Home
: جستجو شماره ۱۹ ◊ 1 اسفند ۱۳۸۲
پيام هاى شما : 680 پيام   ◊   ارسال متن براي ديگران   ◊   نسخه قابل چاپ  

بگذارید در این کشتزار گریه کنم

فرشيد شادنيا
SiahSepid.com

میکُشد ، چون دستور دارد ، چون برای این هنرنمایی اش پاداش خواهد گرفت ، چون کارش این است ، خدا میداند برای اینکه بتواند تا این حد از انسانیت دور شود ، چه قدر زحمت کشیده است ، چه قدر پول خرج کرده است ، چه قدر آموزش دیده است .

حالا هم موقع به بار نشستن این درخت نفرین شده است ، حالا باید مزد زحمت های شبانه روزی اش را بگیرد ، حالا وقت آن است که تکلیف کلاسهای حیوانیت خود را به بهترین نحو به استادانش تحویل دهد .

آمریکایی ست ؟اسرائیلی ست ؟ عرب ست ؟ مسلمان است ؟ یهودی ست ؟ مسیحی ست؟ هیچ فرقی نمیکند ، تمام ادیان در جذب چنین عناصر لازمی موفق نشان داده اند ، یک روز مسلمانها گوی سبقت به دست دارند ، یک روز مسیحی ها ، یک روز یهود ها .

ای کاش برای آدم کشی هم جام جهانی برگزار کنند ، مگر چه چیزی کمتر از فوتبال و بسکتبال و شنا دارد؟ مگر به اندازه آنها داوطلب کوچک و بزرگ ندارد ؟

مگر به اندازه آنها تبلیغات و خرید و فروش پرسود ندارد ؟پس چرا برگزار نمیکنند ؟ شاید به خاطر اینکه جام جهانی ها باید بر اساس یک برنامه مشخص باشند ، اما آدم کشی که برنامه ندارد ، هر وقت شرایط ایجاب کند ، باید بازی را شروع کنی ، لازم نیست نگران بودن یا نبودن تماشاچی کافی هم باشی ، حتما تماشاچی کافی خواهد بود ، تماشاچی ها هنوز یک بازی تمام نشده بلیط بازی بعدی را میخرند ! جنگ ، آدم کشی ، بازی های پرتماشاچی هستند ، تماشاچی هایی خنده به لب ، که از دیدن صحنه یک بمب گذاری یا یک ترور به همان میزان لذت میبرند ، که چندی پیش از یک بازی فوتبال ! "

این بازی هم مثل فوتبال قوانین خاصی دارد ، مثلا نباید به چشمان کودکی که مقابل تو به زمین افتاده نگاه کنی ، چشمانت فقط باید مگسک تفنگ را ببیند ، گوشهایت هم نباید صدای شیون مادرها یا صدای گریه کودکان را بشنود ، فقط باید فرمان " شلیک " را بشنوی ، فقط همین !

این بازی داور ندارد ، چون قرار نیست در این بازی قوانین رعایت شوند ، اصلا قوانینی وجود ندارد .

در این بازی تیم بازنده هیچوقت ناراحت نمیشود ، حتی میخندد ، چون میداند تیم برنده کودکانی دارد ، و انتقام هدیه آنهاست !

داشتم موضع گیری های رسانه های مختلف کشورهای متفاوت را در قبال ترور" آیت الله حکیم " بررسی میکردم،

واقعا دلم سوخت ، واقعا از اینکه آدمیزاد به این اندازه از انسانیت دور شده است ، افسوس خوردم ، آنهایی که یادم است اینها هستند :

مقامات فلان کشور باقیمانده رژیم بعث را عامل این ترور میدانند ، و آمریکا موظف است هر چه زودتر عاملین را شناسایی و مجازات کند !

مقامات فلان کشور این برخورد را نادرست اعلام کرده ان و بیان کردند که این روش های برخورد با مخالفین باید حذف شود .

مقامات فلان کشور عوامل خارجی را مسبب این ترور میدانند ، و خواهان بیرون رفتن هرچه سریعتر نیروهای خارجی شدند !

پس تکلیف 82 انسان بیگناه که در این جریان کشته شدند چه میشود ؟ آنها چه گناهی داشتند ؟ چرا هیچ کس کشته شدن آنها را محکوم نکرد ؟ چرا هیچ کس نگفت که چرا باید برای حذف یک نفر ، 82 نفر کشته و 289 نفر زخمی به جا بماند ؟ براستی گناه آنها چه بود ؟ چرا آنان باید مهره های بازی جنایتکاران باشند ؟

ای کاش افقی امیدوار کننده دیده میشد ، یا لااقل ای کاش هر روز وضعیت انسانها مایوس کننده تر نمیشد !

افسوس که تا چشم کار میکند ، همین مرداب ساکن و متعفن حکمفرمایی میکند !
روز به روز از انسانیت دور میشوم .

ای کاش روزی درتلویزیونها ، روزنامه ها ، رادیو ها ،
بگویند: امروز x نفر کودک گرسنه آفریقایی از مرگ نجات یافتند ،
بگویند : x % از نرخ ابتلا به ایدز کم شده است ،
بگویند : x% از نرخ خودفروشی کودکان کم شده است .
بگویند: x % از نرخ مصرف مواد مخدر در بین کودکان و نوجوانان کم شده است.

هیچوقت یادم نمیرود ، بعد از جنایت 11 سپتامبر ، وقتی در تلویزیون اجساد را دیدم ، به اتاقم رفتم ، این شعر از احمد شاملو را خواندم :

و در این کشتزار، به حال مردمانش ، گریه کردم .


" فریاد در باد ، سایه سردی به جا میگذارد ،
بگذارید در این کشتزار گریه کنم ،
در این جهان همه چیزی در هم شکسته ،
به جز خاموشی هیچ باقی نمانده است ،
بگذارید در این کشتزار گریه کنم ،
افق بی روشنایی را جرقه ها به دندان گزیده اند ،
به شما گفتم ،
بگذارید در این کشتزار گریه کنم . "

*احمد شاملو *


Advertisement in Siah Sepid

بازگشت به نخستين سطر
© Sabz W. D. P. G.
Site
 Meter © نقل و درج مطالب سياه سپيد، با ذکر منبع و ماخذ مجاز مى باشد.
گزينش و درج مطالب در اين هفته نامه، به مفهوم تاييد نظر نويسنده نيست.