است و ممتنع. سهل است چون تماميت‌خواهي بديلي جز جمهوري‌خواهي ندارد؛ و ممتنع است چون دموكراسي روشي است مشخص براي رسيدن به اهدافي نامشخص.

بعضي در جواب اين سؤال پاي رضا پهلوي و سلطنت‌طلبان طرف‌دار او را به ميان مي‌كشند؛ شخصي كه خودش را دموكرات معرفي مي‌كند، اما اطرافيان‌اش هيچ ابايي از اين ندارند كه از سلطنت موروثي حمايت كنند و خود را ارادت‌مند «رضاخان قلدر» بدانند. طنز تاريخ اين‌جا است كه حتي محمدرضاشاه، فرزند رضاشاه، صلاح را در عدم حمايت از پدر ديده‌بود! در پاسخ اين دوستان همين جمله‌ي ابوالحسن بني‌صدر بس كه: "مردم ايران اين‌ها را استفراغ كرده‌اند و هرگز استفراغ خود را نخواهندخورد."

عده‌اي ديگر نيز بر اين باور اند كه طرح حكومت آينده‌ي ايران در كاخ سفيد ريخته‌خواهدشد. از نظر اينان حمله‌ي نظامي ايالات متحده به ايران قطعي است و از همين الآن پنتاگون در حال برنامه‌ريزي براي آن است.

اما اعتقاد راسخ نگارنده چيز ديگري است. ما در حالي داريم از آلترناتيو حكومت فعلي سخن مي‌گوييم كه جنبش دانش‌جويي متشكل از قشر فرهيخته‌ي اين مملكت، خوب مي‌داند كه چه مي‌خواهد. شكي نيست كه اين جنبش به ذره‌اي كم‌تر از جمهوري ناب و مستقل راضي نخواهدشد. سلطنت و يا سلطه‌ي بيگانه، كم‌تر از جمهوري اسلامي مغضوب اين ملت نخواهد بود.

از سوي ديگر كودكانه است كه تصور كنيم واشنگتن در فكر اشغال نظامي ايران است، در حالي كه مساحت ايران نرديك چهار برابر عراق است و آمريكايي‌ها هنوز به تعهدات‌شان مبني بر تأمين دموكراسي و حتي امنيت در افغانستان و عراق عمل نكرده‌اند و نتوانسته‌اند مسأله‌ي صلح خاور ميانه (بين اعراب و اسرائيل) را به مرحله‌ي قابل قبولي برسانند. جداي از همه‌ي اين‌ها، خودتان را جاي سياست‌مداران كاخ سفيد بگذاريد. واقعا چه دليلي وجود دارد كه هزينه‌ي سياسي، اقتصادي و امنيتي حمله به ايران را بپذيريد؟ همه مي‌دانند كه حكومت ايران حداكثر بيش‌تر از دو يا سه سال ديگر دوام نمي‌آورد و از درون رو به اضمحلال است، و در طول اين مدت كوتاه به هيچ وجه نخواهدتوانست به سلاح هسته‌اي دست پيدا كند يا به منافع ايالات متحده ضرري وارد كند. همه مي‌دانند كه اكثر مردم ايران طرف‌دار غرب هستند و ديگر كوچك‌ترين شباهتي به حكومت ضدآمريكايي‌شان ندارند. واشنگتن نيز از تجربه‌ي ملي شدن صنعت نفت اين درس را گرفته كه ديگر قادر به بهره‌بري از نفت ايراني‌ها نيست. حال اگر شما به جاي دانلد رامسفلد بوديد، نقشه‌ي حمله‌ي نظامي به ايران را روي ميز جرج بوش مي‌گذاشتيد؟ بعيد مي‌دانم.

اگر به اظهارات اخير مقامات كاخ سفيد توجه بيشتري كنيم، خواهيم‌فهميد كه اين مردم ايران نيستند كه به دنبال حرف‌هاي آمريكايي‌ها افتاده‌اند، بلكه كاملا برعكس، هم‌اكنون سياست‌مداران آمريكا به دنبال مردم ايران راه افتاده‌اند! اين مسأله اگرچه غيرقابل‌باور است، اما مطالعه‌ي دقيق گفته‌هاي آنان در مورد حمايت از حركت ايراني‌ها به سوي دموكراسي نشان مي‌دهد كه واقعيت دارد.

بررسي‌ها نشان مي‌دهد كه ايرانيان بيش‌تر از مردم هر كشور اسلامي ديگري در منطقه متمايل به مدرنيته هستند. تنها كشور اسلامي‌اي كه هيچ گونه تمايلات بنيادگرايانه - از نوع بن‌لادني - در آن يافت نمي‌شود، ايران است. طبق گفته‌ي سلمان رشدي، در ميان بيش‌تر از صد مسلماني كه از مليت‌هاي مختلف قصد ترور او را داشته‌اند، حتي يك ايراني هم يافت نمي‌شود؛ با اين كه فتواي قتل او توسط آيت‌الله خميني ايراني صادر شد. ايران در اين زمينه‌ها حتي از تركيه كه داري حكومتي ضدديني است جلوتر بوده.

حالا شايد پاسخ به سؤال ابتداي متن آسان‌تر باشد. آري! ديكتاتور خواهدرفت، اما كس ديگري جاي او نخواهدآمد. به جاي او، دموكراسي و حكومت دوره‌اي خواهدنشست، نه حكومت مادام‌العمر يك مستبد ديگر.

نگارنده به اوضاع آينده‌ي ايران بسيار خوش‌بين است. به جرأت مي‌توان گفت كه ايران از نظر منابع و ذخاير ارضي، نيروي متخصص انساني و توان صنعتي و تكنولوژيك، يكي از برترين كشورهاي منطقه است و تحت يك حكومت آزاد و مديريت عقلاني به راحتي خواهدتوانست به جاي‌گاهي كه حق مسلم‌اش است بازگردد. اگر بخواهيم، مي توانيم از ايران يك ژاپن ديگر بسازيم. ابرقدرت و قلب تپنده‌ي خاور ميانه و متحد اصلي و كليدي غرب در منطقه، ايران خواهد بود.


Advertisement in Siah Sepid

بازگشت به نخستين سطر
© Sabz W. D. P. G.
Site
 Meter © نقل و درج مطالب سياه سپيد، با ذکر منبع و ماخذ مجاز مى باشد.
گزينش و درج مطالب در اين هفته نامه، به مفهوم تاييد نظر نويسنده نيست.