Home
خانه     خاکسترى     فلش نامه     بايگانى     شناسنامه     ارتباط با ما
: جستجو شماره ۱۹ ◊ 1 اسفند ۱۳۸۲
پيام هاى شما : 675 پيام   ◊   ارسال متن براي ديگران   ◊   نسخه قابل چاپ  

هيبت مسلوب الارده

پيروز رشيد
SiahSepid.com

روي آن صندلي محقر نشسته بود ومستاصل داشت لابد به خيال خيلي ها در دادگاه عدل اسلامي محاكمه مي شود! مي توانست همان ابتدا امر فرار كند و تا پايان عمر در گوشه اي از غربت روزگار سپري كند.

خودش معتقد بود كه مهره كوچكي در يك سيستم معيوب بوده وبي گناه! شايد تا حدودي حق هم داشت؛ چون به عنوان نفر دوم مملكت، نه در دربار نفوذي داشت، نه در ساواك و نه در ارتش. عزل و نصب وزرا را هم كه نه خيلي زياد.

او بيشتر به يك عروسك خيمه شب بازي منور الفكر شبيه بود كه هيچ اراده اي ندارد و دست روزگار او را روي صندلي آن دادگاه مسخره و نمايشي نشانده بود...

نه دادستاني، نه قاضي حقوق خوانده اي، نه وكيلي و نه حتي قانوني. همه چيز براي خالي شدن يك بغض و كينه قديمي روي سرش آماده بود. بيچاره او كه بايد تقاص فرار ارباب را پس مي داد. تنها غنيمت ارزشمند انقلابي!

همه چيز و همه كس دشمنش بودند. زير نگاه هاي غضبناك داشت خورد مي شد و حتي گوشي براي شنيدن نداشت.يك كاغذ آويزان گردنش كه هر لحظه تحقيرش مي كرد...

واقعا مي توانست بفهمد كه اشكال كجاست؟ چرا حتي در آن نگاه ها ترحمي وجود ندارد؟

آنچه به عنوان دادخواست برايش تنظيم شده بود بيشتر به يك بيانيه قهر انقلابي مي مانست كه انگارچند جوانك انقلابي لباس خاكي پوش آنرا نوشته باشند!؟! بدون هيچ تحقيقي؛ بر پايه شايعه هاي رايج بين مردم كوچه و بازار.

همان پچ پچ هاي خاله زنكي كه پشت سر هر شخصيت مهمي هست؛ چه برسد به آنكه محبوب هم نباشد. و چقدر سخت است تهمت؟

قصد داشت دوران بازنشستگي يك كتاب فروشي بزند و خودش ارباب و نوكر خودش باشد و چند صباح باقي مانده را با محبوب هميشگيش، كتاب سر كند. چه خيال خامي؟

فكر كنم اگر نخست وزير سابق را همان ابتدا سينه ديوار تير باران مي كردند وجهه بهتري براي خودش داشت. ودر آخر آنقدر عطش انتقام گيريشان قوي بود كه كارش را در همان كوريدور زندان ساختند.

البته جرم هويدا آن نبود كه در آن پرونده كذايي داخواست ليست شده بود. شايد جرمي بزرگ و نابخشودني؛جرمي كه او را شريك جرم هاي همان رئيس كل سايه خدايگان همايوني مي كرد. و البته جرمي كه در هيچ دادگاه عادل خاكي محاسبه نمي شود،چه برسد به يك نمايش،كه شومن آن حتي بازيگر خوبي هم نيست.

جرم نابخشودني هويدا سكوتش بود! جرم او بله قربان گوئي ها بود كه او را همچون يك هيبت مسلوب الارده نابينا ساخته بود كه انگار اعتراض كردن بلد نيست. انگار مادرزادي وجدان نداشت؟

او خم و راست مي شد، ارباب وحشي تر و هموطنش زير شكنجه يا سينه ديوار آزاد...

