|
فوتبال ايران در هفته ای که گذشت
عماد دشتی
emad@SiahSepid.com
پنجاه و چهارمين دربي بزرگ ايران به پايان رسيد و پرسپوليس توانست براي بار پانزدهم ، استقلال را شكست دهد . دو گل يحيي گل محمدي و بهنام ابوالقاسم پور در مقابل تك گل عليرضا اكبر پور ، باعث شد كه ششمين نتيجه دو بر يك در تاريخ بازي هاي قرمز و آبي رقم بخورد . يك ديدار بسيار زيبا و جذاب . هر چند كه زيبايي اين ديدار ، مي رفت كه به خاطر حركات زشت و غير ورزشي بعضي بازيكنان استقلال ، رو به تباهي و جنجال كشيده شود و اگر نبود درايت و خونسردي بازيكنان مقابل ، چه بسا همچون ديدار هاي گذشته كار به دعوا و كتك كاري كشيده مي شد ! . ضربات متعدد سهراب بختياري زاده و محمود فكري جويباري و علي نيكبخت واحدي و همچنين آتش بازي علي سامره از ديد دوربين هاي تلويزيوني و چشمان ميليون بيننده تلويزيوني پنهان نماند .
اما اين ديدار صحنه هاي بسيار زيبا و هيجان انگيزي داشت . دو تيم بر خلاف بازي هاي قبل ، موقعيت هاي گل متعددي را روي دروازه همديگر خلق كردند . درخشش فرشيد كريمي جوان كه براي اولين بار هست كه به هنگام يك ديدار با درجه حساسيت بالا درون دروازه پرسپوليس قرار مي گيرد ، چشمان همه را خيره كرده بود . استقلال بعد از گلي كه در دقيقه 11 دريافت كرد ، فرصت هاي زيادي براي جبران داشت كه همه را يكي پس ديگري از دست داد و اگر نبود احمد مومن زاده ( دل پيروي وطني ! ) چه بسا دروازه پرسپوليس چندين بار باز ميشد و الان استقلال برنده اين ديدار بود ! درخشش منفي مومن زاده آنچنان خيره كننده بود كه هواداران استقلال در پايان نيمه اول وي را فحش باران كردند و خواهان تعويض وي شدند !!! در دقيقه 43 نيمه اول فرزاد مجيدي تكل خطرناكي را بر روي پاهاي حميد استيلي زد كه داور اسلواك اين ديدار وي را مستقيماً اخراج كرد . اين اخراج باعث شد كه شيرازه تيم استقلال از هم پاشيده شود . بازيكنان اين تيم عصباني تر شده و شيطنت هاي ناشي از عقب ماندگي خود را دور از چشمان داور به مرحله اجرا مي گذاشتند ! . از آن طرف هم آتش بازي مومن زاده ، همانند بنزين بر آتش بود ! . در دقيقه 51 پرسپوليس گل دوم خود را وارد دروازه استقلال كرد . با توجه به 10 نفره بودن استقلال و شرايط نا مناسب روحي اين تيم ، كار تمام شده به نظر مي رسيد . در دقيقه 65 بازي استقلال توسط اكبر پور به گل رسيد . تا 5 دقيقه بعد از گل ، آبي پوشان به آب و آتش زدند تا از آن جو نهايت استفاده را بكنند و به گل دست يابند ولي بازيكنان پرسپوليس كم كم بازي را در دست گرفتند و با آرامش خاصي دست به اداره بازي زدند . حتي مي توانستند گل سوم را وارد دروازه استقلال بكنند . علي سامره نيز از بدو ورود به بازي ، كاري جز لگد زدن و مشت و حركات غيرورزشي نداشت ! در يك صحنه قصد وارد كردن كف پايش بر صورت استيلي را داشت كه خدا خيلي به حميد رحم كرد ! در يك صحنه قصد وارد كردن مشت بر صورت فرشيد كريمي داشت ! يك صحنه هم به شدت انصاريان را مصدوم كرد . در دقيقه 93 بازي هم يك تكل بسيار خشن بر پاي استيلي وارد كرد كه با كارت قرمز داور مواجه شد ! . اين كل كار هايي بود كه اين مهاجم رفسنجاني استقلال در اين بازي به معرض تماشا گذاشت ! . به هر حال استقلال هم بازي را باخت هم اخلاق را .
