|
هنوز شيرين است
اميد بامداد
Commonlove.persianblog.com
شيرين عبادی: «اسلام با حقوق بشر سازگار است.»
اين گفتهی برندهی جايزهی صلح نوبل ۲۰۰۳، خيلیها را ناراحت کرد؛ و خيلیها را هم شاد کرد. اما واقعا هدف او از تکرار چندينبارهی اين جمله چيست؟ پيش از پاسخ دادن به اين سؤال، بهتر به نظر میرسد که تکليفمان را با مسئلهای ديگر روشن کنيم: آيا به راستی وقتی ما در جمع پرتعدادی از افراد غريبه يا آشنا، حرفی را به زبان میآوريم، هدفمان تنها «مفهوم» جملهایست که بيان میکنيم؟ يا اين که فراتر از «مفهوم»، آن جمله میتواند دارای «منظور»ی مستقل نيز باشد؟
اندکی آشنايی با علم کلام، کفايت میکند تا در پاسخ به سؤال فوق، گزينهی دوم را انتخاب کنيم. حالا شايد اشتباه کسانی که تنها به «مفهوم» آن جمله از شيرين عبادی توجه کردهاند، آشکارتر باشد. برای پی بردن به «منظور» و هدف خانم عبادی از ابراز آن نظر، قابلاعتمادترين راه، مراجعه به ساير گفتارها و رفتارهای ايشان از لحظهی کسب جايزه است.
به اعتقاد نگارنده، مانورهای حسابشدهی دکتر عبادی در صحنهی سياست ايران، يکی از منسجمترين و هدفمندترين شخصيتهای سياستورز ايرانی را به نمايش گذاشته. به بيان ديگر، او سياستورزیست سياستدان، که برای باز کردن هر قفل، کليد مخصوص همان قفل را به کار میبرد.
او به احکام تبعيضآميز در مورد زنان اعتقادی ندارد، و به صورت کاملا هدفمند، به اجرای اجباری اين احکام توسط جمهوری اسلامی «دهنکجی» میکند. او وقتی میگويد «اسلام»، منظورش نه اسلام خامنهایست، و نه اسلام خاتمی. اسلام او، اسلام تکتک افرادیست که هر کدام به شيوهی خود، برداشتی از دين دارند؛ اسلام پسریست که در ماه رمضان دختربازی نمیکند؛ اسلام دختریست که بدون چادر سفيد نماز میخواند؛ اسلام زنیست که خيلی وقت است به خودش قول داده دروغ نگويد؛ اسلام مردیست که پول ديگران را بالا نمیکشد.
آيا اين «اسلام»ها، با حقوق بشر تناقضی دارند؟
|