Home
خانه     خاکسترى     فلش نامه     بايگانى     شناسنامه     ارتباط با ما
: جستجو شماره ۱۹ ◊ 1 اسفند ۱۳۸۲
پيام هاى شما : 596 پيام   ◊   ارسال متن براي ديگران   ◊   نسخه قابل چاپ  

جمهوري‌خواهي از راه دور

آرشين ايراني
Gharibeyeirani.persianblog.com

::اتحاد جمهوری‌خواهان ايران::

«وحدت» يا «اتحاد» در واژگان سياسي كشور ما هنوز به عنوان يك ارزش تلقي مي‌گردد. فراگير بودن يك حزب يا گروه سياسي از آرزوهاي مؤسسان هر تشكلي است. بي‌شك افزايش نيروها مي‌تواند حزب را قدرتمندتر سازد و به همان ميزان يكپارچكي حزب و در نتيجه قدرت تصميم گيري‌ را كاهش مي‌دهد. عدم پذيرش تنوع گرايش‌هاي سياسي و سرپوش گذاشتن بر اختلاف‌ها براي پيش‌برد اهدافي خاص سبب ساز اين گونه رفتارهاست. تحولات سياسي خواه يك انتخابات كوچك و محلي باشد خواه اصلاحاتي فراگير يا حتا سرنگوني يك نظام سياسي، همواره حياتي و سرنوشت‌ساز تلقي مي‌شود و همين خود انگيزه‌ي است كافي براي اتحاد. زماني كه اين توصيه به اتحاد از سوي قدرت حاكم باشد، از آنجا كه از جايگاه قدرت سخن مي‌گويد و مي‌تواند به نهايت اين آرزو جامه‌ي عمل بپوشاند، پيامدهاي آن قابل مشاهده و عبرت‌آموزاست، اما اگر از سوي اپوزيسيون باشد از آنجا كه مجالي براي بروز نمي‌يابد، همچنان به عنوان يك آرزوي دست‌نيافتني مقدس شمرده مي‌شود.

محمدرضا پهلوي تحقق دموكراسي در ايران را مشروط به افزايش سواد و آگاهي‌هاي سياسي مردم مي‌دانست، از اين رو فرمان تأسيس حزب رستاخيز را داد تا از اين طريق به آموزش سياسي بپردازد، از آنجا كه وحدت براي نيل به اين هدف ضرورتي خدشه‌ناپذير بود، ديگران نه تنها از فعاليت سياسي محروم شدند كه به اخراج از مملكت هم تهديد شدند، كه در نهايت سرنوشت آن چيزي شد كه همه ديديم.

روحانيان حاكم بر جمهوري اسلامي براي پيشبرد اهداف انقلاب اسلامي، جمع شدن در زير سايه‌ي يك حزب فراگير را تنها چاره‌ي كار دانستند. حزب جمهوري اسلامي تشكيل شد. اما با سابقه‌‌ي تاريكي كه از حزب رستاخيز و نظام‌هاي تك‌حزبي ساير كشورها در ذهن‌ها مانده بود به سرعت منحل شد، اما طراحان و مؤسسان حزب همان اهداف را بدون پوشش حزبي فراگير پي گرفتند، چند سالي از انقلاب نگذشت كه ديگر گروه‌هاي سياسي از صحنه‌ي سياست ايران حذف شدند. وحدت كلمه به تدريج جايگزين تحزب و رقابت‌هاي سياسي شد، كه البته معناي واقعي آن چيزي جز تبري جستن از احزابي كه به تازگي غيرانقلابي ناميده مي شدند از يك سو و اطاعت بي‌چون و چرا از روحانيان حاكم از سوي ديگر نبود.

