|
کوتاه از فوتبال ایران
احسان آزاد
SiahSepid.com
نخست . اولین موردی که در این هفته جلب نظر کرد درخشش ستاره های ایرانی در بوندسلیگا بود گلزنی های وحید هاشمیان بوخوم که او را به رده دوم گلزنان بوندسلیگا رساند و بازیهای درخشان مهدی مهدوی کیا در هامبورگ بازتاب وسیعی داشت . اما چند نکته کماکان باقی است که مهمترین آن موضوع وحید هاشمیان و بازی نکردن برای تیم ملی است دلایل هاشمیان شاید از منظر حرفه ای ( حفظ موقعیت فعلی ) قابل توجیه باشد ولی باید پرسید چرا ؟ آیا هاشمیان با دعوت به تیم ملی سطح بازی خود را پائین می آورد نکته اینجاست که هاشمیان در بوخوم جایگاه ثابتی دارد بنابراین توجیه اینکه با رفتنش به ایران نیمکت نشین خواهد شد تنها یک بهانه بی مورد است چرا که در همین مورد می توان مهدوی کیا مثال زد که با توجه به جایگاه ثابتش هیچگاه در هامبورگ نیمکت نشین نشد . پس دلیل چیست ؟ شاید گفته شود مهدوی کیا در تیم ملی فیکس است از بازیکنان ثابت بنابراین هامبورگ حتی می تواند به خود ببالد که در تیم خود بازیکن ثابت تیم ملی است اما در باره وحید چه ؟ آیا وحید هاشمیان با آمدن به ایران در تیم ملی جایگاه ثابتی خواهد داشت ؟ شکی نیست مادامی که علی دایی در تیم ملی بازی می کند کمتری مهاجمی می تواند رسما برای بازی در پیشانی خط حمله ایران عرض اندام کند اگر هم کسی بخواهد در کنار او بازی کند اول زا همه باید یک بازیکن نابغه باشد دوم اینکه هیچ یک از خصوصیات او را نداشته باشد ! مشکل وحید نیز در هیمنجاست ! شباهت عجیب بازی او و علی دایی ولی با تکنیک بسیار بالاتر از او می توان گفت علی دایی عملا چیزی به نام تکنیک بالا ندارد شاید هم استیل او چنین اجازه ای به وی نمی دهد اما هاشمیان از این نظر کاملا سر تر از دایی است . در هر حال باید گفت با توجه به اینکه هاشمیان می داند به احتمال فراوان با آمدن به ایران باید ذخیره یک بازیکن 34 ساله باشد ! حتی اگر او دایی باشد تمام انگیزه خود را برای بازی در تیم ملی از دست می دهد . پس چه بهتر که بوخوم را برای نیمکت نشینی ترک نکند . شاید به همین خاطر است که فوتبال ایران مدتی است شدیدا در فقر گلزنی است اگر در این فصل هم علی دایی در لیگ برتر نبود آمار گلزنان لیگ خیلی بهتر از سال قبل نبود . دلیل آنهم کاملا واضح است ، هر بازیکنی برای حضور در تیم ملی است که می جنگد حال اگر بداند آخرین جای او نیمکت نشینی است چه انگیزه ای دارد .
دوم . موضوعی که پس از بازی پرسپولیس و برق شیراز به وجود آمد یعنی اظهارات عجیب محمد احمدزاده تلنگری بود بر بیخیالی مسئولانی که چشم خود را به روی بسیاری از حقایق بسته اند . احمدزاده گفته بود که پرسپولیس غیرطبیعی بود و بارها هم تاکید کرد این غیر طبیعی بودن در قدرت بدنی بالای آنها ، دوندگی بیش از حد و حملات پیاپی این تیم که نود دقیقه ادامه داشت ، منظور او بوده .
البته او هیچگاه از واژه دوپینگ استفاده نکرد ولی خیلی ها معتقدند که قطعا منظور او دوپینگ بود و این غیر طبیعی بودن بیش از همه برای فرار از عواقب احتمالی بوده است . و البته این سوال را به وجود می آورد بازیکنانی چون کاویانپور و یا داود فنایی سال قبل این عضلات قوی را که کم کم از حالت یک فوتبالیست عادی خارج می شود را از کجا آورده اند ! یا بهتر بگویم چطور آن را حفظ می کنند . نمی خواهم بگویم فلان بازیکن صد درصد دوپینگ کرده ولی شخصا مطمئنم چنین معضلی در فوتبال ایران وجود دارد .
سوم . موضوع بعدی نامزد شدن ایران در پنج مورد از برترین های آسیا است . مهدوی کیا کاندیدای برترین بازکین آسیا و توپ طلای آسیا تیم فوتسال ایران برای برترین تیم ملی آسیا سپاهان و فرهاد کاظمی برترین باشگاه و بهترین مربی و سرانجام مسعود مرادی برترین داور آسیا به هر حال می توان یقین داشت که ایران هر پنج جایزه را نخواهد برد و آنهم به خاطر زد و بندهای رایج در AFC است .
چهارم . پرتاب یک نارنجک دست ساز در استادیوم آزادی حین بازی ایران و کره شمالی اتفاقی بود که برای پیش آمد خیلی ها لحظه شماری می کردند البته نه از سر خوشحالی و انگیزه های شخصی بلکه یک دلسوزی و پیش بینی از حوادثی که مدتها بود انتظار آن می رفت .
شاید عده ای معتقد باشند نمونه این حوادث در بعضی کشورهای اروپایی و بسیاری از کشورهای آمریکای جنوبی در مقابل مشابه آن در ایران هیچ باشد که همینطور هم هست هنوز فراموش نکردیم در جریان بازی اینتر و آث میلان در کالچیو هواداران اینتر با پرتاب یک موتور سیکلت خشم خود را از شکست سنگین برابر میلان ابراز کردند ! یا درگیری های هر روزه در آرژانتین یا همین مسابقه معروف ترکیه و انگلیس ولی باید توجه کرد که حوادثی که در ایران رخ می دهد نه به خاطر بازتاب آن که به خاطر نوع آن تاسف بار است فحش های بسیار رکیک که به بازیکنان و مربیان و حتی مدیران و گاه مسئولان ورزش ! در ورزشگاه ها شنیده می شود در هیچ کجا سابقه ندارد تنها نمونه آن برخورد برخی نژاد پرستان با بازیکنان رنگین پوست آنهم در برخی تیم ها است .
در هر حال این حادثه نیز بار دیگر مانند آن تمام شد نیروهای انتظامی آن را به گردن حراست و حراست به گردن نیروهای انتظامی انداخت معاون ورزشی سازمان ورزش نیز آن را به ضد انقلاب نسبت داد !! عده ای نیز هدف این نارنجک را علی دانستند و ...
می بینید که هیچ کس نمی گوید چه شده است فقط از زیر بار قضیه فرار می کنند .
|