Home
خانه     خاکسترى     فلش نامه     بايگانى     شناسنامه     ارتباط با ما
: جستجو شماره ۱۹ ◊ 1 اسفند ۱۳۸۲
پيام هاى شما : 690 پيام   ◊   ارسال متن براي ديگران   ◊   نسخه قابل چاپ  

راه طی شده، مقصد نامعلوم

كورش باقي
SiahSepid.com

طی کردن مسير خاکی آن جاده خارج از شهر برای سرنشينان آن پيکان قراضه راحت نبود، اما فقط يکی از آنها به ميل خودش سوار بر ماشين نشده بود: مهدی بازرگان.

بعد از چند ساعت رانندگی بالاخره، دستگير کنندگان نخست وزير سابق به او اجازه دادند در يک قبرستان دورافتاده از ماشين پياده شود. طبق معمول، حرف های تحقير کننده و فرياد های بلند بر سر اسير دربند يکی از کارهای عادی "عمليات" بود تا اينکه فکری به ذهن يکی از آنها رسيد: سووالی که ميتوانست تکليف اسير را روشن کند. مرد عصبی با حالتی پيروزمندانه از بازرگان پرسيد که آيا او امام (آيت الله خمينی) را قبول دارد؟ پيرمرد که شماره سالهای سپری شده عمرش در سياست، از سن سووال کننده بيشتر بود پاسخ داد: "امام من را قبول دارند"

نهضت آزادی ايران، تنها حزب سياسی اپوزيسيون جمهوری اسلامی است که اعضايش از کرسی های مجلس و باقی ارکان حکومت بی بهره اند و هنوز در داخل ايران مشغول به فعاليت است. اين فعاليت در سالهای بعد از دهه 60 و به ويژه پس از انتشار نامه منصوب به آيت الله خمينی توسط حجت الاسلام محتشمی ها – وزير کشور دولت آقای هاشمی رفسنجانی – در مجله سپاه پاسداران هر روز کمتر و محدودتر شد. تعطيل دفاتر و دستگيری هواداران اين حزب در سالهای پيش از پيروزی محمد خاتمی به رياست جمهوری در سال 76 اين حزب را فلج کرده بود اما از احساس اکثريت مردم نسبت به اين حزب و به ويژه سردبير فقيدش نکاسته بود.

مخالفت دولت مهدی بازرگان با اشغال سفارت امريکا که منجر به استعفای اين دولت شد، مخالفت با ادامه جنگ پس از آزادی خرمشهر و انتشار اولين نامه سرگشاده با لحن تند انتقادی به آيت الله خمينی با عنوان "هشدار"، مخالفت صريح اين حزب با تئوری ولايت مطلقه فقيه و بسياری سياست های ديگر که با گذشت زمان درستی آنها ثابت شده بود، مهدی بازرگان و به طبع آن نهضت آزادی را به يکی از محبوب ترين احزاب اپوزيسيون جمهوری اسلامی نزد مردم تبديل کرد.

سالهای جنگ و پس از آن "دوران سازندگی"، سالهايی خوش آيند برای اين حزب نبود. نهضت آزادی در شمار اولين گروه هايی بود که با پديده گروه های فشار از سوی حکومت مواجه شد. ضرب و شتم هواداران و برهم زدن جلسات سخنرانی های اين حزب توسط گروه های "حزب الله" در زمانی اتفاق می افتاد اصلاح طلبان فعلی قربانی گروه های فشار، در دولت های آقايان ميرحسين موسوی و هاشمی رفسنجانی مشغول به کار بودند يا اکثريت مجلس را در دست داشتند.

درگذشت آيت الله خمينی، رهبر معنوی اين گروه از حکومتگران اما چرخشی بود در روزگار که آنها را از ميانه دولت آقای هاشمی به بعد به تدريج در کنار نهضت آزادی قرارداد . عباس عبدی دانشجوی پيرو خط امام از بالای ديوار سفارت امريکا پايين آمده بود و اکنون به درستی حرف های مهدی بازرگان در دولت موقت پی ميبرد. حجت الاسلام محتشمی که پيش از انتشار آن نامه، در زمان تصدی پست وزارت کشور در مصاحبه ای تلويزيونی با خونسردی از خودکشی قاتل دکتر کاظم سامی – وزير بهداشت دولت مهدی بازرگان – در حمامی در اهواز خبرداده بود، هم اکنون در کنار هم حزبی های خود – مهدی کروبی و محمد خاتمی – هم رديف نهضت آزادی، دستان خود را از قدرت کوتاه ميديد.

