Home
خانه     خاکسترى     فلش نامه     بايگانى     شناسنامه     ارتباط با ما
: جستجو شماره ۱۹ ◊ 1 اسفند ۱۳۸۲
پيام هاى شما : 557 پيام   ◊   ارسال متن براي ديگران   ◊   نسخه قابل چاپ  

چهره مدرن

جلال افشار
Alefba.net

مقاله پیشین اینجانب در سیاه سپید نکاتی مجهول داشت که سعی کردم تا حد ممکن آنها را آشکارتر کنم .
اول از همه باید بگویم قصد بنده از آن مقاله تنها یادآوری روزی بود مثل دیگر روزهای تاریخی ایران زمین اما با شرایط خاص خودش که به تفضیل آنها را گفتم .

●●●

نخست ، دکتر مصدق و یارانش و دیگر افرادی حداقل مدعی ملی گرایی بودند در مقطعی از تاریخ بر سرنوشت این کشور تاثیر گذاشتند که شاید بیش از همه به یک گذرگاه تاریخی شبیه بود . اگر ایرانیان در زمان انقلاب صنعتی اروپا و گذر از مرز رنسانس مشغول دعواهای خانوادگی قجر ها بود اما با انقلاب مشروطه راهی را که باید در مدت بسیار بیشتر طی می کردند از یک میانبر چندصد ساله عبور دادند انقلاب مشروطه با اهداف اولیه آن مسیری بود که می توانست امیرکبیر ها و قائم مقام ها را به دور از عقده های شاهان نگاه دارند و خدمات آنها را با عقده های شاهی یک شب از بین نبرد . در حقیقت انقلاب مشروطه می توانست فاصله بسیار زیاد ایرانیان از پیشرفت و مدرنیزه جهانی را کمتر کند ولی بازهم این عقده های شاهی بود که نگذاشت چنین آرمان بزرگی به مقصد برسد . مصدق و یارانش نیز توانستند شکست های مشروطه را تا حدودی جبران کنند و این فاصله را کمتر کنند به خصوص که آن زمان دوران پس از جنگ جهانی دوم بود و پیشرفت های جهانی با یک سکته شدید متوقت شده بود .

دوم ، با وجود شکست های پیاپی مشروطه و سرانجام آن یعنی تبدیل به یک مجلس فرمایشی در زمان پهلوی پسر اشخاصی بودند که در مقاطع مختلف از دل همین مشروطه رشد کردند و تبدیل به مهره های به یاد ماندنی تاریخ ایران شدند . دکتر مصدق همزمان با جنبش ضد استعماری در سراسر مشرق زمین بود از هند و چین تا انتهای خاورمیانه یعنی مصر و در دل آن ایران ، دکتر مصدق شخصیتی به یاد ماندنی در کل تاریخ بود که با ستیز یک تنه با استعمار انگلیسی راه مبارزه با استعمارگرایان را به تمام آزادیخواهان جهان نشان داد . اگر بنده اشاره کردم که پهلوی پسر بساط دموکراسی را در ایران برچید بدین خاطر بود که مصدق را با کودتای اجانب برکنار کرد و سپس مجلسی فرمایشی را تاسیس کرد سنا و مجلس ملی تنها محل یک نمایش خیمه شب بازی بودند با عروسک های دست آموز دربار پهلوی !

سوم ، رضا شاه که برخلاف پسرش خوی تندی داشت به دلیل بی سوادی و عدم اطلاع از واقعیات روز جهان در حالیکه نمونه های تاریخی به نام هند ، چین یا ژاپن را به عنوان کشور های اصیل شرقی را پیش رو داشت به جای الگو از رفتار فرهنگی و سیاسی آنان راه آتاتورک را در پیش گرفت ، کشوری تازه تاسیس از ویرانه های عثمانی ؛ بحث بر سر کشف حجاب و لباس های اجباری کلامی تکراری و کلیشه ای است ولی باید گفت رضا شاه بنیانگذار اشتباهی بود که بعد ها در جمهوری اسلامی نیز تکرار شد روزی به زور چادر را کشیدند و کروات را به زور به گردن ها انداختند روزی هم با زوری دیگر چادر را به سر انداختند و گردن های کروات خورده را به خر تشبیه کردند ! و به زور آن را کشیدند !! در حقیقت رضا شاه تنها روی قضیه را دید اینکه او راه آهن تاسیس کرد اینکه او دانشگاه تاسیس کرد و ده ها کار دیگر اما تمام اینکار ها بسان کاخی زیبا و عظیم بود به روی پایه های حصیری نتیجه آن سقوط یک شب برابر ارتش متفقین !!

چهارم ، اگر ساخت دانشگاه و مدرسه و سد و کارخانه و غیره نشان از پیشرفت فن آوری کشور است و اگر بخواهیم با دیدن عظمت فلان کارخانه فخر علم و دانش خود را به دیگران بفروشیم و ادعا کنیم چون در زمان پهلوی ها اینقدر کارخانه و مدرسه و غیره ساخته شد در زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی نیز کم چنین کارهایی نشد !! برق و تلفن به بیش از نود درصد مناطق کشور حتی دور افتاده ترین دهات کشور نیز رسید هاشمی رفسنجانی در این مورد حداقل از پهلوی ها پیش افتاد ! ولی چه جالب سرنوشت یکسان این دو ! با وجود مدرنیزه ظاهری هر دو اما پاسخی که مردم گرفتند چیز دیگری بود ، اشتباه نشود ! مردم ایران قدرناشناس نبودند آنها واقعیت را دیدند ؛ دیدند که در مقابل چیزهایی که گرفتند چه چیزی را از دست دادند مردم ایران با مالزی و سنگاپور و اعراب تفاوت دارند که سالها حکومت فردی را به بهانه مدرنیزه تحمل کردند . امروز مالزی ها و سنگاپورها و عرب ها یک دهم دموکراسی نیم بند ما را هم ندارند حال قیمت آن چه قدر است خود بحثی جداست .

