|
كشور دانشجويان
كورش باقي
SiahSepid.com
"دانشجويان عزيز مراقب باشند نفوذی های جريان های فرصت طلب، معاند و مخالف نظام در آنها رخنه نکرده و مسير حرکت سالم آنها را منحرف نسازند"
اين جمله و جملاتی با مفاهيمی مشابه، ورد زبان مقامات محافظه کار و اصلاح طلب درون حکومت در اوج دوران ناآرامی های چند سال اخير بوده است. رهبر انقلاب، رييس جمهور، رييس مجلس، چهره های شناخته شده اصلاح طلب و محافظه کار، همه و همه در حال هشدار دادن به "دانشجويان عزيز" بودند تا آنها "هشياری" خود را حفظ کرده و از ورود "جريانات نفوذی" به "حرکت قانونی و سالم" خود جلوگيری کنند.
هم اکنون بيش از يک ميليون و پانصد هزار نفر در دانشگاه های دولتی (سراسری) و آزاد در ايران به عنوان دانشجو مشغول به تحصيل هستند. با در نظر گرفتن جمعيت 7 ميليون نفری در سنين معمول دانشجويی (18 تا 25 سال) در حدود 18 درصد از جوانان در اين بازه سنی، مشغول به تحصيل در دانشگاه هستند. اين تعداد 3 صدم درصد بيش از 67 درصد جمعيت زير 30 سال و 25 صدم درصد کل جمعيت کشور را شامل ميشوند.
از طرف ديگر، هر سال در حدود يک ميليون و پانصد هزار نفر از فارغ التحصيلان دبيرستان ها در آزمون های ورودی دانشگاه ها شرکت ميکنند. مطابق آمار فوق، يک ميليون و سيصد هزار نفر در سن 18 سالگی (سن پايان تحصيلات دبيرستان و ورود به دانشگاه) قرار دارند. مقايسه ارقام فوق نشان ميدهد تقريبا تمام جوانانی که فرصت شرکت در آزمون سراسری دانشگاه ها را دارند، به اين کار اقدام ميکنند. توجه به اين نکته در مقايسه با آمار فارغ التحصيلان دبيرستان، ظرفيت دانشگاه ها و متقاضيان ورود به دانشگاه در کشور جوان ديگری مانند پاکستان نشان دهنده بافت فرهنگی – اجتماعی تعداد بسيار زيادی از جوانان ميشود که تنها به دليل موقعيت اجتماعی و شغلی فارغ التحصيلان دانشگاه ها مايل به داشتن مدارک عالی نيستند بلکه مشترکات بسياری در پيش زمينه های فرهنگی - اجتماعی با دانشجويان آنسوی سد کنکور دارند. تعداد زيادی از اين جمعيت تنها به دليل عدم ظرفيت اين موسسات قادر به ورود به دانشگاه نيستند.
جو سياسی کشور باعث شده تا حتی مطالبات غير سياسی دانشجويان منجر به ناآرامی های سياسی شود. اعتراضات دانشجويی به کيفيت غذای سلف سرويس های دانشگاه هم گاه به ابراز نارضايتی های سياسی-اجتماعی منجر ميشود. نارضايتی هايی که محدود به دانشجويان آن دانشگاه يا منحصرا دانشجويان کشور بطور کلی نيست. بلکه به دليل شباهت های ذکر شده در پس زمينه های فرهنگی – اجتماعی جمعيت کثيری از جوانان جامعه، قابليت تبديل شدن به مطالباتی از سوی کل جامعه جوانان را داراست. از سوی ديگراستفاده از سايت های خبر رسانی اينترنتی و نشريات الکترونيک با سرعتی بسيار بيشتر از جوامع برخوردار از زير ساخت های تکنولوژی، در ايران محصول دو عامل عمده است: جوان بودن جامعه و سرعت يادگيری و راحتی با فن آوری های روز و محدوديت های رسانه ها و ابزار اطلاع رسانی سنتی. ترکيب عوامل شروع کننده نا آرامی های دانشجويی و استفاده از تکولوژی های روز منجر به گسترش دامنه توجه به اعتراضات دانشجويی از محدوده يک دانشگاه به کل جمعيت جوان جامعه ميشود. عدم موفقيت رسانه های دولتی و محافظه کار (به معنای لغوی کلمه) در سانسور خبری نا آرامی های دانشگاه ها در شهر های مختلف و پوشش سايت های خبری اينترنتی و تلويزيون های ماهواره ای از وقايع، از عوامل گسترش دامنه ناآرامی ها و نشاندهنده دلايل حساسيت شديد حکومت نسبت به اين رسانه ها است.
اطلاق نام "جنبش دانشجويی" به ناآرامی های تهران، تبريز و چند شهر ديگر پس از حمله نيروهای گروه فشار موسوم به "لباس شخصی ها" به خوابگاه دانشجويان کوی دانشگاه تهران آغاز شد. نا آرامی هايی که هر سال در سالروز آن واقعه در بسياری از شهرهای ايران با مقياس های مختلف تکرار ميشود. اين نا آرامی ها با تجمع دانشجويان در واکنش به خبر نقش و دخالت وزارت اطلاعات در امور فرهنگی آغاز شد اما به هيچ عنوان نه تنها به اين موضوع محدود نماند، بلکه جمعيت معترض پس از وقايع خوابگاه دانشجويان نيز هيچگاه به دانشجويان منحصر نشدند.
خيابان های تهران و بسياری از شهرهای بزرگ کشور پس از پيروزی ايران بر استراليا و ورود به مسابقات جام جهانی فوتبال شاهد صحنه هايی بود که از زمان انقلاب اسلامی 57 تا به حال ديده نشده بود. حضور مردم در خيابان ها و ابراز شادمانی از پيروزی کشورشان در مسابقات فوتبال يک روی سکه بود. بسياری از جامعه شناسان روی ديگر آن را نشان دادن اعتراضشان به سرکوب های اجتماعی پس از انقلاب به شکلی ديگر ميدانستند. اعتراضاتی که در برخی موارد به سر دادن شعار های سياسی بر عليه حکومت منجر شد. شباهت اين شعار ها به شعار های داده شده در نا آرامی های پس از 18 تير ميتواند نشانه مشابهت مطالبات جوانان بدون در نظر گرفتن وضعيت تحصيلی آنان باشد.
با در نظر گرفتن بسياری از موارد، آنچه به عنوان "جنبش دانشجويی" خوانده ميشود تفاوتی عمده در خواسته ها و حتی روش ها با ساير جوانان کشور (که بيش 67 درصد جمعيت را تشکليل ميدهند) ندارد. به بيان ديگر اکثريت مردم ايران در اين دسته بندی "دانشجو" محسوب ميشوند. آنچه محصلين دانشگاه ها را از سايرين جدا ميسازد قدرت آغاز موج در ابراز مطالبات سياسی – اجتماعی جامعه است. قدرتی که حکومت جمهوری اسلامی را بر آن داشته تا همواره آنان را از "جريانات نفوذی" بر حذر دارد. "جرياناتی" که با وجود تعلق به اکثريت جامعه به محض خارج شدن از چتر نام "دانشجو" هم خود و هم محصلين دانشگاه ها را تبديل به جمعيت هايی آسيب پذير در برابر سرکوب ها خواهند کرد.
●●●
آمار مورد استفاده در اين مقاله از سايت کمسيون اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل در آسيا و اقيانوسيه (يونسکپ) برداشته شده است.
|