Home
خانه     خاکسترى     فلش نامه     بايگانى     شناسنامه     ارتباط با ما
: جستجو شماره ۱۹ ◊ 1 اسفند ۱۳۸۲
پيام هاى شما : 718 پيام   ◊   ارسال متن براي ديگران   ◊   نسخه قابل چاپ  

پنجره ای برای دیدن

مرورهاي رسانه شناختی بر فضای رسانه ها

اميد حبيبی نيا
OmidH.persianblog.com

به جای مقدمه :
این نخستین بار نیست که برای یک رسانه که هم مخاطبانش و هم دست اندرکارنش جوان هستند مطلب می نویسم ، شاید مطالب عامه فهم تری که در" مهر" می نوشتم نمونه دم دستی از ارتباط برقرار کردن با مخاطب جوان باشد. چیزی که برای من به عنوان یک حرفه ای رسانه امری حیاتی ست. بهر حال در این صفحه با همین عنوان که از فروغ به عاریت گرفته شده است قرار است به پیشنهاد مانی فرهومند در باره رسانه ها و لابد بیش از همه در باره سینما بنویسم. من نیز هر دو هفته چنین خواهم کرد. خوشبختانه دراین جا ارتباط تا حدودی دو سویه است و مخاطب هم می تواند نظرات خود را ضمیمه کند. در نتیجه در عین حالی که سعی خواهم کرد مطالبم برای مخاطب بالفعل سیاه وسپید سودمند باشد و حدالمقدور از آکادمیزه شدن هم خودداری کنم، تلاش خواهم کرد تا گفتمانی دوجانبه با مخاطب را در باره موضوعات مهمی که در فرهنگ ، اجتماع ، روانشناسی و سیاست گره خورده اند به چالش بطلبیم... واینک این آغازی دوباره!

●●●

رسانه های زیزمینی و دگردیسی فرهنگ جوانان در ایران

چندین سال پیش شبی به یک مهمانی زیرزمینی! دعوت شدیم ،می دانستیم که در این مهمانی هر آن چه که درمصاف با ارزشهای اسلامی حاکم است قابل انتظار خواهد بود و یکی دو گروه موسیقی معمول هم با سینتی سایزر به اجرای قطعاتی از موسیقی غربی یا لوس آنجلسی خواهند پرداخت. اما گذشته از فضای غریب مهمانی ( مهمانی واقعا در جایی شبیه یک غار زیرزمینی برگزار شد) آن چه برای من جالب بود حضور یک گروه موسیقی متال راک زیر زمینی بود و آن چه جالب تر چند ترانه ای بود که از ساخته های خود لابلای ترانه های گروه های معمولی چون Iron Maiden ، Metallica و...اجرا کردند وگذشته از اشعار از ارزشهای موسیقیایی خوبی برخوردار بود. در آن سالها پدیداری این گونه گروههای راک زیر زمینی منحصر به فرد بود. سالهایی که تصور بلند کردن صدای موسیقی حتی مجاز دراتومبیل و در خیابان هم ممکن نبود( بگذریم از آنکه هنوز هم هر از گاهی به همین دلیل جوانان را راهی پاسگاه و دادگاه می کنند و...) اما فقط چند سال بعد، دیگر نه تنها پدیده گروههای موسیقی راک و شاخه های دیگری از New Wave، به ویژه موسیقی ترانس در تهران و برخی از شهر ستانها عادی شد بلکه حضور خود را به جریان مسلط موسیقی کشور نیز تحمیل کرد و دیگر فرهنگسرا ها یا تا لارهای موسیقی برگزاری کنسرت انواع کم خطر تر موسیقی راک بدون کلام را برای انبوه مخاطبان مجاز می دانستند. و این شتاب تحولات هم چنان ادامه یافت.

اگر چه موسیقی عامه پسند به دلیل ماهیت رسانه ای خود می تواند به سرعت تمایلات نسل جوان را نمایان سازد اما این گسترش رسانه های آلتر ناتیو که با ارزشهای اسلامی حکومت ( با تبلیغات بیست و چهار ساعته همه رسانه های موجود و همه ابزار های پروپاگاندا از جمله منبر های وعظ ملایان) هر روز بیشتر از روز پیش در تعارض قرار می گرفت ( و این تعارض در ترانه های این گروهها که اغلب به زبان انگلیسی بودو یا انتخابی که از پینک فلوید یا سایر گروههای شورشی مثلThe Doors می کردندمشهود بود)محدود به موسیقی زیرزمینی نماند.
به زودی کلیپ های ویدئویی و فتو فلش های اینترنتی وسرانجام فیلم های ویدئویی مستقل هم در میان مردم دست به دست چرخیدند و در بازار رسانه های زیر زمینی جایی برای خود باز کردند.