و اما هفته بيست و پنجم ( ما قبل آخر ) ليگ برتر . پرسپوليس بعد از پيروزي اي كه در مقابل استقلال به دست آورد ، با دو امتياز اختلاف نسبت به تيم پاس به مكان دوم جدول صعود كرد . اما در اين هفته پرسپوليس سه بر دو از ملوان بندر انزلي شكست خورد و پاس تهران نيز 4 بر دو تيم نفت آبادان را شكست داد تا هم سند سقوط اين تيم آباداني به دسته پايين تر را امضا كند و هم با يك امتياز اختلاف جاي پرسپوليس را در مكان دوم جدول بگيرد . هفته آخر ليگ نيز تيم پرسپوليس با فولاد اهواز ( در اهواز و بدون حضور تماشاگر ) برگزار مي كند و پاس نيز در فولاد شهر اصفهان به مصاف قهرمان زود هنگام اين بازي ها يعني سپاهان مي رود . از آنجاييكه سپاهاني ها قرار است در هفته آخر در حضور تماشاگران خود جام قهرماني را بالاي دست برده و دور افتخار بزند ، بعيد به نظر مي رسد كه اين بازي را وا دهد و خداي نكرده دست به تباني با اين باشگاه نظامي بزند ! . اگر پرسپوليس بازي آخر خود را با پيروزي به پايان برساند و از آن طرف بازي سپاهان – پاس مساوي يا با پيروزي سپاهان به پايان برسد ( كه همچين بعيد هم نيست !! ) تيم پرسپوليس دوم مي شود و با توجه به قهرماني قابل پيش بيني سپاهان در جام حذفي ، سرخپوشان جواز حضور در جام قهرمانان آسيا را دريافت مي كنند .
و اما استقلال ... باز هم باخت ! اين بار از هم نام ته جدولي خود ، يعني استقلال اهواز . همين شكست آبي پوشان تهران ، باعث شد كه استقلال اهواز در ليگ برتر ماندني شود و به دسته پايين تر سقوط نكند . به هر حال همچين ديداري حرف و حديث هاي فراواني را در پي خود دارد . تباني ... روزنامه ورزشي (( 90 )) روز قبل از بازي ، نتيجه ديدار را پيش بيني كرده بود !!!
در روز آخر تيم نفت آبادان كه 99 درصد سقوطش به دسته اول حتمي است ، بايد با اختلاف 5 گل ، تيم ابومسلم مشهد را شكست دهد و از آنطرف نيز ملوان بندر انزلي بازي آخرش را نبرد ! به هر حال به قول كارشناسان ، در فوتبال هيچ چيز قابل پيش بيني نيست !!
و اما اين هفته نيز يك حكايت جالب داريم ! بله دوستان ! ... قرار است با كلمات : پروين ، دادكان ، هيات مديره پرسپوليس ، جلال مرادي ، احمد ابهران ، يه جمله بسازيم ! جمله كه نه ... پاراگراف ! . اين شما و اينم حكايت اين هفته ما :
همانطور كه مستححضريد ، بازي رفت پرسپوليس – سپاهان ه در اصفهان برگزار شد ، با نتيجه دو بر يك به سود ميزبان به پايان رسيد . در آن بازي داور اين ديدار يعني جلال مرادي ، به صورت تابلو بر ضد پرسپوليس داوري كرد و اين داوري اعتراض گسترده هواداران پرسپوليس و مسئولان اين تيم را خشمگين كرد . مرادي بعد از بازي از پرسپوليسي ها عذر خواهي كرد ولي اين عذر خواهي دردي را دوا نمي كرد ! اين كينه نسبت به اين داور كرمانشاهي ، در دل هواداران پرسپوليس ماند . تا اينكه چرخ روزگار كاري كرد كه جلال خان مرداي قضاوت ديدار پرسپوليس – ملوان را بر عهده گرفت . از اول تا آخر بازي وي مورد لطف هواداران پرسپوليس قرار گرفت ! بعد از بازي ، پروين طي يك مصاحبه اتشين ( كه تا به حال سابقه نداشته ) با چشماني غضبناك و صورتي برآشفته ، به جلال مرادي اعتراض كرد و گفت : (( ما قبل از بازي كتباً نوشته بوديم كه اين داور رو ني مي خوايم )) . اين جمله ده ها بار توسط سلطان تكرار شد ! وي همچنين گفت : (( آقاي دادكان تبريك ميگم به آرزوت كه همانا شكست پرسپوليس بود رسيدي !!! بنده از همين جا اعلام مي كنم كه كادر فني و بازيكناي تيم ، با اين هيات مديره كار ني مي كو ند ! )) ... البته اين جريان تباني داورا و اينكه فدراسيون به داورا فشار مياره ، يه جورايي مشكوك هست . همانطور كه ميدانيد احمد ابهران داور بازي جنجالي پرسپوليس – استقلال در سال 1374 چندي قبل با روزنامه جهان فوتبال مصاحبه اي كرده بود و رسماً اعلام كرده بود كه از فدراسيون دستور داشتم كه احمد رضا عابدزاده را محروم بكنم و همچنين در گزارش بازي از عابديني ( مدير عامل آن زمان پرسپوليس و رياست سابق فدراسيون فوتبال ) بد بگويم ! به هر حال شك و شبهه ها كماكان وجود دارد . اينكه پروين تا چه اندازه حرفش سنديت دارد را خدا مي داند !
|