Home
: جستجو شماره ۱۹ ◊ 1 اسفند ۱۳۸۲
پيام هاى شما : 680 پيام   ◊   ارسال متن براي ديگران   ◊   نسخه قابل چاپ  

ديگر نمي خواهم صورتت را با آيينه ببينم؟

اميررضا قويدل
Amirreza.com/a

لاله و لادن ( بر عكس صحبتهايي كه اين اواخر شده است) از پدر و مادر خود خبر نداشتند. بر پايه صحبتهاي دوستان و همسايه ها ، پدر و مادر آنها از بدو تولد با مشاهده چسبيده بودن لاله و لادن از پذيرفتن آنها خودداري مي نمايند و اين دوقلو را به بيمارستان مي سپارند. بعد از سالها لاله و لادن را به تهران مي آورند و دكتر رحمت اله صفائيان به نوعي سرپرستي آنها را برعهده مي گيرد تا اينكه دكتر راهي آلمان ميشود. با رفتن او سرپرستي لاله و لادن به برادر دكتر سپرده مي شود كه در كرج ساكن است. اين سرپرستي از سال 1354 شروع شده و تا همين اواخر نيز ادامه داشت.

پدر لاله و لادن هم اكنون در روستاي لهراسب در منطقه فيروزآباد واقع در 100 كيلومتري شرق شهر شيراز (محل تولد لاله و لادن) ساكن است. دادالله بيژني كه 58 سال دارد اكنون به كار كشاورزي و دامداري مشغول است. او داراي 11 فرزند كه شامل 3 پسر و 8 دختر (با احتساب لاله و لادن) مي باشد. او كه براي حدود 28 سال از فرزندان خود خبر نداشته اين روزها كه لاله و لادن در مركز كانون خبرگزاريهاي داخلي و خارجي قرار گرفته اند چند باري آن هم تلفني با دو دختر به هم چسبيده شان صحبت كرده است.

همه جا صحبت از عملي است كه قراره براي اولين بار بر روي اين زوج به هم چسبيده انجام گيرد. در كوي و خيابان صحبت مي شود. سازمانها و شركتهاي خبررساني اخباري چند از وقوع يك جراحي منحصر فرد را مخابره مي كنند. لاله و لادن خندان جلوي دوربينها ظاهر مي شوند و از تصميم قاطع خود مي گويند. جوامع پزشكي و غير پزشكي احتمال وجود مرگ را مي داند. حتي خود لاله و لادن نيز از اين ريسك خبر دارند اما باز استوار بر عقيده خود ايستاده اند و با آرامش بسيار آزمايشات را پشت سر مي گذارند. همه چيز عادي مي نمايد اما به راستي چرا لاله و لادن بعد از بيست و نه سال مجوز اين عمل را براي خودشان صادر مي نمايند؟!

دليل اصلي كه اين دو دختر با وجود خطر مرگ تصميم گرفتند كه از هم جدا شوند ، سختي ها و دشواري هايي بود كه همواره در همه جا به همراه داشتند. ملالت هايي كه در اجتماع و فرهنگ عامه از قبيل رفت و آمد ، عدم دسترسي به امكانات كافي براي رفع نياز ، سنگيني نگاه اطرافيان ، كمبودهاي بسيار پزشكي ، كمبود نيازهاي عاطفي و مهم تر از همه روي برگرداندن پدر و مادرشان به دليل نارسايي به همراه مشكلاتي شخصي چون ، عدم توافق در ساعت خوابيدن و بيدار شدن ، حمام رفتن ، درس خواندن ، تفريح و بازي كردن و هزاران موضوع اينچنيني آنها را وادار به پذيرش اين عمل نمود. بايد بپذيريم اگرچه لاله و لادن دوقلوي به هم چسبيده اي بودند اما دو مغز و دو تفكر داشتند. ارادشان دو تا بود و هدفهايشان نيز متفاوت بود. علايق مجزايي داشتند و رفتار متفاوتي از خود بروز مي دادند. حتي خواب هايي كه مي ديدند نيز يكي نبود. اين جدايي تا جايي بود كه حتي مخالفتهايي نيز در امور اينچنيني باهم داشتند.لاله و لادن خيلي متفاوت بودند. اينچنين شد كه لاله و لادن تصميم به پذيرش اين عمل خطير گرفتند به پيشواز مرگ رفتند.

