Home
خانه     خاکسترى     فلش نامه     بايگانى     شناسنامه     ارتباط با ما
: جستجو شماره ۱۹ ◊ 1 اسفند ۱۳۸۲
پيام هاى شما : 751 پيام   ◊   ارسال متن براي ديگران   ◊   نسخه قابل چاپ  

حكيم در آيينه تمام نماي حكومت ايران

فرِيد مدرسی
SiahSepid.com

سيد محمد باقر حكيم در نجف، پايگاه فقهي تشيع متولد شد. وي بعد از گذراندن مدارج ابتدايي، مركز علوم اسلامي «كليه اصول الدين» را براي تحصيل انتخاب نمود و سپس به حوزه علميه نجف راه يافت و حديث، تفسير، فقه و اصول را در آنجا فرا گرفت. حضور وي در مركز آموزشي «كليه اصول الدين» نشانه كوچكي از ديدگاه متجددانه حكيم و خانوادة وي به علوم ديني بود، اين در حالي بود كه اكثر روحانيون، تحصيل را از حوزه هاي علميه شروع مي كردند.

زماني كه به درجه اجتهاد رسيد، نحوه نگرش وي به فقه و مذهب به گونه اي بود كه با مباني دنياي مدرن تناقض نداشت كه كتاب «حقوق بشر از ديدگاه اسلام» دليلي بر اين ادعاست.

با وجود حضور حكيم از دوران جواني در فعاليت ها و مبارزات سياسي، وي همچنان تمايل داشت خود را يك روحاني و مبلغ شيعي نشان دهد. فعاليت وي در عرصه سياست معطوف به اين امر بود كه بعثيان با حضور در قدرت سياسي عراق، اولين گروهي كه مورد كينه و بغض شان قرار گرفت، شيعيان جنوب عراق بودند و حتي خاندان حكيم با وجود اينكه همواره سعي داشتند، در امور سياسي دخالت نكنند، مورد آزار، اذيت، توهين و حتي حبس و اعدام قرار گرفتند كه اين برخورد هاي قهرآميز و ايدئولوژيك حكومت وقت، از محمد باقر حكيم، فقيه جوان و مجتهد آشنا با مباني اوليه دنياي جديد يك منتقم و مخالف جدي خويش ساخت.
چند سال از پيروزي انقلاب اسلامي ايران نگذشته بود كه به دليل شعار محوري رهبر فقيد ايران، آيت الله خميني مبني بر دفاع از نهضت هاي آزاديبخش اسلامي و از طرفي فشار شديد دولت ديكتاتور عراق بر شيعيان به ويژه اعدام پنج تن از برادران حكيم و تلاش آنها جهت بازداشت و اعدام وي باعث گشت كه به ايران پناهنده شود. مقامات ايران با آغوش باز از حكيم و گروه هاي اپوزسيون شيعي عراق استقبال كردند كه دو سال از ورود آنها به ايران نگذشته بود كه با حمايت دولت اسلامي ايران مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق با تأسي از انقلاب 57 ايران و محوريت روحانيت شيعه عراقي تشكيل شد. حكيم نيز كه سخنوري قهار و وابسته به بيت مرجعيت بزرگ شيعه بود، پس از مدتي رياست اين گروه سياسي ميانه رو را بر عهده گرفت ولي وي كماكان خود را در كسوت يك منبري و مبلغ شيعه جعفري مي ديد و هر ساله در ميان هواداران خويش در مراسم ظهر عاشورا، سالگرد شهادت تراژديك امام سوم شيعيان به خواندن مقتل ( نحوه شهادت) حسين بن علي(ع) در يكي از پايگاه هاي اپوزيسيون صدام حسين، مسجد الرضا قم مبادرت مي ورزيد.

