|
خاتمي؛ عبادي و فاكتور حسادت
دكتر عليرضا احمدي يزدي
SiahSepid.com
درتحليلهائي كه درباره ي صحبتهاي اخير آقاي خاتمي در مورد جايزه ي صلح نوبل نوشته شده ؛ نقش يك عامل فراموش شده است و آن حسادت سياسي است!
آقاي خاتمي مانند رئيس جمهور پيش از ايشان توان تحمل كردن از دست رفتن مقبوليت در نزد مردم و توجه نگاهها به سوي فردي ديگر را ندارند.
ايشان روزهائي را به خاطر مي آورند كه دستجات ميليوني مردم به استقبالش مي آمدند و فرياد خاتمي خاتمي سر مي دادند...
اما آن روزها گر چه زياد دور نيست و از حافظه ها پاك نشده است ؛ اماامروز چه كسي است در اين دنيا كه نداند خاتمي از چشم مردم ايران افتاده است و حتي بدتر از آن اينكه با پشت كردن وي به مردم و زير پا گذاشتن وظائف قانوني خود و تبديل شدن به يكي از مهره هاي توجيه كننده ي استبداد ؛ به يكي از منفورترين چهره هاي اين ربع قرن تبديل شده است.
هيچ تجمع دانشجوئي و مردمي خود جوشي را نمي توانيد بيابيد كه در آن لعن و نفريني نثار خاتمي نگردد و يا بر كناري او از قدرت خواسته نشود.
در نتيجه از ديدگاه روانشناختي نيز صحبتهاي اخير آقاي خاتمي به عنوان يك فرد با شخصيتي ضعيف و شكننده و البته حساس درقبال تحمل موفقيت ديگران!؛ قابل توجيه است.
خصوصا در آنجا كه مي گويند جايزه ي نوبل صلح هيچ اهميتي ندارد!!
گوئي همگان فراموش كرده اند كه ايشان تا چندي پيش براي كسب مدارك بي ارزش دكتراي افتخاري در كشورهاي اروپائي چه هيجاني از خود به خرج ميدادند و حتي براي نيل به اين منظور از شستشوي قبر برگزيدگان جايزه ي نوبل(پيير و ماري كوري در پانتئون پاريس) با آب و گلاب قمصر نيز ابائي نداشتند !و فرياد گفتگوي تمدنها و آزادي خواهي در سوربون سر مي دادند و شايد آنروزها در آرزوهاي دور دست خود خواب دريافت اين جايزه ي ارزشمند را در سر مي پروراندند.
اما امروز كه ديگر اين اميدها و تخيلات همراه با محبوبيت و مقبوليت مردمي همچون دود به آسمان رفته است ؛ ايشان به گونه ي روان نژندان از مكانيسمهاي دفاعي سود مي جويند و به نفي و تقبيح آنچه روزي براي ايشان آرزو بوده است مي پردازند!
تنها توصيه اي كه در اين شرايط كه مردم و حتي دوستان و نزديكان و حزب خود ساخته ي ايشان نيز به وي پشت نموده اند؛ به شخص ايشان مي توان كرد اين است كه همچون همكار پيشين خود،دست به تاسيس مجمعي از ثنا گويان و متملقين بزنند تا از ايشان به طور شبانه روزي تجليل به عمل آيد و از شخصيت و مقام علمي و فرهنگي استثنائي ايشان تعريفها شود! تا مگر گوش شخص رياست جمهوري مجال شنيدن صداي اعتراض و نفرين مردم را كه به زودي تا كنار در دفتر كار ايشان نيز خواهد رسيد ؛نداشته باشد.
و اين پايان كار تمام قدرتمداران رويگردانده از مردم است.
|