حال چرا عمل در ايران صورت نگرفت؟

بعد از اينكه لاله و لادن از همان خردسالي به تهران منتقل شدند پزشكان ايراني آزمايشات خود را بر روي اين زوج شروع و دست به تحقيقات وسيعي زدند. تحقيقات گسترده اي انجام گرفت كه آيا اين دودختر از هم جداشدني هستند يا خير؟! تحقيقاتي بر روي زندگي اجتماعي و وضعيت فيزيولوژي آنها انجام شد. براي حتمي شدن وضعيت فيزيكي اين چسبندگي عكسهاي متعددي از سر آنها در وضعيتهاي مختلف گرفته شد و آزمايشات تكميلي بسياري به انجام رسيد. مشخص گرديد كه مغز آنها مجزاست و احتمال عمل جداسازي وجود دارد. سپس براي تاييد هرچه بيشتر لاله و لادن توسط اكيپي از هلال احمر ايران به آلمان برده شدند تا آزمايشاتي نيز آنجا صورت گيرد و به قول معروف اطمينان بيشتري حاصل شود. تمام نتايج حاكي از اين بود كه اگرچه احتمال خطر زياد است اما امكان عمل جداسازي وجود دارد. با توجه به وجود متخصصان حاذق ايراني تيمي نيز شامل جراح مغز ، جراح عروق ، جراح فك و صورت ، جراح پلاستيك ، جراح ستون فقرات و روانپزشك براي اين عمل گرد هم آمدند. جلسه اي با حضور متخصصان و مسولان تشكيل شد كه تصميم نهايي گرفته شود. موضوعي كه شايد تاريخ عمل را كمي به تاخير انداخت مطرح شدن اين مسئله بود كه اگر احتمال مرگ وجود دارد موضوع مسئله حقوقي پيدا مي كند و بحث قتل مطرح مي شود. اين موضوع اثري بازدارنده اي داشت و سستي هايي در ميان تيم تشكيل شده بوجود آورد. با توجه به احتمال توفيق عمل ، احتمال عدم توفيق و مرگ نيز وجود داشت و اصلي نبود كه يقين صد در صد در موردش حاصل شود. براي حل اين موضوع و رفع اين مانع تحقيقات ادامه پيدا كرد. اين موضوع تا جايي پيش رفت كه مسئله كمبود لوازم و امكانات مطرح شد كه موضوع با سفر اكيپ متخصص به يكي از كشورهاي مطرح و انجام عمل توسط اكيپ متخصص ايراني با وسايل و تجهيزات مدرن در كشور ثالث به تاييد رسيد.

كماكان مسئله حقوقي پيش آمده در پي مرگ براي حتي يكي از دوقلو ها ، انجام عمل جراحي جداسازي را با ترديد روبرو ساخته بود تا اينكه درد و رنج بسيار لاله و لادن را برآن داشت ، دست بكار شده تا با رايزني ها و نامه هايي كه به اين سو و آنسو نوشته راه چاره اي براي خود پيدا كنند. مسئله اصلي كه پيش روي اين دو دختر خودساخته وجود داشت ، هزينه سنگين عمل و مراقبت بعد از آن بود كه راه حلي برايش باقي نگذاشته بود همچنين بيمارستاني هايي مي توانستند مقدمات اين عمل را برآورده سازند كه اولا از تجهيزات كافي فوق مدرني برخوردار بوده ثانيا كادر ورزيده و با تجربه اي را دارا باشند. اينچنين بيمارستانها با توجه به هزينه فوق العاده سنگين چنين عملي حاضر به انجام آن به صورت رايگان و حتي به صورت اقساط نبودند. در تمام رايزني هايي كه در جهت حل مشكل مالي صورت گرفت بيمارستاني كانديد نشد كه مسئله هزينه و بار مالي آن را پذيرا باشد تا عمل صورت گيرد. نه بيمارستاني در اروپا و نه در آمريكا و نه در هيچ كجاي جهان. حتي صحبت از كمك دولت نيز به ميان نبود و هيچ ارگان و هيچ بنيادي نيز حاضر به تامين مالي عمل جداسازي دوقلوي چسبيده ايراني نبودند.

