Home
: جستجو شماره ۱۹ ◊ 1 اسفند ۱۳۸۲
پيام هاى شما : 689 پيام   ◊   ارسال متن براي ديگران   ◊   نسخه قابل چاپ  

دموكراسي و قانون اساسي در نگاه ابراهيم يزدي

آرشين ايراني
Gharibeyeirani.persianblog.com

تحليل ابراهيم يزدي از اوضاع منطقه و شرايط ايران، به عنوان سياستمداري باسابقه كه چنددهه در تحولات سياسي ايران حضوري چشمگير داشته است، قطعاً روشنگر و آموزنده است. بي‌ترديد بايد گفت ابراهيم يزدي و حزبش از معدود فعالان سياسي در ايران هستند كه نقطه‌ سياهي در كارنامه‌ سياسي‌شان در تضاد با منافع ملي ايران يافت نمي‌شود. البته فراز و نشيب‌هايي در صحنه‌ سياست ايران داشته‌اند ، كه آنان را مبرا از بي‌درايتي و بي‌تدبيري نمي‌كند.

اما سخن من درباره‌ بند پنجم تحليل دكتر يزدي است. از يك سو در ابتداي اين بند اشاره مي‌كند «دموكراسي ، ديني و غير ديني ندارد» و اميدوار مي‌شويم كه با ديدگاهي سكولار از حكومت روبروييم ، اما كمي بعد ابهامي ايجاد مي‌شود كه همه‌چيز را از بين مي‌برد: «در جامعه‌اي كه 97 درصد آن مسلمان و مؤمن مي‌باشند، اعتقاد و باور مردمان در قانون اساسي تبلور پيدا خواهد كرد» يعني باز هم در بر همان پاشنه مي‌چرخد!

همه‌ كساني كه به دمكراسي ديني يا مردم ‌سالاري ديني معتقدند ، هم دقيقاً همين نظر را دارند، آنان هم وقتي مي‌گويند دموكراسي، منظورشان واقعاً دموكراسي است ، اما با همين لحاظ كردن «اعتقادات و باورهاي مردمان» است كه در عمل ما شاهد ديكتاتوري به جاي دموكراسي هستيم. آقاي يزدي پذيرفته‌اند كه دموكراسي ، ديني و غيرديني ندارد، اما نپذيرفته‌اند كه قانون اساسي هم ديني و غير ديني ندارد، و اين در حالي است كه بودن يا نبودن دموكراسي منوط به محتواي قانون اساسي است، نه صرفا وجود يك قانون اساسي! البته يزدي به روشني ابراز نكرده‌است كه منظور از «اعتقادات و باورهاي مردمان» كدام نوع از باورهاي مردمان است ، اگر اعتقادات و باورهاي مردماني باشد كه به دموكراسي و حقوق شهروندي براي همه‌ افراد جامعه اعتقاد دارند كه البته تناقضي پديد نمي‌آيد، اما اگر منظور اين بوده است، پس چرا گفته شده است «97 درصد مردم آن مسلمان و مؤمن هستند»، بنابراين بي‌شك منظور لحاظ كردن اعتقادات ديني در قانون اساسي است. و مشكل هم دقيقاً از همين‌جا آغاز مي‌شود.


حال اعتقاد و باور مردمي كه 97 درصد آنان مسلمان و مؤمن هستند، چگونه بايد وارد قانون اساسي شود؟ باور بسياري از مسلمانان اين است كه كليه‌ قوانين در كشور بايد اسلامي باشد، براي اين گروه چه بايد كرد ؟به نظر مي رسد نهادي مانند شوراي نگهبان مي‌تواند جوابگوي دغدغه هاي اين مؤمنان باشد ، اما چه بر سر دموكراسي مي‌آيد؟ بسياري از مسلمانان معتقدند كه نبايد نوشيدني‌ها و خوراكي‌هاي حرام در كشور وجود داشته باشد. از نظر مؤمنان تنها نوع خاصي از هنر مجاز است، خوانندگي و رقص و ... مطلوب نيست ، اكثريت مؤمنان دين اسلام را بنا به ايمانشان حقيقت ناب مي‌دانند ، و هر گونه بحث در اين باره و انتقاد از آن يا تبليغ و حقيقت شمردن دين ديگر را شايسته نمي‌دانند ، آيا با اين باورها مي‌توان دموكراسي برپا كرد؟

مثال ايران و يا يك كشور اسلامي را رها كنيم . فرض كنيد در يك قبيله‌ دورافتاده در مكاني نامشخص با باورهايي بدوي، افرادي حضور داشته باشند كه چيزي از دموكراسي شنيده و خواستار استقرار آن باشند. آن وقت قانون اساسيي طراحي مي‌كنند كه شامل چندين انتخابات است و در آن اصول پر شكوهي از بيانيه حقوق بشر به چشم مي خورد و البته از همه مهم‌تر باورها و اعتقادات مردم را در آن لحاظ مي‌كنند. مثلاً آدم‌خواري يا زنده‌به‌گوري زنان يا برده‌داري و قرباني كردن افراد يا هر خرافات ديگري را كه مورد احترام عموم است ، خب دوره حيات اين قانون اساسي چند قرن بايد به طول بينجامد تا آنان بفهمند كه اين حكومت دموكراسي نيست؟

آقاي دكتر ، خوشبين است كه «آموزه‌هاي قرآني هم حق تعيين سرنوشت را به مردم داده است» اما چرا تا به حال اين آموزه‌هاي قرآني نتوانسته است يك حكومت مردم‌سالار تشكيل دهد؟

آقاي دكتر! به نظر مي‌رسد مشكل در همان تبلور پيدا كردن اعتقادات و باورهاي مردماني است كه 97 درصدشان مسلمان و مؤمنند .


Advertisement in Siah Sepid

بازگشت به نخستين سطر
© Sabz W. D. P. G.
Site
 Meter © نقل و درج مطالب سياه سپيد، با ذکر منبع و ماخذ مجاز مى باشد.
گزينش و درج مطالب در اين هفته نامه، به مفهوم تاييد نظر نويسنده نيست.