Home
خانه     خاکسترى     فلش نامه     بايگانى     شناسنامه     ارتباط با ما
: جستجو شماره ۱۹ ◊ 1 اسفند ۱۳۸۲
پيام هاى شما : 806 پيام   ◊   ارسال متن براي ديگران   ◊   نسخه قابل چاپ  

صنايع نظامی ايران: از صفويه تا امروز (۲)

اروند اوجي
Arvand.net

بخش اول

در سال ۹۰۷ ه.ق شاه اسماعيل با غلبه بر مخالفان و دشمنان داخلی به قدرت رسيد و رسما تاجگذاری کرد. وی برای تقويت سپاه ايران نيرويی بنام قزلباش به وجود آورد که شامل ۷ ايل قزلباش به نامهای استاجلو، شاملو، تک لو، بهارلو، ذوالقدر،‌قجر و افشار بودند. وی پس از آن عزم بغداد کرد و با تصرف بغداد سلسله آق قيونولوها و قراقيونولوها را بر انداخت و سپس به خراسان رفت و محمد خان شیبانی را سرکوب کرد. سلطان سلیم عثمانی که خود را خلیفه مسلمین می خواند،‌تحمل وجود یک کشور بزرگ، مستقل و قدرتمند که پیرو مذهب شیعه بود را در همسایگی خود نداشت. وی با سپاهی عظیم در سال ۹۲۰ قمری به آذربایجان حمله کرد و شاه اسماعيل به مقابله با وی شتافت. سپاه ايران و عثمانی در دشتی بنام چالدران روبروی يکديگر قرار گرفتند. عثمانی ها با داشتن سلاح آتشين بطور کامل بر ايران برتری داشتند و پس از شروع جنگ، نيروهای پياده نظام به محاصره قوای عثمانی در می آيند. سواره نظامها هرچند به راحتي مي توانستند عقب نشيني کنند ولي عزم بر نجات پياده نظام مي کنند و تنها راه حل براي نجات آن ها را در متوقف کردن پيشروي سپاه عثماني و خاموش کردن آتش توپخانه آن ها مي بينند، پس تصميم مي گيرند که براي حفظ پياده نظام به يک عملياتي انتحاري دست بزنند. قزلباشهاي سواره با کندن زره هاي خود آرايش حمله مي گيرند و همچون طوفاني کوبنده به قلب سپاه سلطان سليمان عثماني يورش مي برند و آن ها را که در خيال يک پيروزي آسان بودند را غافل گير مي کنند سپس خود را به توپخانه رسانده و دست به قتل عام سربازان عثماني مي زنند و خود نيز در اين راه جان مي بازند. تلفات سپاه عثماني آنچنان زياد بوده است که امروزه پس از ۴۰۰ سال هنوز مردم ترکيه در روز جنگ چالدران براي سربازان هلاک شده خود عزاداري مي کنند. با وجود رشادت های شاه اسماعيل و قزباش ها ره به جایی نمی برند و ‌ایران بخاطر نداشتن سلاح آتشین شکست می خورد. هر چند که شاه اسماعیل قصد تلافی می کند، اما علمای دین بعنوان اینکه عثمانيها، مسلمان، و مشغول جهاد با کفار اروپايی هستند،‌ وي را از این کار باز می دارند. پس از شاه اسماعیل شاه طهماسب به قدرت رسید و دوران ۵۰ ساله سلطنت وی باعث تقویت و تثبیت خاندان صفوی شد. پس از وی محمد خدابنده به دلیل نابینایی از سلطنت استعفا داد و برادر کوچکتر خود را بنام اسماعیل شاه خواند. اسماعیل پادشاهی خونخوار بود که همه کسانی را ممکن بود روزی دعوی سلطنت کنند به قتل رسانید. پس از وی محمد خدابنده برای بار دوم به اصرار بزرگان کشور به سلطنت رسيد و تا سال ۹۹۶ که شاه عباس به سن قانونی رسيد سلطنت کرد. شاه عباس در ابتدای سلطنت با شورشان ازبکان از شرق و تاخت و تاز عثمانی از غرب مواجه شد. وی ابتدا برای سرکوب ازبکان با عثمانی ها صلح کرد و ايالت های باختری ايران و آذربايجان را در دست آنها باقی گذاشت و به خراسان لشکرکشی کرد و فتنه ازبکان را از بين برد. در سال ۱۰۰۷ دو برادر انگليسی بنام آنتونی و رابرت شرلی به ايران آمدند و شاه عباس به ياری آن دو سپاهی منظم و مجهز به اسلحه آتشين به وجود آورد و در سال ۱۰۱۳ تبريز را تصرف کرد و سردار ترک علی پاشا را از آنجا بيرون کرد.