حكيم علاوه بر تشكيل و هدايت يك گروه سياسي مخالف رييس جمهور ديكتاتور عراق با همكاري سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران، گروهي چريكي و نظامي «سپاه بدر» را در نزديكي شهر كرمانشاه تشكيل داد كه حدود پنج هزار سرباز جنگي متشكل از مهاجرين، معاودين و توابين (اسيران شيعه عراقي كه خواستار عدم بازگشت به عراق بودند) آن گروهك نظامي را مي ساختند.
حكيم در زمان حضور در ايران، تعامل بسيار شديدي با مقامات جمهوري اسلامي داشت و همواره مورد حمايت مادي و معنوي آنها قرار مي گرفت. وي همواره در مقابل دوربين تنها رسانه تصويري جمهوري اسلامي، منتسب به جناح تندروي مذهبي ايران در مراسمات مذهبي ـ سياسي حكومت ايران قرار داشت و همواره سعي مي نمود عملي مرتكب نشود كه رهبران جمهوري اسلامي ايران را برنجاند. وي حتي در ايران پست هايي منتسب به مقامات حكومتي را برعهده گرفت كه مي توان به عضويت وي در شوراي استفتاء آيت الله منتظري ( قائم مقام وقت آيت الله خميني و يكي از مراجع بزرگ حوزه علميه قم)، رياست شوراي عاالي مجمع تقريب مذاهب اسلامي، معاونت شوراي عالي مجمع جهاني اهل بيت، عضويت در هيأت امناي دانشگاه مذاهب اسلامي اشاره كرد. نه تنها وي بلكه همفكران و مخالفين سياسي دولت صدام از جمله آيت الله تسخيري، آيت الله آصفي، سيد محمود هاشمي و ... توانستند در حكومت ايران پست هاي كليدي در نهادهاي حكومتي ايران بدست آورند.

زماني كه ايالات متحده، دشمن بزرگ حكومت ايران گروه هاي اپوزيسيون دولت صدام حسين را براي تشكيل جلسه اي در مورد هماهنگي جهت فروپاشي حكومت بعث عراق و تعيين دولت جايگزين به امريكا فرا خواند، با زيركي در آن جلسه غير علني شركت نكرد و برادرش عبدالعزيز را كه پس از در دست گرفتن قوه قضاييه جمهوري اسلامي توسط سيد محمود هاشمي، نفر دوم مجلس اعلاي انقلاب اسلامي به حساب مي آمد و از طرفي رياست گروهك نظامي مجلس اعلا را بر عهده داشت، به نمايندگي از خويش به سوي دولت ايالات متحده جهت نيل به ايجاد هژموني مجلس اعلا بر ديگر گروه هاي مخالف رژيم وقت عراق گسيل داشت.

وي بعد از فروپاشي دولت صدام حسين، ديكتاتور بزرگ خاور ميانه نيز مراودات خويش را با مقامات ايران پنهان نكرد و حتي در آخرين روزهاي حضور در كنار رهبران روحاني ايران، در يكي از تريبون هاي رسمي جمهوري اسلامي، پيش از خطبه هاي نماز جمعه تهران با دعوت شوراي سياست گذاري نماز جمعه كه منتسب به جناح سياسي محافظه كار ايران است، به سخنراني و تقدير و تشكر از مقامات حكومت شيعي ايران كه حدود بيست سال و اندي آنها را در زير پر قوي قرار دادند تا در مبارزه با رژيم سفاك بعث خللي وارد نشود، اقدام نمود. حكيم در تريبوني به سخنراني پرداخت كه برعكس ديدگاه داخلي ايران، مسلمانان و ديگر دول اسلامي آن تريبون را منفك از حاكميت جمهوري اسلامي و تجمعي مذهبي مي ديدند. به نوعي با اين كار هم دوستي خود را با دولت ايران مستحكم تر كرد و هم در عرصه بين المللي به ويژه كشور هاي عربي و اسلامي همكاري خويش را با ايران در ميان زرورق مذهب پنهان نمود؛ اين عمل باز تأكيدي بر تيزهوشي حكيم در كنش هاي سياسي و مبارزاتي وي بود.

محمد باقر حكيم چند روز فبل از ترك موطن دوم خويش كه يكي از اجدادش سالها پزشك مخصوص دربار يكي از سلاطين قاجار اين ديار بود و حتي نامش به تأسي از اين امر است، جهت تاكيد بر دوستي خويش با حكومت ايران و شنيدن آخرين سخنان و دغدغه هاي رو در روي آيت الله خامنه اي، ولي فقيه و بالاترين مقام حكومتي ايران به ديدار با وي شتافت.