اين موضوع به قوت خود باقي ماند تا اينكه با رايزني هاي بسيار از سوي نزديكان و خود اين دوقلو موضوع تا اندازه اي بسيار زياد حل شد. اكيپ جراحي در بيمارستان رافلز قبول كرده بود كه بعد از انجام آزمايشات كامل بدون دريافت هزينه اي آن دو رو عمل نمايند. بعد از توافق لاله و لادن به انتخاب خود به سنگاپور پرواز كردند و از آنجا راهي بيمارستان رافلز شدند. آنجا بيش از 6 ماه را با آزمايشات گوناگون سپري كردند تا مجوز عمل براي تيم جراحي بيمارستان صادر شود. اكيپ كامل مي شود و بيش از صد نفر آماده انجام عمل جداسازي لاله و لادن مي شوند. عمل صورت مي گيرد و در روزهاي پاياني آن با شكست روبرو مي شود و لاله و لادن فوت مي نمايند. چيزي كه مي ماند غم واندوه مردم از مرگ اين دو خواهر تنها در ديار غربت است و چرا هايي كه سر برمي آورند.

بيمارستان رافلز و تيم جراحي آن بهترين گزينه نبود اما در دسترس ترين و همراه ترين آنها بود. بيمارستاني با امكانات مدرن و اكيپ كامل و حاذقي با بهترين تجربه ها. شايد جزو بهترين ها بودند اما بهترين نبودند. بله مشخص است كه اگر لاله و لادن در ميان گزينه هاي انتخابي شان بيمارستاني از نيويورك با بزرگترين اكيپ جراحي مغز كه اتفاقا رئيس تيم نيز يك ايرانيست در ميان ديگر گزينه ها داشتند بدون شك آنجا را ول نمي كردند و به سنگاپور نمي رفتند. نكته اي كه بيمارستان رافلز را از ديگر بيمارستان ها مجزا مي ساخت همراهي آنان بود كه بيش از پيش در جهت حل مشكل لاله و لادن به چشم مي خورد. اگرچه با موفقيت اين عمل اين بيمارستان و اكيپي كه جراحي را بر عهده داشتند به شهرت جهاني و در پي آن موفقيتهاي مالي و اجتماعي و پزشكي زيادي دست مي يافتند تا جاييكه جبران هزينه هاي عمل جراحي انجام شده از ابتدا تا انتها مي نمود اما بايد باور كنيم كه احتمال عدم موفقيت آن (كه احتمالش هم كمتر از موفقيت نبود) شايد ضررهاي بسياري نيز برايشان به همراه داشته باشد. تنها گله اي كه شايد وجود داشته باشد عدم بكارگيري يك متخصص ايراني در ميان تيم پزشكي بود كه عمل را انجام دادند كه آن هم تاثيري بر اصل موضوع نداشته باشد.

لاله و لادن در 10 دي سال 1352 در اتاق كاهگلي روستايي به دنيا آمدند. لاله دوست داشت روزنامه نگار شود و در تهران به كار خود ادامه دهد و لادن به وكالت علاقه داشت و دوست داشت به فيروزآباد برگرد. اينك بعد از 29 سال زندگي توام با درد و رنج كه واقعا با صبر و بردباري از طرف اين دو خواهر به هم چسبيده همراه بود ، يك مشت آرزو مانده است و ياد و خاطره.

روحشان شاد باد ، يادشان گرامي.

●●●

(1) مصاحبه دكتر ولي الله محرابي پزشك لاله و لادن و پايه گذار جراحي اطفال در كشور با روزنامه ايران


Advertisement in Siah Sepid

بازگشت به نخستين سطر
© Sabz W. D. P. G.
Site
 Meter © نقل و درج مطالب سياه سپيد، با ذکر منبع و ماخذ مجاز مى باشد.
گزينش و درج مطالب در اين هفته نامه، به مفهوم تاييد نظر نويسنده نيست.