براي غلبه بر يك دست شدن كامل قدرت و خروج از انزواي سياسي بخش چپ‌گراي حاكميت در ايران، چپ‌هاي اسلام‌گرا، روشنفكران ديني و تشكل‌هاي دانشجويي هم‌داستان شدند و به پيروزي خيره‌كننده‌اي دست يافتند. پس از آن فاتحان سياسيِ انتخابات سعي در حفط اين انسجام داشتند و با تشكيل جبهه‌اي فراگير پشتيباني از رئيس‌جمهور را سرلوحه‌ي برنامه‌هاي خود قراردادند. اين‌بار هم، گستردگي و فراگير بودن از آرزوهاي مؤسسان بود، جبهه مشاركت با حضور اكثريت كساني كه در حوزه‌ي انتخاباتي رئيس‌جمهور فعال بودند تشكيل شد. البته اين طيف، بيش از اندازه گسترده بود. از يكسو چهره‌هاي سنتي‌تري چون عباس دوزدوزاني و از سويي ديگر چهره‌هايي دمكرات‌تر نظير عباس عبدي و سعيد حجاريان حضور داشتند. اين حزب جز در تعيين كانديداهاي منتخب براي انتخابات كه ظاهراً از طريق رأي‌گيري انجام مي‌شود در هيچ‌ برنامه و رفتار سياسي نتوانست منسجم عمل كند. گاهي اوقات نيز در عكس‌المعل با موضوعي خاص طيف‌هاي مختلف حزب مواضع متضاد و متناقضي بروز مي‌دهند. تا زماني كه مردم اعتماد خود را به اين حزب حفظ كرده بودند، حزب در كسب قدرت موفق بود، اما پس از بي‌اعتمادي مردم ديگر هيچ‌گونه ابتكار عملي براي خروج از اين وضعيت و كسب اعتمادي دوباره نتوانست از خود نشان دهد. گاهي بخشي از حزب پيشنهاد خروج از حاكميت را مي‌دهد، طيف ديگري به شدت به آن مخالفت مي‌كند، عده‌اي خواستار همكاري با دمكرات‌هاي خارج از حاكميت مي‌شوند، اما بخش ديگري اين رفتار را خيانت به انقلاب مي‌داند. بدين ترتيب در واقع اين حزب به دليل تنوع بيش از حد گرايش‌هاي سياسي در درون خود، قدرت تصميم‌گيري ندارد و در مواقع بحراني دو سر طيف در حد ارائه نظرات و تحليل‌هاي‌شان مي‌توانند اعلام موضع كنند. بخش از اين تحليل‌ها به مذاق اصلاح‌طلبان خوش‌ مي‌آيد و برخي هم در تيتر اول روزنامه‌هاي مخالف اصلاحات جا خوش مي‌كند. در عين حال كه هيچ اتفاق خاصي هم رخ نمي‌دهد.

البته اتحاد تنها آرزوي فعالان سياسي داخل كشور نيست، گروه‌هاي سياسي خارج از كشور نيز در تكاپوي تشكيل چنين اتحادهايي هستند. رضا پهلوي فرزند شاه مخلوع بدش نمي‌آيد تمام گروه‌هاي سياسي مخالف جمهوري اسلامي زير سايه‌ي او متحد شوند. هويت اين ائتلاف هم خود اين اتحاد است، گويي اتحاد خود قدرتي جادويي دارد و نياز به تبيين نقاط مشترك نيست. شعار هم «امروز فقط اتحاد» است، اما فردا چه روي خواهد داد، گويا اهميتي ندارد. البته از حق نبايد گذشت كه ايشان هم و غم فراواني براي تغيير نقش پرچم و سرود ملي به خرج مي‌دهند، و به راستي مگر با تغيير اين نمادها باز هم مشكلي وجود خواهد داشت؟

اما با افول اصلاح‌طلبان حكومتي و كاهش محبوبيت آنان ائتلاف‌هاي تازه و جدي‌تري نير در ميان گروه‌هاي اپوزيسيون شكل گرفته است. كه البته با نوعي هم‌نوايي در داخل نيز هم‌زمان بوده است. منشور 81 كه با همت حسين باقرزاده تدوين شد با ابراز تمايل اكبر گنجي براي تشكيل جبهه‌ي فراگير دموكراسي خواهي در مانيفست جمهوري‌خواهي همراه شد و از سوي ديگر عليرضا علوي‌تبار نيز چنين برنامه‌هايي را پيشنهاد داد. منشور كه در اواخر سال 81 تدوين شد، با انتقادات زيادي از جانب نيروهاي اپوزيسيون همراه شد، پس از آن به فاصله‌ي چند ماه در اردي‌بهشت 82 بيانيه‌ي ديگري با شباهت زيادي به منشور پيشين با امضاي صدها تن از فعالان سياسي عمدتاً خارج از كشور منتشر شد. در ميان امضاكنندگان اين نامه موسوم به «براي اتحاد جمهوري‌خواهان» برخي چهره‌هاي مشهور سياسي و فرهنگي خارج از كشور ديده مي‌شود.* براي قضاوت و شناخت اين اتحاد با توجه به اين كه هنوز شكلي منسجم و حزبي به خود نگرفته است، زمان زيادي مانده است.

هنوز مشخص نيست مؤسسان اين حزب چه برنامه‌اي براي همكاري با نيروهاي داخل از كشور دارند، گاهي در ميان اظهارنظرها ابراز تمايل ديده مي‌شود اما گنجاندن بعضي عبارت در بيانيه امكان همكاري و هم‌سوئي را دست كم به صورت علني براي آنان سلب كرده است. به نظر نمي‌رسد كسي در ايران علاقمند باشد بگويد «امروز ولايت فقيه و نهادهاي وابسته به آن بزرگترين مانع در راه استقرار مردمسالاري و ثبات و پيشرفت كشورند.» زيرا نه از ابراز آن فايده‌اي حاصل مي‌شود و نه در حقيقت چنين است، شايد عمده‌ترين مخالف اصلاحات ولايت فقيه و نهادهاي وابسته به آن باشد، اما موانع بزرگتري هم وجود دارد، كه پرداختن به آن در حوصله‌ي‌ اين نوشته نيست، اما بررسي عملكرد منتخبان اولين شوراي شهر تهران مي‌تواند تا حدي اين گمانه را كه بزرگترين مانع، ولايت فقيه و زيردستان او هستند، زير سوال ببرد.