بلافاصله چغان اوغلی سنان پاشا صدر اعظم عثمانی با سپاهی صد هزار نفره به ايران آمد اما در وان بکلی از پا درآمد. ۶ سال بعد در سال ۱۰۲۱ عثمانی ها با ياری مردم قبچاق به آذربايجان حمله کردند اما قراجی خان سردار ايران، خليل پاشا را بين تبريز و زنجان شکست داد. بعد از اين شکست به موجب عهد نامه ايروان، عثمانی ها از کليه سرزمين های باختری، آذربايجان، موصل،‌ بغداد و ديار بکر چشم پوشی کردند. شاه عباس اقدامات بسيار زيادی در نيرومند کردن سپاه ايران کرد و کارخانه توپ ريزی تاسيس کرد. شاه سلطان حسين صفوی از جانشينان شاه عباس در سال ۱۱۳۵ با فتنه افغان ها مواجه شد و سرانجام با دست خود تاج شاهی را بر سر محمود افغان گذاشت. هرچند که فرزند شاه سلطان حسين تا سال ۱۱۴۵ در فرح آباد مازندران حکومت کرد، اما وی قدرتی نداشت و بازيچه دست سردار نامی فتحعلی خان قاجار بود.

نادر پسر امامقلی که رياست ايل افشار را بر عهده داشت و به دفع ازبکان پرداخت و آوازه شهرت وی به گوش شاه طهماسب دوم رسيد و وی را به دربار خود در مازندران فرا خواند و او را به همراه فتحعلی خان قاجار به به مشهد فرستاد تا آن را از دست ملک محمود سیستانی آزاد کنند، اما نادر ابتدا فتحعلی خان را به قتل رسانيد و سپس مشهد را فتح کرد. در سال ۱۱۴۱ هرات را از الله يار خان ابدالی گرفت و در سال ۱۱۴۲ پس از ۴ جنگ در مهماندوست دامغان، صد دره خوار، مورچه خورت اصفهان و زرقان فارس اشرف افغان را شکست داد و به فتنه افغان ها پايان داد. وی در سال ۱۱۴۵ شاه طهماسب را که بدون اجازه نادر به جنگ عثمانی ها رفته بود و شکست خورده بود، از سلطنت برکنار کرد و پسر وی عباس را شاه خواند و سپس به جنگ عثمانی ها و روس ها رفت و مناطق تصرف شده را از آنان پس گرفت. پس از آن در دشت مغان اردو زد و اعلام کرد که قصد کناره گيری دارد اما امرای ارتش از وی خواستند که باقی بماند و وی در سال ۱۱۴۸ به سلطنت برگزيده شد. نادر بلافاصله به قندهار شتافت و پس از يکسال قندهار را بتصرف آورد و و پس از آن به هندوستان رفت و در نبرد کرنال محمد شاه را شکست سختی داد. در نبرد کرنال سپاه محمد شاه با بهره جویی از تعداد زیادی فیل جنگی به پیروزی خود یقیین داشتند اما نادر شاه با پرتاب گلوله های آتشین به ميان سپاه هندوستان باعث وحشت فیل ها شد و عملا نقطه قوت محمد شاه را به ضعف وی تبدیل کرد. محمد شاه خود تاج شاهی را به نادر تقديم کرد و خزانه را در اختيار وی قرار داد. نادر پس از آن با شکوه و جلال فراوان وارد دهلی شد و در حضور بزرگان تاج شاهی را دوباره بر سر محمد شاه گذاشت و رود سند را سرحد ايران و هندوستان قرار داد و با غنائم فراوان که بالغ بر سی کرور تخمين زده می شد به ايران بازگشت و بلافاصله به خونخواهی ظهيرالدوله به جنگ لزگیها شتافت و در حال عبور از جنگلهای مازندران تیری به وی شلیک شد که این تیر به رضا قلی میرزا فرزند دلاور نادر نسبت داده شد و نادر وی را نابینا کرد و در سال ۱۱۵۸ در ایروان عثمانی ها را بکلی از پای درآورد.

نادر بطور تدریجی رفتار عادی خود را از دست می داد و رو به جنون می گذاشت. نادر سرانجام در سال ۱۱۶۰ در فتح آباد در نزديکی قوچان به قتل رسید و شهریار نادری پس از ۱۵ سال به پایان رسید. نوادگان نادر تا سال ۱۱۲۸ در خراسان حکومت کردند و سرانجام نادر ميرزا آخرين پادشاه افشاريه به دست فتحعلی شاه قاجار سرنگون شد.


Advertisement in Siah Sepid

بازگشت به نخستين سطر
© Sabz W. D. P. G.
Site
 Meter © نقل و درج مطالب سياه سپيد، با ذکر منبع و ماخذ مجاز مى باشد.
گزينش و درج مطالب در اين هفته نامه، به مفهوم تاييد نظر نويسنده نيست.