|
ديوانه از قفس پريد
علي شب شکن
SiahSepid.com
شايد اولين نكته اي كه بتوان در مورد ديوانه اي از قفس پريد گفت ، تاثير هنرنمائي چهار بازيگر مطرح سينماي ايران در اين فيلم باشد.
حضور اين چهره ها تاثير زيادي بر كيفيت فيلم داشته است. شايد اگر معتمدي آن وسواسي را كه براي انتخاب و بازي گرفتن از اين بازيگران نشان داده است را براي بازي گرفتن از بازيگران غير حرفه اي هم به كار مي گرفت فيلم دچار افت و خيزهاي موجود نمي شد . فيلم در صحنه هايي مثل حضور ماموران نيروي انتظامي براي بازداشت مستوفي، صحنه حضور فراست در جلسه اي در محل كارش ، صحنه صحبت روزبه با پسر فراست و چندين صحنه ديگر هر يك به دليل بازي نه چندان مقبول بازيگران غير حرفه اي با افت محسوسي مواجه بود.
نكته ديگر در مورد فيلم ، تاثير و نقش بسيار مهم موسيقي مجيد انتظامي بر فيلم و به كار گيري موثر اين موسيقي در صحنه هاي حساس فيلم مي باشد . موسيقي انتظامي حتي موفق شده است از صحنه هاي ساده اي چون جستجوي پرونده در بايگاني اداره املاك لحظاتي هيجان انگيز براي تماشاگر ايجاد كند . فيلم در مقاطعي حرفهاي زيادي براي گفتن دارد ، حرفهاي تلخ كارگردان را مي توان به بهترين شكل ممكن درصحنه هاي پاياني درك كرد ، صحنه اي كه يلدا در آسايشگاه جانبازان به دنبال روزبه به هر جا سرك مي كشد و به هر جا كه مي رود چيزي جز واقعيت هايي تلخ و جگرسوز نمي بيند .
آنان كه در انتظار مرگ به سر مي برند ، آنان كه انتظارشان به سرآمده و تصوير اتاقي كه ده ها جسد در كنار هم براي هميشه خفته اند ، در كنار خاطره حرفهايي كه روزبه به فراست ومستوفي مي زند بيننده را به اعماق فيلم فرو ميبرد و حرفهاي نهفته در بطن فيلم را آشكار مي سازد . حتي صحنه نشستن يك بيمار پشت درب اتاق سردخانه ، روي يك صندلي در سالني خالي حكايت از انتظارش براي لحظه مرگ دارد.
اگر چه پيچيدگيهاي فيلم باعث مي شود عده اي از تماشاگران به درستي به آنچه اتفاق مي افتد تسلط نداشته باشند - كه شايد هم دوباره ديدن فيلم چاره كار باشد - اما با كمي دقت مي توان گره فيلم را گشود و آنگاه تماشاگر مي تواند به احساس رضايتي ناشي از حل معماي فيلم برسد.
فيلم اگر چه در اوج به پايان نمي رسد اما صحنه هايي كه در پايان فيلم از شهر نمايش داده مي شود ، حكايت از آن دارد كه با همه اين اتفاقات مردم زندگي عادي خود را ادامه مي دهند .
و در پايان صداي راديو كه از اذان به موسيقي تغيير مي كند و آنها كه متولد مي شوند تا مثل همه ما در اين شهر شلوغ گم شوند بيننده را به تفكر واميدارد.
|