درگذشت دبيرکل نهضت آزادی آغاز دوره ای جديد برای نهضت آزادی بود. مهدی بازرگان به واسطه حضورش در حساس ترين مواقع تاريخ چند دهه اخير وزنه ای بود که کشتی مغضوب قدرت حزب را از واژگون شدن در دريای طوفان زده سياست پس از درگذشت آيت الله خمينی حفظ ميکرد. رياست هييت خلع يد تعيين شده از طرف دولت دکتر محمد مصدق در پالايشگاه آبادن، به همراه داشتن چهره های همچون شريعتی، طالقانی و چمران در نهضت آزادی و حضور در اولين دولت پس از انقلاب موقعتی استثنايی به مهدی بازرگان ميداد. موقعيتی که دبيرکل بعدی نهضت آزادی از آن بی بهره بود.

برای بسياری از مردم اولين مواجه با ابراهيم يزدی، فارغ التحصيل دکترای ژنتيک از امريکا، اولين مصاحبه وی بود بعد از ورود آيت الله خمينی به ايران هنگامی که با لهجه ای انگليسی اعلام کرد "جاء الحق و زهق الباطل". او که در دولت موقت پست وزارت خارجه را به عهده داشت، پس از درگذشت مهندس بازرگان به سمت دبيرکلی نهضت آزادی برگزيده شد. مهدی بازرگان و يد الله سحابی تنها کسانی بودند که در صدر نهضت آزادی مورد احترام نسبی آيت الله خمينی و پس از آن آيت الله خامنه ای قرار داشتند و تاريخچه همکاری آنها با رهبر فعلی انقلاب، آيت الله بهشتی و حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی در شورای انقلاب محافظتی نسبی را برای نهضت آزادی به همراه می آورد. از اين رو درگذشت دکتر يد الله سحابی، نهضت آزادی را در موقعتی خطرناک قرارداد.

کمتر از يک سال بعد از درگذشت دکتر سحابی، سفر اجباری ابراهيم يزدی برای معالجه سرطان به امريکا، موقعيتی استثنايی را برای محافظه کاران پديد آورد و آنان نيز با دستگيری تعداد زيادی از اعضای رده بالای حزب از آن استفاده کردند. تاخير در بازگشت ابراهيم يزدی که حکم جلبش صادر شده بود به همراه شايعات مبتنی بر واسطه گری وی بين حکومت ايران و دولت امريکا، عدم دستگيری وی در هنگام بازگشتش به تهران را شک بر انگيز کرد. بسياری بر اين باور بودند که وی با قبول پست واسطه گری، قول آزادی خود و همفکرانش به همراه اجازه محدود برای فعاليت در آينده را از جمهوری اسلامی دريافت کرده است. گمانی که پس انتشار خبر ورود بی حادثه وی به تهران و معلق ماندن احکام دادگاه همفکران وی، بيشتر به واقعيت ميمانست.

روزنامه ها و سايت های اينترنتی اصلاح طلب داخل حکومت، اين روزها مصاحبه ها و مقالات فراوانی از ابراهيم يزدی منتشر ميکنند. کنفرانس های خبری مشترک وی در کنار چهره های شناخته شده اصلاح طلب درون حکومت هر روز بيشتر ديده ميشود. اين در حالی است که تمامی شواهد مبنی بر عدم شرکت مردم در انتخابات دوره هفتم در صورت پيش رفتن اوضاع به صورت فعلی و شکست سنگين اصلاح طلبان است. سياست های رهبری نهضت آزادی در تنظيم موقعيت خود نسبت به اصلاح طلبان درون حکومت شايد از سر ناچاری و به منظور بقای حزب در شرايط فعلی باشد، اما اين بقا به بهای از دست دادن طرفداری مردم خواهد بود. آنچه در اين ميان جای نگرانيست، آينده نهضت آزادی ايران به عنوان قديمی ترين حزب اپوزيسيون درون کشوراست. آينده ای که با سياست های سووال بر انگيز رهبری اين حزب، به آينده نه چندان روشن اصلاح طلبان درون حکومت گره خورده است.

شايد بهتر باشد رهبران نهضت آزادی يکبار ديگر همانند رهبران پيشين اين حزب با پافشاری بر اصولی که از زمان تاسيس اين حزب در اساسنامه اش نوشته شده است، در نقش يک اپوزيسيون واقعی سرنوشتی مستقل از جريانات وابسته به حکومت برای خويش برگزينند.


Advertisement in Siah Sepid

بازگشت به نخستين سطر
© Sabz W. D. P. G.
Site
 Meter © نقل و درج مطالب سياه سپيد، با ذکر منبع و ماخذ مجاز مى باشد.
گزينش و درج مطالب در اين هفته نامه، به مفهوم تاييد نظر نويسنده نيست.