دولت ايران همواره حكيم را به عنوان برگ برنده در آينده عراق مي ديد و در روياهاي خويش، جايگاه وي را در رأس هرم قدرت عراق متصور مي شد وتمام تخم مرغ هاي خود را در سبد وي مي گذاشت. مقامات ايران آرزو داشتند كه عراق همواره به عنوان يك دولت دوست و متحد همه جانبه، دوشادوش ايران در مبارزات و استقامت در برابر دول مخالف حاكميت جمهوري اسلامي قرار گيرد و حتي نظامي همانند ايران در عراق شكل گيرد و به عنوان نقطه اتكاي ايران در برابر فشارهاي جهاني عمل نمايد. دولتمردان جمهوري اسلامي خواهان آن بودند كه دولت آينده عراق با محوريت حكيم در شوراي دولت هاي عربي منافع ايران را لحاظ كند و پادزهري در جهت سمپاشي هاي برخي دولت هاي عربي مخالف قديمي ايران باشد.

با رفتن حكيم به عراق تا حدودي روياهاي ايران تار و محو شد و حكيم همچون سياستمداري تيزبين و عملگرا به دليل عدم حمايت اكثريت مطلق مردم عراق از وي، هيچگاه در مصاحبه هاي خويش از نظام سياسي ديني همانند حكومت ايران سخن به ميان نياورد بلكه از حكومت دينمداران در لابلاي حكومت دموكراتيك دفاع مي نمود. وي با وجود روحاني بودن مخالف حضور طبقه روحانيت در هرم قدرت عراق بود. اين مخالفت نيز ناشي از فضاي حوزه علميه نجف و دفاع مراجع بزرگ نجف از تز «جدايي نهاد دين از نهاد سياست» بود. حكيم از زمان پا نهادن در خاك عراق، همواره خود را در جايگاه رهبري سياسي ـ مذهبي مي ديد و هيچگاه در مناسبات دولتي و حكومتي عراق به طور شفاف دخالت نمي نمود. بلكه سعي مي كرد از طرفي از سخنان آيت الله خميني، رهبر كاريزماتيك ايران در آستانه پيروزي انقلاب 57 تقليد نمايد و خواستار حضور تمامي گروهاي سياسي، قوميتي و مذهبي در ساختن عراقي جديد بود. بطوريكه در انديشه هاي سياسي و مذهبي خود مداراجو و تسامح گرا بود و با تفكرات افراطي و انحصارطلبانه برخي از شيعيان شديداً مخالفت مي ورزيد. وي توانسته بود به كردها و سني مذهب ها به راحتي نزديك شود و آنها را با خويش همراه كند زيرا كه او مشكل اساسي عراق را به درستي شناخته بود و آن را اين اختلافات گروهي و دسته بندي هاي كذايي مي دانست و خواهان اين بود كه اتحادي يكپارچه در عراق شكل گيرد. از طرفي ديگر وي توسط برادرش عبدالعزيز، سايه اش را بر شوراي رهبري عراق مي گستراند و به راحتي خط و خطوط سياسي خويش را در شورايي كه ايالات متحده جهت رهبري عراق انتخاب نموده بود، با وجود اكثريت شيعه مذهب با نگاهي حداقلي اعمال مي نمود.

ارتباط حكيم با مقامات حكومت ايران پس از سكني گزيدن در عراق در هاله اي از ابهام فرو رفت كه برخي از دولتمردان ايران از ترس رفتن حكيم به دامان امريكا لرزيدند و عجولانه اقدام به ساختن مهره اي سياسي جديد جهت رسيدن به مطامع خويش در عراق افتادند. آنها ناشيانه به سراغ جوانكي بيست و چهار ساله، تندرو، بنيادگراي مذهبي و تا حدودي پان عربيسم كه يك سال از معمم شدنش نمي گذشت، رفتند. مقتدي صدر از مخالفين حكيم بود ولي در برابر حكيم رقيبي بسيار كوچك و بچه سال بود. وي نه از لحاظ فقهي و نه از لحاظ سياسي قادر به عرض اندام در مقابل حكيم نبود، وي فقط نسبت نزديكي با رهبر فقيد حزب الدعوه، از مراجع نو انديش زمان خويش، سيد محمد باقر صدر كه توسط صدام به شهادت رسيده بود، داشت. ديدار مقتدي با برخي مقامات عالي رتبه ايران و حمايت مادي و معنوي آنان از وي، رابطه حكيم و جمهوري اسلامي را دچار كدورتي نامحسوس كرد. ولي چندي نگذشت كه عالي ترين مقام حكومتي ايران، آيت الله خامنه اي مواضع حكيم و همراهي محتاطانه اش را با ايالات متحده را درك نمود و پس از ترور نافرجام خواهرزاده حكيم، يكي از مراجع تقليد نجف پيامي حمايتگرايانه و دوستانه براي وي ارسال كرد كه پاسخ صميمانه حكيم تمام يخزدگي روابط با ايران را آب كرد و ديگر مقامات حكومتي ايران نيز خواستگاه خود را در عراق تعديل بخشيدند و از تشكيل حكومتي همانند ايران در عراق عقب نشيني نمودند و تنها خواهان تشكيل دولتي متحد و دوست براي ايران گشتند.

