Home
: جستجو شماره ۱۹ ◊ 1 اسفند ۱۳۸۲
پيام هاى شما : 702 پيام   ◊   ارسال متن براي ديگران   ◊   نسخه قابل چاپ  

آینده اصلاحات و اصلاح طلبان

سيامک کفاشي
SiahSepid.com

از واژگانی که پس از دوم خرداد جایگاه خاصی درادبیات سیاسی ایران یافتند واژه اصلاحات و اصلاح طلبی است. اما واقعا در ایران اصلاحات چیست و اصلاح طلب کیست؟

اتحاد جماهیر شوروی 67 سال پس از وقوع انقلاب اکتبر به دنبال پروستاریکایی که در بدو امر آنرا اصلاح انقلاب سوسیالیستی 1917 تعریف می کردند فروریخت. بسیاری از صاحبنظران علوم سیاسی انقراض شوروی را نه به علت پروستاریکا که به خاطر به بیراهه کشانده شدن مسیر پروستاریکا توسط عده ای به ظاهر اصلاح طلب - که اصطلاحا به آنها دموکرات اتلاق می شد - می دانند. کابرد واژه ای چون انقلاب برای اصلاحات یا پروستاریکا در شوروی و در نظر گرفتن اینکه پروستاریکا از ابتدا در صدد انقلاب یعنی سرنگونی نظام اجتماعی سوسیالیستی و جایگزینی نظام فعلی بوده است ، نظری کوته بینانه است که با دیدگاه دیالکتیکی به تاریخ درتضاد می باشد چرا که از این دیدگاه ، انقلاب روندی طولانی را طی می کند همراه با مبارزه وجوه مثبت و منفی.

مقدمه بالا به عنوان نمونه ای از یک جریان اصلاح طلب ذکر شد که بعدها به بیراهه رفته و باعث تغییر نظام اجتماعی گردید. شاید مقایسه جریان اصلاح طلبان در ایران با اصلاح طلبان شوروی چندان صحیح به نظر نرسد اما نقاط اشتراکی میان این دو به چشم می خورد از جمله این که جریان اصلاحات چه در ایران و چه در شوروی از دل یک انقلاب سیاسی- اجتماعی متولد شد و دیگر اینکه هر دو جریان - البته اصلاح طلبان واقعی شوروی - با تمسک به این تز که هر انقلابی بارها به تجدید ساختار پرداخته و اشتباهات خود را اصلاح می کند ، با نوعی نگاه دلسوزانه به انقلابی که خود به آن اعتقاد دارند در صدد اصلاح و بهبود آن بر می آیند و ابدا به دنبال ایجاد یک رفورم در نظام سیاسی- اجتماعی به صورت انقلاب نبودند. هر چند که با به بیراهه رفتن پروستاریکا در شوروی کار به تغییر ساختار اجتماعی کشیده شد.

جریان اصلاحات در ایران که محصول انتخابات ریاست جمهوری سال 76 است به دنبال عکس العمل عمومی در قبال بخشی از حاکمیت شکل گرفت هر چند این عکس العمل آن طور که چند سال بعد مشخص شد چندان هم در جهت بخش دیگر حاکمیت که بعد ها خود را اصلاح طلب خواند نبود بلکه می توان از آن به عنوان یک اعلام وجود مقطعی و ابراز شعور سیاسی و نارضایی عمومی یاد کرد. در این بین بخشی از حاکمیت که منتقد برخی سیاستهای رژیم بوده و ازچندین سال قبل از سال 76 کم و بیش توسط جناحی که اخیرا به آن اقتدارگرا اتلاق می شود به حاشیه رانده شده بود ، فرصت حیات مجدد سیاسی را که نصیبش شده بود را مغتنم شمرد و حد اکثر تلاشش را در جهت بدست آوردن ارکانی از حکومت مانند دولت و مجلس نمود و باعث باز شدن فضای انتقاد از عملکرد حاکمیت و سبب تشکیل برخی از ارکان دموکراسی هر چند خفیف در داخل شد. تا جایی که فضای ایجاد شده در ایران در سالهای 76 و 77 باعث امیدواری بسیاری از مخالفین جمهوری اسلامی به برقراری دموکراسی در ایران شد وکار به جایی رسید که در بسیاری موارد مواضع ایشان را با خود همراه کرد و چهره ای معصوم از جمهوری اسلامی نشان داده شد که می شد به اصلاح و تبدیل آن به یک حکومت دموکرات امیدوار بود.