پس جرم اصلي او استعفا نكردنش بود! جرمش اين بود كه نه تنها درپي اصلاح نبود، بلكه خيلي چيز ها را از پايه كتمان مي كرد و سعي مي كرد نبيند.

نمي دانم چرا؟، اما اخيرا هويدا مرا ياد خاتمي مي اندازد؛ شايد بالعكس...

دست آخر دوست دارم خطاب به همو كه تا مدتي پيش اسمش را با عشق و احترام خطاب مي كردم، و به تنهايي روزنه اي براي تحقق آرزوهايم بود بگويم:

مي دانم كه بعد از اين همه مدت ،درك مفاهيم زمختي همچون ترس، اضطراب، تهمت، بلاتكليفي، افترا و خيانت براي حضرت عالي سخت شده وشايد ناممكن.

اماواقعا آقاي رئيس جمهور !چه مصيبتي بالاتر از اين كه هم ميهنانتان شش سال است كه دارند زير لگد هاي مشتي بي هنر سرسپرده له مي شوند وآن وقت جنابعالي مي فرمائيد كه اگر ملت نخواهند استئفا مي دهم!؟! چند هفته پيش، طنين صداي هموطنانتان گوش زمين و زمان را كر كرد كه يك صدا استئفاي شما را خواستار بودند؛ واقعا نشنيديد يا انكه معتقديد همه آنها مشتي مزدور خودفروخته امپرياليسم جهانخوار بوده اند؟ واقعا چرا شانزدهم آذر سال گذشته در دانشگاه حضور نيافتيد؟ از كسي خجالت مي كشيديد؟ از آن نگاه هاي معصوم، ملتهب وملتمس؟ شايد هم نمي خواستيد در ميان مشتي وطن فروش معلوم الحال حاضر شويد؟ واقعا نمي شنويد و نمي بينيد كه به يك قدمي دفتر كارتان رسيده اند، و هر روز اصحاب دروغ و ريا تعدادي را با برچسبي مرعوب مي كنند؟

آقاي رئيس جمهور! بايد به چه بدبختي بيفتيم كه حضرتعالي كم كم، پايتان را از اين معركه پس بكشيد؟ يادتان است كه بعد از ماجراي كذايي امامي و دار و دسته اش،با افتخار آنها را عده اي خودسر ناميديد؟ غده هايي كه از دامن وزارت اطلاعات پاك شده اند؟

مي بينيد عاقبت اهمال و كوچك بيني را؟مي بينيد دهها و صدها استفان هاشمي را؟خيلي هاشان هنوز خيلي تا دهه سوم عمرشان فاصله دارند!
مطمئن باشيد،با اين آينده مبهمي كه براي ملتتان رقم خواهد خورد، اگر نتوانيد كاري كنيد، ماندنتان جرم بزرگي خواهد بود كه در دادگاه وجدانهاي بيدار،بيرحمانه محاسبه خواهد شد.

جرمي بزرگ، براي كسي كه تمام جنبش دوم خرداد بدو و شخصيت كاريزماتيكش وابسته است!بار بزرگي ست نه؟

پس حداقل براي ملت كه نتوانستيد،براي خودتان كاري كنيد! چونكه تركشهاي اين بمب ساعتي، كه خوشبختانه يا متاسفانه هرروز به روز واقعه اش نزديك مي شود،به هيچ كس رحم نخواهد كرد؛ حتي شما كه نتوانستيد جلوي انفجارش را بگيريد...

جناب خاتمي! در اين مدت بارها ثابت كرده ايد كه به هيچ وجه فرمانده خوبي نيستيد، پس به خاطر خودتان كمي خودخواه باشيد!

نمي دانم!حتما تاريخ قضاوت خواهد كرد...


Advertisement in Siah Sepid

بازگشت به نخستين سطر
© Sabz W. D. P. G.
Site
 Meter © نقل و درج مطالب سياه سپيد، با ذکر منبع و ماخذ مجاز مى باشد.
گزينش و درج مطالب در اين هفته نامه، به مفهوم تاييد نظر نويسنده نيست.