Home
خانه     خاکسترى     فلش نامه     بايگانى     شناسنامه     ارتباط با ما
: جستجو شماره ۱۹ ◊ 1 اسفند ۱۳۸۲
پيام هاى شما : 701 پيام   ◊   ارسال متن براي ديگران   ◊   نسخه قابل چاپ  

نردبان مردم؛ سرسره استعفا

كورش باقي
SiahSepid.com

رييس جمهور در پاسخ به سووال خبرنگاران گفت: «اگر مردم بخواهند استعفا ميدهم».

بحث استعفای محمد خاتمی، رييس جمهور جمهوری اسلامی ايران، گفتگوی تازه ای نيست. نخستين بار عباس عبدی يکی از نظريه پردازان اصلاح طلبان، که هم اکنون دوران محکوميت خود را در زندان ميگذراند، مطرح کننده بحث "خروج از حاکميت" بود. عبدی بر اين عقيده بود که اگر اصلاح طلبان درون حکومت قادر به برآورده کردن مطالبات مردم نيستند، ادامه حضورشان بر مصادر قدرت به صلاح نيست. چند روز پس از نخستين انتشار مقاله آقای عبدی، کيهان - تريبون اصلی مطبوعاتی محافظه کاران - نشانه های ترس محافظه کاران از خروج دسته جمعی اصلاح طلبان از حکومت را به نمايش گذاشت. ترس محافظه کاران واقعی بود: بدون حضور اصلاح طلبان در حکومت، مذاکرات با اتحاديه اروپا و باقی پنجره های نيمه باز مبادله جمهوری اسلامی با جهان خارج که در دو دهه پس از انقلاب سال 57 بسته مانده بود و پس از سر کار آمدن دولت آقای خاتمی در حال گشايش بود، دوباره رو به بسته شدن ميرفت.

محافظه کاران درون حکومت جمهوری اسلامی، کارنامه درخشانی در انفعال سياسی دارند. پس از مطرح شدن پيشنهاد خروج از حاکميت، آنان نه تنها نتوانستند با کمک گرفتن از ترس ايجاد شده در ميان محافظه کاران امتيازی برای خود دريافت کنند بلکه با اتلاف وقت و درگير شدن در تعارفات معمول سياسی در ايران، قدرت ابتکار عمل را از دست داده و يکی از مهمترين اهرم های فشار خود را به رقيب تقديم کردند.

قربانی اصلی اما در اين ميان خارج از صحنه شطرنج دو جناح بود: اعتماد مردم.

دوم خرداد 1376 در نمودار سير نزولی ميزان شرکت در انتخابات در سالهای پس از انقلاب اسلامی يک استثنا بود. احساس قدرت در تغيير سرنوشت بسياری از شهروندان جمهوری اسلامی را به پای صندوق های رای کشاند تا به بهترين کانديدای ممکن - سيد محمد خاتمی - رای دهند. شهروندان واجد شرايط رای دادن در دومين انتخابات پس از برمسند نشستن آقای خاتمی نيز برخلاف ديگر انتخابات های مجلس شورای اسلامی، با رای دادن به همفکران وی، قدرت پارلمان را نيز در دستان اصلاح طلبان قرار دادند.

آنچه بسيار از حاميان آنروز رييس جمهور را به طرفداران استعفای وی تبديل کرده است شايد عملکرد ضعيف او باشد يا آنگونه که اطرافيان وی ادعا ميکنند برآورده نشدن انتظارات مردم به واسطه کارشکنی های محافظه کاران. دليل اين تغيير موضع تدريجی از سوی هواداران آقای خاتمی و همفکران وی هر چه بود، نتيجه روشنی در صحنه سياست ايران داشت: انتخابات شوراهای اسلامی شهرها و روستاها. عدم شرکت حدود 85 درصد واجدين شرايط در برخی حوزه های انتخابيه مانند پايتخت، دو پيام مهم در خود داشت: اول: اصلاح طلبان نميتوانند هميشه به حمايت اکثريت مردم اميدوار باشند. دومين و مهمترين نتيجه تحليل آماری نتايج انتخابات حاکی از عدم شرکت در انتخابات توسط مردم و نااميدی آنان از پيشبردن امور به روش های دموکراتيک بود. به بيان ديگر ناتوانی اصلاح طلبان يا کارشکنی محافظه کاران در پيشبرد برنامه های اصلاحی دولت و مجلس نه تنها به تنها ماندن اصلاح طلبان در برابر محافظه کاران منجر شد بلکه صدمه ای جدی به مهم ترين رکن دموکراسی در ساختار اجتماعی کشور زد: اعتماد به نفس اجتماعی.