اما چرا بازار رسانه های زیر زمینی و اصولا رسانه زیر زمینی تا این حد در ایران پرطرفدار و پر رونق است؟

جواب این سوال برای هرکسی که در یکی از روزهای هفته مرد یا زنی کیف به دست به خانه یا دفتر کارش آمده و دهها فیلم ویدئویی از جدیدترین فیلم های هالیوودی را بنا بر سلیقه مشتری عرضه کرده ، می داند؛ حجم نقدینگی و ارزش سرمایه ای که در این بازار مخفی جریان دارد عملا دهها برابر کل سرمایه گذاری بخش های دولتی و نیمه خصوصی( به جز صدا وسیما ) در عرصه رسانه های جریان مسلط یا رسانه های تحت کنترل است. بدیهی ست که وقتی مثلا سود خالص عرضه کنندگان ویدئوهای غیر مجاز دریک سال از میزان فروش کل سینمای ایران در ده سال فزون تر باشد عملا قدرت رقابت با بازار مخفی از کف می رود.
وجود این بازار مخفی همچون هر کشور توتالیتار دیگری مبین چند خصیصه گریز از مرکز نیز هست:
اول: این بازار با مخاطب سازی گسترده، نه تنها انحصار جریان رسانه ای و فرهنگی را از دست حکومت خارج ساخته است ، بلکه خود به یک گرایش مسلط در دو گانگی مواجه مردم با ارزشهای حاکم شده است.

دوم:این بازار گرایشها یا Mode های خود را با توجه به همین تقابل ارزشهای مقاومت و ارزشهای حاکم تعیین خواهد کرد.

سوم:مخاطبان این رسانه های زیرزمینی خود بر خلاف رسانه های حکومتی به عاملی برای انتشار و باز انتشار همین محصولات و در نتیجه فراخوانی مخاطبان ثانویه و مخاطبان اتفاقی بدل خواهند شد.

چهارم: رسانه های زیر زمینی مبنایی برای تعیین درجه گسست اجتماعی میان خرده فرهنگها و ارزشهای اجتماعی حاکم و مبنایی برای سنجش موازنه آلتر ناتیو و پایگاه قدرت خواهند شد.

پنجم : رسانه های زیر زمینی با تاثیر پذیری از جامعه مخاطبان بالفعل خود و تاثیر گذاری بر آنها سبب پدیداری گرایشهای تازه ای در "فرهنگ جوانان"(( Youth Culture خواهند شد.

به عبارت دیگر اگر فرهنگ جوانان را فرهنگی با خصیصه های تمرد از هنجارهای فرهنگی حاکم بر جامعه قلمداد کنیم، رسانه های زیر زمینی هم به عنوان آینه و هم به عنوان کاتالیزور و هم به عنوان محرک این فرهنگ عمل خواهند کرد.
اما فرهنگ جوانان به دلیل پویایی خود همواره به دنبال زیر زمینی کردن، آلتر ناتیو کردن و هویت بخشیدن به پدیدار های رسانه ای است. این فرهنگ نه تنها در عرصه بهر مندی از رسانه ها که گاه در تحرکات اجتماعی توده ها نیز خود را نشان می دهد به عنوان نمونه می توان به خیزش خرداد ماه گذشته اشاره کرد، خیزشی که جوانان در صف اول آن قرار داشتند و اگر چه مطالبات سیاسی – اقتصادی در بطن آن قرار داشت اما در جلوه های ابتداییش بیانگر انباشت و سر ریز کردن غلیانهای فرهنگ جوانان بود ( مثلارقص و پایکوبی جوانان و یاسر دادن شعار های طنز آمیز ). این دگر دیسی در فرهنگ جوانان که هر روز به رویارویی نهایی با ساختار فرهنگی /سیاسی/ و اجتماعی نظام اسلامی نزدیک تر می شود در نهایت منجر به پدیداری رسانه های زیر زمینی دیگری خواهد شد که به جای دور زدن مانع به حمله به مانع خواهند پرداخت. این تجربه در کشورهای دیگری نیز رخ داده است. فرهنگ جوانان به سمت رادیکال تر پیش می رود و اگر تا دیروز ترانه های پینک فلویددر کنج اتاق ها یا فیلم های ظاهرا مستقل ایرانی ( مثلا فیلم های مخملباف در سالهای دور) در حضور سایر تماشاگران و اینک فیلم های مخفی از تظاهراتها یا مهمانی ها یا اعترافات و شکنجه ها و...می توانست نیاز او را به گریز از هنجارهای رسانه ای اسلامی تا حدودی بر آورده سازد ، با درک تجربه لذتبخش همنوایی توده ای با اعلام صریح و آشکار نیازها و مطالبات خود ، دیگر به نشستن در گوشه اتاق ، برپایی یک مهمانی مخفی یا سالی یک بار آتش به پا کردن در چهار شنبه سوری ها اکتفا نخواهد کرد.

آن چه ما از رسانه های زیر زمینی در ایران سراغ داریم آن است که روز به روز این رسانه ها به طبع مخاطبانشان سیمایی رادیکال تر به خود می گیرند. این سیما اگر چه ممکن است در طبقات مرفه و نیمه مرفه با معیار های فرهنگی توده ناسازگار به نظر برسد اما در نهایت بیانگر یک خصیصه مشتر ک است :نیاز به شکستن سکوت و از زیر زمین به خیابان در آمدن!


Advertisement in Siah Sepid

بازگشت به نخستين سطر
© Sabz W. D. P. G.
Site
 Meter © نقل و درج مطالب سياه سپيد، با ذکر منبع و ماخذ مجاز مى باشد.
گزينش و درج مطالب در اين هفته نامه، به مفهوم تاييد نظر نويسنده نيست.