Home
: جستجو شماره ۱۹ ◊ 1 اسفند ۱۳۸۲
پيام هاى شما : 780 پيام   ◊   ارسال متن براي ديگران   ◊   نسخه قابل چاپ  

«آزادی» و سه شعر ديگر

آزادي

بيژن صف سري
comments@SiahSepid.com

آزادي تو بر بلنداي كدام آسمان در پروازي ؟

آزادي
ديشب هم باز با ياد تو بوديم
تمام شب را از تو گفتيم
از تو سروديم
از تو خوانديم
و ايكاش بودي و مي ديدي
كه بر سنگفرش هاي خيابان هم
با اشك چشم هايمان
نام تو را مي نوشتيم
اي هميشه غايب
تو بر بلنداي كدام آسمان در پروازي؟
كه در آسمان تاريخ اين كهنه ديار
حتي نشاني هم از پرواز تو نيست؟
هيچ نام اين سر زميني كه
پر از حسرت ديدار توهست، شنيده اي ؟
اينجا سرزمين آرزوهاي دست نايافتني است
كه همه بي خواب ، بي خاطره و بي راه و بي قرار
چشم به كوچه و خياباني دارند
كه از هواي همهمه لبريز باشد
و در آن از روزگار گهواره بگويند
اما امروز
به قدمت تاريخ مان رسيده است
كه بي تكلم بي راه
براي ماهي هاي تنگ يلورين
در پي آبي هستيم كه خود تشنه تر از ماهي هاست
آزادي
به گمان خسته ما
تو همان معماي بي جوابي را مي ماني
كه براي باور نام تو بايد
در ازدحام سنگ و گلوله و گريه ، جان داد
ويا ..........
چه مي دانم
شايد هم تو همان قصه اي باشي
كه در طول اعصار اين سرزمين
همراه با لا لايي مادران
خواب به چشمان تاريخمان كردي
آزادي
ما تو را
در آن هنگام كه هنوز در سفره هايمان ناني بود و پياله اي آب
با سينه هاي زخم خورده از دشنه و گلوله ، جستجو مي كرديم
و امروز هم تو را مي جوئيم
بي آنكه ديگز سفره اي باشد و لقمه اي نان
آزادي ،
تو بر بلنداي كدام آسمان در پروازي؟

**************************************************

شب نامه ها معتبرند

جمشيد برزگر
comments@SiahSepid.com

بسيار می شود
يک نامه ی خواننده ای معمولی
تحليل های ناب سياسی را شکل ستون فکاهی نشان دهد
اما چه راه درازی است بين مرکب چاپخانه
تا کاغذ کاهی.
ناچار باز
صفحه ی خوانندگان سفيد می ماند
يعنی
«همکاری حروف سربی
راه نجاتی را نمی داند.»
اين نامه ها اما
اخبار ديگری دارند و می دانند
از پست چگونه بگريزند
از سردبير و صفحه و چاپ
از انتشار سکوت.
مثل همين امروز،
يک نامه ی تازه
همراه ناپيدای اخبار است:
-« حالا
جنگ خيابانی
اشکال ديگری دارد
در زير روسريمان
بايد مسلسلی باشد
يا آستين کوتاه
نوعی لباس جنگی تازه است
دست هايمان
وقتی به هم برسند
آن وقت می شود نوشت: يک انفجار بزرگ
اما شما ننويسيد
تا صبح ِ روزنامه
اخبار تازه ای داريم...»

هرصبح
از نامه ها پيداست
شب نامه ها
روزنامه های معتبرند
وقتی که دکه های بامدادی
مثل يک لبخند از سر گيجی
روی لبان خيابان تاب می خورند

**************************************************

دانشجوي مبارز

نازبانو ديبا
comments@SiahSepid.com

صدايت را از ميان اعتراض بي وقفه ي

مردم شنيديم.دستانت را از ميان انبوهي از مشتهاي گره كرده ديديم و

چشمانت را از ميان صدها چشم به خون نشسته مشاهده كرديم.

گوشهايت را كه جز نام ازادي چيزي نميشنيد و لبانت را كه با نام ازادي تكان مي خورد.

صدايت رسا و موزون و دستانت راسخ و چشمانت روشنايي طلوع خورشيد و پاهايت

استواري كوه البرز..

شجاعتت را ستايش مي كنيم و پر توانيت را ارج مي نهيم .

دانشجوي مبارز به دنبالت روانه ي ازادي هستيم.

**************************************************

شايد روزنه اي هويدا شود

‏امير اميري
amir@SiahSepid.com

بايد شبانه از شب گريخت

به سويي شتافت

همانند پرنده ي كوچك

در كلبه اي تاريك

كه از وحشت ماندن

ديوانه پرواز مي كند

تا مرگ را

در ديوارهاي

كلبه ي تاريك

به بال هاي شكسته خود

آشنا سازد

آنگاه آرام گيرد

تا جسم خاموشش را

به روشنايي هديه كند

شايد فردايي

از خود زني او

يه ديوار سكوت

روزنه اي هويدا شود

و جاري شدن آغاز


Advertisement in Siah Sepid

بازگشت به نخستين سطر
© Sabz W. D. P. G.
Site
 Meter © نقل و درج مطالب سياه سپيد، با ذکر منبع و ماخذ مجاز مى باشد.
گزينش و درج مطالب در اين هفته نامه، به مفهوم تاييد نظر نويسنده نيست.