Home
: جستجو شماره ۱۹ ◊ 1 اسفند ۱۳۸۲
پيام هاى شما : 680 پيام   ◊   ارسال متن براي ديگران   ◊   نسخه قابل چاپ  

E-love

سروش خراسانی
SiahSepid.com

نه,نه, اينكارو نكن.آخه دختر جون من اين وسط چه كاره ام؟ من فقط واسطه ام به خدا.چرا ميخواي اين كارو بكني؟ برو خود بي شرفشو بكش.قديما هر قاصدي كه پيش هر پادشاه ظالمي هم كه ميرفت حتي اگه خبر جنگ و لشگركشي هم داشت اقلا مصونيت جاني داشت. اما حالا چي؟ شما كه اينقدر ادعاي امروزي بودن و با كلاس بودن ميكنين به من بدبخت رحم نميكنين. حالا تو هيچي.اون پسره احمق 20 نفر رو قبل از من له و لورده كرد تا بالاخره منو انتخاب كرد و اومدم پيش تو. چقدر راحت اون بيچاره ها رو له ميكرد و بدنهاي لختشونو مينداخت وسط اتاق. وقتي زير دستش بودم و داشت با فشار حرفهاي خودشو كه ميخواست با تو بزنه به من ديكته ميكرد آرزو ميكردم كه جايشو اشتباه نكنه وگرنه منم به سرنوشت بقيه دچار ميشدم.شايد من جزء تنها كسايي باشم كه از راز شماها خبر دارم ولي خب اين داره به قيمت جونم تموم ميشه. از حرفهايي كه بهم ديكته كرده بود ميتونستم برخرد تو رو با خودم حدس بزنم. وقتي اون كفن سفيد رو آورد و تن من پوشوند و درشو بست انتظار همچين كارهايي رو ازت داشتم. ميدونستم دير يا زود بعد از اينكه كفنمو از تنم در مياري منو به سرنوشت دوستام دچار ميكني. اون اقلا منو كفن كرده بود. اصلا من بدبخت ترين موجود روي زمينم. با اين هيكل عريض و طويلم عمق و قطر ندارم.شما خوشي هاتون با كساي ديگه ست و بدبختب هاتون مال من.اصلا مگه آشناييتون با من شروع شد كه حالا جور قهر كردنتونو من بايد بكشم؟شماها كه تو چت با هم آشنا شدين.بعدش بلاگ بازي و بعدشم قرارهاي وبلاگي و………

اگه تو چت بهت اين حرفها رو ميزد بلند ميشدي مانيتور رو بگيري بكوبي زمين؟نميكردي ديگه.منم مثل همون ديگه.چه فرقي داره؟ فقط زورتون به من ميرسه. حرفعاي خوب خوبتون و تلفني ميزنين و حرفهاي قهر و خداحافظي رو ميدين به من بدبخت.اصلا مگه خود تو نبودي كه يك بار تو چت ازش پرسيدي: ببخشيد ميتونم بپرسم شما چرا وبلاگ مينويسيد؟ اونم گفت: خب به همون دليلي كه شما مينويسيد ديگه.بعدش تو گفتي: واي! شما چقدر بي تربيتيد!. بعد هم دو تايي كلي پاي كامپيوتر هاتون خنديدين. اينو از اون شكلكهايي كه واسه هم ميفرستاديد ميشد فهميد. مني كه اون موقع كنار دستش بودم فكرشو هم نميكردم كه يه روز قرباني هوس زودگذر شما عاشقاي الكترونيكي بشم.

حالا حداقل منو بايگاني كن.بعدا به درد ميخورما.چند سال ديگه كه منو دوباره پيدا كني به الانت ميخندي و به خودت ميگي كه من به خاطر اين كاغذ بي ارزش چقدر خودمو ناراحت كرده بودم. اون موقع اگه پاره ام هم بكني اشكال نداره. اقلا اجازه بده اين نامه ي بي مقدار بعدا به درد يه لبخنذ بخوره………


Advertisement in Siah Sepid

بازگشت به نخستين سطر
© Sabz W. D. P. G.
Site
 Meter © نقل و درج مطالب سياه سپيد، با ذکر منبع و ماخذ مجاز مى باشد.
گزينش و درج مطالب در اين هفته نامه، به مفهوم تاييد نظر نويسنده نيست.