بيانيه در 10 بند مواضع خود را تشريح كرده است. مسائل اقتصادي گويا نتوانسته است توافقي را ميان اعضا ايجاد كند، از اين رو اشاره‌اي روشن به ديدگاه اقتصادي اين اتحاد نشده است، اما اين بيانيه لزوم توجه به محيط زيست را در بيانيه گنجانده است. از ديدگاه آنان «جمهوري پارلماني براساس تفكيك قواي سه‌گانه و تضمين حقوق و آزاديهاي فردي و اجتماعي مندرج دراعلاميه جهاني حقوق بشر و ميثاق‌هاي ضميمه آن» مناسب‌ترين شكل تحقق دموكراسي است. «نظام جمهوري بر اساس جدايي از دين و مسلك از حكومت است» به حقوق زنان با پيوستن به كنوانسيون منع هر گونه تبعيض از زنان نيز اشاره شده است. درباره‌ي شيوه‌ي مبارزه نيز در دو بند تصريح كرده است كه «ما طرفدار مبارزه‌ي سياسي مسالمت‌آميزيم» و «خواهان زدودن خشونت از روابط سياسي و اجتماعي » هستيم. در سياست خارجي هم خواستار «حفظ منافع ملي و صلح جهاني و گسترش روابط با كليه كشورهاست.»

نكته جالب توجه در بندهاي ده‌گانه اين بيانيه توجه به «اداره‌ي امور محلي توسط مردم همان منطقه» است. در واقع اعطاي خودمختاري به مناطقي كه قوميت‌هاي خاصي زندگي مي‌كنند، مد نظر است. اين مسئله البته موضوعي درخور تأمل و بررسي است، و حتا در صورت پذيرش چنين راهكاري بايد اذعان كنيم كه با وجود مشكلات ريشه‌اي و مبنايي در ساختار سياسي ايران، چنين موضع‌گيري‌هايي عجولانه است. قطعأ گنجانيدن اين بند براي جلب حمايت سياسيوني است كه گرايش‌هاي قومي خاص دارند. همان‌طور كه نگنجاندن ديدگاه خاص اقتصادي نيز براي جلب همه‌ي گرايش‌هاي اقتصادي بوده است.

اين اتحاد تاكنون چندين بار اعلام موضع كرده است كه عموماً واقع‌بينانه و منطبق بر مفاد بيانيه بوده است. وجود نيروهاي مختلف سياسي در ميان امضاكنندگان و تمركز اكثريت آنان در خارج از كشور از مواردي است كه آينده‌ي اين اتحاد و مثمر ثمر بودن آن را تهديد مي‌كند. در ميان اتحادهاي مشابهي كه بارها در خارج از كشور تشكيل شده‌اند و نه عمري طولاني داشته‌اند و نه تأثيري بر تحولات سياسي ايران برجاي گذاشته‌اند، از جهاتي اين اتحاد متفاوت است. از يك سو با صراحت از ارزش‌هاي مدرني چون حقوق برابر شهروندي و دموكراسي دفاع مي‌كند و از سوي ديگر نگاهي واقع‌بينانه به تحولات سياسي جاري در كشور دارد.

همايش سراسري اتحاد جمهوري‌خواهان در كمتر از دو ماه ديگر بي‌شك هويت اين حزب و برنامه‌ها و راه‌كارها و چهره‌ها‌ي شاخص و پرنفوذ آن را معرفي خواهد كرد. دست كم تا آن زمان مي‌توان به اين اتحاد خوش‌بين بود.

●●●

*- از ميان چهره‌هاي شناخته‌شده‌ي اين اتحاد مي‌توان به بابك اميرخسروي، بيژن حكمت، مهرداد مشايخي، نيره توحيدي، مهدي خانبابا تهراني، مجيد محمدي، جهانشاه جاويد، احمد كريمي حكاك، مرتضي نگاهي، اميرفرشاد ابراهيمي، جمشيد اسدي، فرخ نگهدار، حسن شريعتمداري، سعيد شاهسوندي، سعيد شرويني، ماني فرهومند، سهيلا بنا، عباس معروفي، رضا فاني يزدي، هما سرشار، جمشيد برزگر، علي سالاري. حسين علوي، جواد طالعي، كاظم علمداري، اميرحسين خنجي، مهدي فتاپور و ناصر زراعتي اشاره كرد.


Advertisement in Siah Sepid

بازگشت به نخستين سطر
© Sabz W. D. P. G.
Site
 Meter © نقل و درج مطالب سياه سپيد، با ذکر منبع و ماخذ مجاز مى باشد.
گزينش و درج مطالب در اين هفته نامه، به مفهوم تاييد نظر نويسنده نيست.