|
نگاهي بر"در مصر برف نمي بارد“
مازيار زند
MZand.com
نمايش "در مصر برف نمي بارد" اجرايي است ازروي نوشته محمد چرمشير به كارگرداني علي رفيعي.
طرح اوليه داستان از خود رفيعي است و ميزانسنها براي اجرا در تالار وحدت ديده شده اند .هرچند به كمك تمهيداتي كه كارگردان ديده است در سالن اصلي تاتر شهر تا 15 شهريور 82 ساعت 19:30 به اجراي خود ادامه داد.
رفيعي به بيان قصه قديمي عشق يوسف و زليخا پرداخته است اين بار از ديد خود، واز ديد زليخا و از ديد مصر و نه يوسف.
پرده كنار مي رود.موجي از ترنجها كه برآستانه صحنه آرام گرفته اند ،تمثيل زيبايي است از عشق زليخا و خط آبي به نشانه رود نيل در ميانه صحنه و زميني شيب دار كه با طنابي به آسمان آويخته است از سمتي كه ماه مي تابد.
در پرده اول يوسف متولد مي شود و به درگاه فوتي فر راه مي يابد. با رنگمايه هاي روشن در صحنه و حركات رويايي و خوابهاي شيرين زنان كه جامه هايي قرون وسطايي به تن دارند به رنگ آبي آسمان و فوتي فر، مردي است شاعر با حركات و جامه اي زنانه و فرشته سپيد پوش در پس زمينه رويايي ميزانسن كه نقشش را حسن معجوني بازي مي كند .گاه فرشته است گاه يوسف.با بالي كه در پشت دارد بالي كه به نقل از تراكت نمايش ، كامبيز مومن خاني و فريبا نور شعاع حسيني طرح آن را داده اند وامير قادري،علي اصغر گوديني،امير خوشگو،ساناز زعيمي،ليلا سرني،حميد رضا قاسمي،سارا پير مراديان،بهنام كياني،عاطفه ابيضي،مرسده آكنده كوش،فرناز مرتضوي و بهاره اسدي اجرايش كرده اند !!! گروهي كه علاوه بر طراحي و اجراي بال و عروسك در اين نمايش ،با كمي تامل شايد قادر به طراحي و اجراي كل صحنه چند نمايش در يك زمان باشند.
آهنگ ساز نمايش كريستف رضاعي به تلفيق نا موفق موسيقي گاه كلاسيك غربي و گاه ايراني دست زده است و تركيب نا موزون موسيقي و فضاي نمايش به ناگاه مي بردت به قرن 18 اروپا و مردان فراگ پوش و زنان چتر به دست با لباسهاي چين دار سفيد.
پرده اول فرو مي افتد تا فرشته سياه پوشي كه مدتي است در پس زمينه نمايش به انتظار است بر روي صحنه ظاهر شود و جاي فرشته بال دار را بگيرد و سياهي وظلم را حاكم سازد.
در پرده دوم ،پس زمينه عوض مي شود .شبكه اي شفاف با رنگي گرم كه ياد آور خشكسالي مصر ،كوير،قحطي و بي آبي است و كوچه گرديها و حيراني معشوق وفحشا و زنا و دزدي و تنگدستي ، به سبب حضور فرشته سياه پوش با بازي احمد ساعتچيان كه رسول سياهي است و مرگ و نفرت.
حال لباس ها سرخندو سياه و فرشته بدون بال كه به بازي با عروسكي بالدار دل خوش است و دايه عاشق پرده اول كه از دهان مردگان دندانهاي طلا مي دزدد وساراي بازيگوش، آبستن از بستر مردي است كه نمي شناسدش .
و سر انجام بر خلاف وعده فوتي فر كه "در مصر برف نمي بارد"، بازي تمام مي شود، با بارش برفي كه نويدشادي است و سرخوشي و فرداي روشن را بشارت مي دهد.
مدت نمايش 140 دقيقه است كه شايد مناسب براي اجرا در 60 دقيقه باشد و اگر نبود كارگرداني رفيعي و بازي قوي بازيگران ،صندلي هاي سالن ،در انتهاي نمايش ، خالي تر از آني بودند كه در اول ديده بوديم.
|