|
ما انسان ایم
اميد بامداد
Commonlove.persianblog.com
نسل امروز ایران، پروردهی سالها تحمیل ارزشیست. تحمیل «ارزشهای ناهنجار» و اجبار به رعایت «هنجارهای بیارزش» بخشی از زندگی روزمرهی این نسل است. اما راه چاره کدام است؟
برای یافتن راه حل، شاید بهتر باشد ابتدا ریشهی اصلی مشکل را بیابیم. در این صورت، ترتیب دادن یک برونرفت از وضع رفتاری موجود، کار پیچیدهای نخواهدبود. شاید بعضی، بدون معطلی، انگشت اتهام را به سوی رژیم سیاسی فعلی نشانه روند. اما بسیار گفتهاند و بسیار شنیدهایم که نسبت دادن تمام مشکلات به دیگران، و مبرا کردن خود از تقصیر، هیچگاه دردی را از کسی دوا نکرده. آنچه که میتواند راهگشا باشد، جستوجوی ضعفها و خطاها در خودمان است.
مایی که امروز در کشوری به نام ایران زندگی میکنیم، عادتهایی داریم که به سختی قادر به ترکشان هستیم. و این عادات، به نوبهی خود، حاصل تربیتی هستند که از همان اوائل کودکی بر ما اعمال شده. ما یاد گرفتهایم که وقتی مردم چیزی میگویند، حتما یک چیزی هست که میگویند. یاد گرفتهایم که روی حرف بزرگتر حرف نزنیم؛ باید نظر مثبت اطرافیانمان را به خود جلب کنیم؛ نباید طوری رفتار کنیم که بقیه خوششان نمیآید؛ باید مسائلی را که از نظر اطرافیانمان اصول اخلاقی و آداب معاشرت محسوب میشوند رعایت کنیم؛ و در یک کلام، بچهی «خوب»ی باشیم.
اما «فرد» در این موقعیت چه جایگاهی دارد؟ چیزی بیش از جنازهای بیجان که هر از چندی زیر پای «جمع» له میشود؟ و «جمع» چهطور؟ آیا چیزی بیش از یک ماشین که فقط به او برنامه دادهاند تا یک دور باطل را طی کند؟
راه چاره، نزد خود ماست. فقط کافیست اندکی، و فقط اندکی، «شجاعت» داشتهباشیم. منظور از «شجاعت»، نه «شیردلی»، بلکه «ارزش قائل شدن برای خود» است. اگر خودمان را ارزشمند به شمار آوریم، هرگز حاضر نخواهیمشد دیگران ارزشهایشان را به ما تحمیل کنند؛ که برعکس، این ما خواهیم بود که با افتخار و بدون شرمندگی، تفاوت ارزشهای رفتاریمان را به اطرافیان میقبولانیم، چون دلیلی برای کوتاه آمدن وجود ندارد. نه تنها چارچوب رفتاری آنها را نمیپذیریم، که به مرور زمان به آنها میفهمانیم «هرکسی برای خود یک سیستم ارزشی دارد، و راه عاقلانه آن است که هرکس ضمن حفظ تفاوت خود با دیگران، به سیستم ارزشی آنها احترام بگذارد.»
|