آنچه در اینجا باید بر روی آن تاکید شود ذکر این نکته است که در بدنه جریان نوپای اصلاح طلب ایران اثری از هیچ جریان انحرافی که قصد سو استفاده از اصلاحات برای دگرگونی رژیم را داشته باشد به چشم نمی خورد. بنابراین با توجه به مقایسه ای که در ابتدا بین پروستاریکای روسی با سرنوشت مختص خود و اصلاحات در جمهوری اسلامی صورت گرفت نباید این گونه برداشت شود که نگارنده پیش بینی سرنوشتی چون پروستاریکا را برای ایران متصور بوده است. امیدواریهایی که در آن مقطع در بسیاری روشنفکران و عوام نسبت به جمهوری اسلامی ایجاد شد با وقوع سریع و پشت سر هم تحولات همراه شد. اما آنچه بعدها رخ داد حاکی از عقب ماندن جریان اصلاحات از جنبشهای اجتماعی مردم ایران - نظیر جنبش دانشجویی - در طی باز گشایی کوتاه مدت فضای تنفس در سالهای انتهایی دهه هفتاد است.

در طول این مدت جناح اقتدار گرا یا به تعبیر دیگر محافظه کار جمهوری اسلامی ضمن مقابله مستقیم با شرایط ایجاد شده در جامعه وعدم عقب نشینی بر سرحتی ریز ترین جزئیات از منافع بورژوایی(3) خویش که ثمره بیش از دو دهه حاکمیت ایشان بر ایران بوده است - بر خلاف جریان پروستاریکا که ابدا با چنین مقوله ای مواجه نبود - بر مردم و بخشهایی از اصلاح طلبان روشن ساخت که روشی که برای اصلاح حکومت برگزیده اند عملا کارایی لازم را نداشته و بسیاری از اصلاح طلبان که بر آمده از همین نظام بودند را به انفعال کشانده و وادار به سکوت گردانید.

در وقایع سالهای 78 و 82 عقب ماندن اصلاح طلبان از جنبشهایی چون جنبش دانشجویی و شکاف میان این دو خصوصا در خرداد و تیر 82 با قفل شدن دهان ارگانهای مطبوعاتی اصلاح طلبان در قبال فجایعی که بر سر دانشجویان آورده شد و دستگیریهای گسترده دانشجویان ، روشنفکران و فعالین سیاسی و انفعال بسیاری از نمایندگان دوم خردادی در مقابل این وقایع بیش از پیش نمایان گشت و باعث موضع گیری صریح جنبش دانشجویی در قبال کل حاکمیت با داد خواهی از مراجع بین المللی مانند سازمان ملل شد و عملا تکلیف جنبش - که به نوعی اکثریت جامعه را نیز نمایندگی می کرد - با جمهوری اسلامی را روشن ساخت. هر چند بعد ها با آرام شدن اوضاع و با اعمال فشار بر برخی از عناصر خودی ، آقایان از خواب سنگین تابستانی بیدار شدند تا شاید به زعم خود از غافله مردمی عقب نمانند.

اما در پی این تحولات جایگاه اصلاح طلبان در صف بندیهای سیاسی چگونه خواهد بود؟

آنچه در همان ابتدا با نگاه به آرایش نیروهای جریان اصلاحات برداشت می شد وجود افراد با نقطه نظرات و سوابق مختلف در میان اصلاح طلبان بود. وجود اعضای مجمع روحانیون مبارز ، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ، برخی اعضای سابق سپاه پاسداران ، برخی از اعضای حزب کارگزاران ، خانه کارگر ، مجامع زنان و بسیاری دیگر از سازمانها و مجامع مختلف حکایت از اختلافات عقیدتی ریشه ای بسیاری در میان این جریان داشت ، هر چند بعدها با تولد حزب مشارکت اصلاح طلبان را بیشتر با نام مشارکت می شناختند اما کماکان کروبی ها ، محتشمی ها و... خود را اصلاح طلب می دانستند و می دانند.

با وجود این تنوع میان اصلاح طلبان از یک طرف و شرایط سیاسی حاکم بر جامعه و اعمال محافظه کاران از طرف دیگر و اتفاقات دو سه ماه اخیر در ایران بی شک در آینده ، شکاف در جریان اصلاح طلبی بصورت برجسته تری ظاهر می شود و بسیاری از اصلاح طلبان رادیکال را به جدایی از قشر سنتی تر کشانده و مواضع آنها را بیشتر به جنبشهای اجتماعی نزدیک می گرداند و حتی ایشان را در زمره اپوزیسیون داخلی مانند ملی- مذهبیون و نهضت آزادی قرارمی دهد. ولی آنچه به نظر می رسد شاید انتخابات مجلس آخرین ایستگاه اصلاحات باشد و پس از آن دیگر اثری از جریان اصلاح طلب به شکلی که در چند سال اخیر شاهد آن بودیم ، باقی نماند.


Advertisement in Siah Sepid

بازگشت به نخستين سطر
© Sabz W. D. P. G.
Site
 Meter © نقل و درج مطالب سياه سپيد، با ذکر منبع و ماخذ مجاز مى باشد.
گزينش و درج مطالب در اين هفته نامه، به مفهوم تاييد نظر نويسنده نيست.