تربیت نیروهای متخصص مادامی که نتوانند به ملت خدمت کنند آنهم در آزادی تمام ذره ای ارزش ندارد نتیجه آن فرار مغزهایی است که پهلوی و ولایتی نمی شناسد . چطور زمانی که تنها آمریکایی ها تکنولوژی هسته ای داشتند و حتی شوروی سابق نیز به آن دست پیدا نکرده بود ما نابغه ای داشتیم چون پروفسور حسابی که می توانست سرنوشت این کشور برای همیشه عوض کند ولی نتوانست ، چون غرور ایرانی از بین رفته بود چون تمام افتخارات ایرانی که بار دیگر با مصدق ها بازگشته بود یک شب به دست همین پهلوی به ظاهر خدمتگذار از بین رفت . اینکه پهلوی ها بورسیه های تحصیلی برای فرزندان ایران اختصاص دادند کار خاصی نبود این کار وظیفه ای بود از هزاران وظیفه انجام نداده آنها ! هرگز نباید منت این بورسیه ها را بر سر اینان کوبید !

وقتی رزم آرا نخست وزیر منتحب اعلیحضرت آنگونه گستاخانه ایرانی را از راه انداختن یک آفتابه سازی ناتوان می خواند !! چه توقعی دارید که خود بتواند در لباس خدمت به وطن درآید او ماموریت داشت برای وطنش ماموریتی که پول باد آورده نفت را (1) برای خرید انواع و اقسام کالاهای لوکس هزینه کند تا مردم را در رفاه ظاهری غوطه ور کند .

پنجم ، حق تقسیم حاکمیت یکی از حقوق مسلم تمام مردم جهان است تصورش را بنمایید که دیگران نیز اینچنین فکر کنند یعنی خود را لایق این ندانند که بتوانند گوشه ای از مشکلات را حل کنند . آنوقت یک مستبد دیکتاتور در هر لباس و شکلی می آید و به هر نوع که دوست داشته باشد بر مردم حکومت می کند نتیجه آن دایره بسته حاکمان است یهنی فکر چند نفر که روزها و ماه ها و سالها هیچ تغییری نمی کند و به جای آن جامعه جهانی است که با هزاران فکر به سرعت به جلو می رود و جای آنان ایده های کهنه آن چند نفر ملتی را زمین گیر می کند .

ششم ، نظر اینجانب بر ضدیت مطلق با سلطنت و سطلنت طلبان نیست بلکه مخالفت با حکومت مطلقه فردی آنهم در دورانی است که دموکراسی و آزادی کمترین حق مشروع انسان ها است . شاید روزگای مثل دوران شاه عباس ها که خبری از جمهوری و دموکراسی (2) نبود فریاد دموکراسی و آزادی فقط وقت تلف کردن بود شاید آن زمان یک شانس تاریخی یا هرچیز دیگر می توانست شاهی لایق را برای کشور به ارمغان آورد که آنهم عمرش تا زمان مرگ خود او بود در حقیقت یک اشتباه از سیستم کل تاریخ جهان را بر هم زد . البته نباید فراموش کرد شبه مجالسی مثل سنای روم و مهستان ایران بودند که تا حدودی بر اعمال شاه نظارت داشتند اما بودند سزار هایی که با زور شمشیر سنا را اسیر خود کردند . باید بگویم شعار سلطنت طلبی در این دوران یک کلام نخ نما و بازگشت به صدها سال پیش است .

در آخر یادآوری یک نکته نیز خالی از لطف نیست ، برای عزیزانی که مدعی علم دوستی و دانش پروی پهلوی ها بودند و استدلال ایشان دانشگاه ها و مراکز علمی است که در زمان ایشان تاسیس شده بد نیست یادآوری کنم 18 مهرماه 1333 روزی است که پهلوی دانش دوست ما دو تن بزرگان علمی ایران ؛ دکتر شایگان و مهندس رضوی را به همراه دکتر فاطمی وزیر شجاع کابینه دکتر مصدق محاکمه کرد که دکتر شایگان و مهندس رضوی به حبس ابد و دکتر فاطمی به اعدام محکوم شد ! جرم اینان ملی کردن نفت بود !

امیدارم توانسته باشم برخی از نکات را روشن تر کنم بازهم در اینباره حرفهایی دارم .

●●●

(1) پول باد آورده نفت همان ثروتی است که در پی قطع نفت کشورهای عربی به غرب به ایران رسید و ایران تنها صادر کننده نفت شد ! شانس تاریخی برای محمدرضا شاه !
(2) زمانی که انقلاب فرانسه سرانجام آن به ناپلئون ختم شد نمی توان آن را یک کوشش دموکراتیک نامید حداقل تا زمان ناپلئون که اینگونه نبود و این زمان مصادف با قجر ها بود نه شاه عباس !


Advertisement in Siah Sepid

بازگشت به نخستين سطر
© Sabz W. D. P. G.
Site
 Meter © نقل و درج مطالب سياه سپيد، با ذکر منبع و ماخذ مجاز مى باشد.
گزينش و درج مطالب در اين هفته نامه، به مفهوم تاييد نظر نويسنده نيست.