هم اکنون بسياری از طرفداران پيشين آقای خاتمی دچار سر خوردگی بزرگی شده اند: نه تنها اعتماد به نفسشان را در موثر بودن در سرنوشتشان از دست داده اند، بلکه ديگر به هيچ جناح و گروه سياسی ديگری هم اطمينان نميکنند. استفاده از استعفا در صورتی که منتخب مردم قادر به برآورده کردن شعار های انتخاباتی اش نباشد يکی از ابزار های دموکراسی است. کاربرد اين روش به اندازه خود انتخابات در يک حکومت دموکراتيک مهم است. استعفای منتخبی که در انجام وظايفش دچار مشکل است اولا فضا را برای رشد جايگزين های وی فراهم می آورد. ثانيا در کشوری مانند ايران که در حال تمرين دموکراسی است اين عمل ميتواند اعتماد مردم را به کارآمدی حکومت های دموکراتيک حفظ کند. استعفای دری نجف آبادی، وزير وقت اطلاعات به دستور مستقيم رييس جمهور به علت دخالت وزارت خانه تحت امرش در ترور مخالفان سياسی جمهوری اسلامی، به سادگی يکی از نقاط سياه کارنامه جمهوری اسلامی را هر چند برای مدتی کوتاه به نقطه ای روشن در کارنامه دولت آقای خاتمی تبديل کرد و اعتماد به نفس خدشه دار شده مردم را به آنان بازگرداند.

صدمه ای که عدم خروج آقای خاتمی از حکومت به اعتماد به نفس مردم خواهد زد بدون شک بسيار بيشتر از آسيبی است که ممکن است از هرج و مرج احتمالی پس از ايشان به جامعه وارد شود. ادامه تکيه ايشان بر مسند رياست جمهوری آسيبی به مراتب بيشتر از پيشنهادات رياست جمهوری مادام العمر آقای رفسنجانی - در سالهای پايانی رياست جمهوری اش - بر پياده سازی دموکراسی در ايران خواهد زد.

آن هنگام که مردم از آقای خاتمی درخواست استعفا کنند نشانه آن است که ايشان در انجام وظايف دموکراتيکشان تعلل کرده اند. ترک کرسی رياست جمهوری نبايد به درخواست مردم باشد که در آن صورت حکم خلع يد وکيل را خواهد داشت. اين يکی از وظايف منتخبين مردم در حکومتی دموکراتيک است که درصورتی که قادر به برآورده کردن شرايط قرارداد مابين خود و مردم نبودند، خود را از مقام خود عزل نمايند.

در دموکراسی بالا بردن رهبران به رای مردم است و پايين آمدنشان به رای خودشان. در اين بازی دو طرفه، مردم نيمه خود را انجام داده اند، اکنون نوبت آقای خاتمی است تا بخش ديگری از دموکراسی را به موکلينش نمايش دهد.


Advertisement in Siah Sepid

بازگشت به نخستين سطر
© Sabz W. D. P. G.
Site
 Meter © نقل و درج مطالب سياه سپيد، با ذکر منبع و ماخذ مجاز مى باشد.
گزينش و درج مطالب در اين هفته نامه، به مفهوم تاييد نظر نويسنده نيست.