چند روزي از پاسخ نامه حكيم به آيت الله خامنه اي نگذشته بود كه وي در خطبه هاي نماز جمعه نجف، محبت سياستمردان ايران را با انتقاد از عملكرد شيطان بزرگ ايرانيان، ايالات متحده در عراق پاسخ گفت و عامل ناامني در عراق را عموسام دانست كه پس از اين سخنراني در حين خروج از حرم رهبر و مقتداي بزرگ شيعيان، حضرت علي(ع) مورد حمله تروريستي قرار گرفت و عمر اين مبلغ و سخنور شيعي كه به خوبي با سياست بازي مي كرد، به پايان رسيد و متاسفانه هشتمين ترور وي به فرجام رسيد.

با وجود اينكه محمد باقر حكيم منويات و سفارشات رهبران جمهوري اسلامي ايران را به طور كامل اجرا نمي نمود ولي مستحكمترين حلقه ارتباطي ايران در مناسبات سياسي عراق بود. حال فقدان حكيم، دولتمردان ايران را نه تنها در عراق بلكه در بين النهرين منطقه شيعه نشين عراق نيز، دچار چالش مي كرد زيرا حكيم نيرويي موثر در ميان شيعيان و بويژه حوزه علميه نجف بود و از ابتداي ورود به نينوا با مراجع بالاخص آيت الله سيستاني هماهنگ بود، بطوريكه حتي براي اداي نماز جمعه در نجف از آيت الله سيستاني كسب اجازه نمود و نيز توانست با همراهي خواهرزاده خويش، سيد محمد سعيد حكيم گام هاي مؤثري در جهت سامان حوزه علميه نجف بر دارد و جايگاه خويش را در حوزه علميه نجف مستحكم نمايد. بدرستي كه حكيم بهترين شخصيت براي پر كردن شكاف حوزه علميه نجف و قم بود و مي توانست چالش بزرگ اين دو حوزه و داعيه دارانش را به زيركي حل كند.

اكنون مشخص نمي باشد كه مردان سياست ايران بر روي كدام تشكيلات و مهره سياسي سرمايه گذاري خواهند نمود؟! آيا ايران بار ديگر با مقتدي صدر كه حتي حضور وي در عراق دچار تزلزل شده است و نيروهاي نظامي حافظ امنيت عراق عواملش را مورد حمله و بازداشت قرار داده اند، وارد گفتگو مي شود؟! و يا عبدالعزيز حكيم رئيس جديد مجلس اعلا و عضو شوراي رهبري عراق كه از ابتداي ايجاد مقدمات فروپاشي دولت صدام حسين با ايالات متحده همراه و همگام بود، به عنوان حلقه ارتباطي خود در دگرگوني هاي سياسي عراق مي پذيرند؟! و يا با كرد هاي شمال عراق كه ازديدگاه مذهبي و ايدئولوژيك با جمهوري اسلامي نا هماهنگ هستند و حتي تقويت آنان در عراق خطري بزرگ يعني كردستان مستقل را براي ايران به ارمغان خواهد آورد، به سوي ميز مذاكره دعوت خواهند نمود؟! و شايد ايران دولت موقت عراق را كه اكثريت آنها را شيعيان سكولار تشكيل مي دهند براي رسيدن به منافع خويش در عراق انتخاب مي نمايند!

اينك بايد به نظاره نشست و بازي آتيه ديپلمات ها و سياستمداران جمهوري اسلامي ايران و ايالات متحده امريكا را در سرزمين هزار و يك شب مورد نقد و بررسي قرار داد.


Advertisement in Siah Sepid

بازگشت به نخستين سطر
© Sabz W. D. P. G.
Site
 Meter © نقل و درج مطالب سياه سپيد، با ذکر منبع و ماخذ مجاز مى باشد.
گزينش و درج مطالب در اين هفته نامه، به مفهوم تاييد نظر نويسنده نيست.