|
مهدی از میدان خراسان تا پوپن بوتل
ياسر اشراقى
Parsfootball.com
يك آپارتمان 200 متري در محله (( پوپن بوتل ))هامبورگ محل سكونت مهدي مهدوي كياست . در خانه او يك دوچرخه ثابت مي بيني كه مهدوي كيا البته طبق برنامه گاهي از آن استفاده ميكند . اين تنها وسيله ورزشي در آپارتمان كيا است . او معمولاً 8 صبح از خواب بيدار مي شود و سعي ميكند كه خيلي سريع آماده شود تا دخترش که 5 ساله شده است را به مهد كودك ببرد . بعد مهدي را ميتواني سر تمرين ببيني ، او تا ساعت 15 در باشگاه هامبورگ حضور دارد و سپس دوباره جنب در مهد كودك دخترش حاضر مي شود .
براي بچه هاي آن مهد كودك جالب است كه هر روز ستاره فوتبال شهرشان را مي بينند . او به همراه دخترش به خانه بر مي گردد . همسايه هاي آپارتمان كيا اغلب آدم هاي مسن هستند و اگر چه چندان با يك جوان ارتباط برقرار نمي كنند اما كيا را دوست دارند . در آلمان حتي پيرمردها و پيرزن ها هم به فوتبال عشق مي ورزند . مهدوي كيا عصر ها به گردش در شهر ميرود ، به همراه همسر و دختر كوچكش . يك پاساژ بزرگ جاي بدي براي تفريح نيست ، همان پاساژ كه هواداران هامبورگ به آنجا سر ميزنند تا روي كارت هايشان امضا كيا ثبت شود . كيا با آنها مودبانه برخورد مي كند . براي كيا بهترين تفريح سفر به ايران است . براي ديدن اعضاي خانواده خودش و همسرش . مهدوي كيا در آپارتمان خود اغلب سعي مي كند كه مقابل كامپيوتر بنشيند . روزي دو يا سه ساعت ، مرور روزنامه هاي ايراني از روي سايت هايشان و البته خواندن نوشته هايي درباره مهدوي كيا ، تيم ملي و گاهي هم پرسپوليس . خواندن نشريات آلماني هم جالب است . اين روزها زياد درباره كيا مي نويسند . تماشاي تلويزيون ايران هم یکی از علائق مهدی است .دنبال كردن سريال ها و برنامه ها . احتمالا همان موقه که شما تحت تاثیر یک سریال نوستالژیک متاثر می شوید مهدی هم با شما اخم در هم می کند و همان لحظه که با کمدی های موقعیت مدیری می خندید , او هم قهقهه سر می دهد. او البته به فيلم هم علاقه مند است اما يك علاقه مند حرفه اي سينما نيست. معمولاً در اتوبوس هنگام سفر با تيم فيلم تماشا مي كند . هر فيلمي كه باشد . چندان دنبال كارگردان يا سبك و موضوع خاصي نيست . اما او به حرفه خودش بسيار حرفه اي ميپردازد . بهترين بازيهاي دنيا را به دقت تماشا مي كند ، حتي گاهي روي بازيكنان هم پست خودش در تيم هاي ديگر زوم ميكند و به بررسي بازي آنها مي پردازد . او هرگز به هيچ مسابقه فوتبال بي توجه نيست . هميشه وقتي فوتبال پخش مي شود ، كيا هم به تلويزيون خيره شده می شود. در مورد كيا يك نكته ديگر هم وجود دارد ، نكته اي كه او مي خواهد پنهان بماند . كيا در ايران به چند خانواده كمك مالي ميكند . او دوست دارد ارزش کارهایش فقط پیش خدایش اندازه گیری شود.
●●●
تمرینات هامبورگ چه شکلی است؟ مهدوي كيا نماي كلي تمرينات هامبورگ را اينگونه شرح می دهد :
* شنبه روز بازي است
يكشنبه بازيكناني كه بازي كرده اند تمام تمريناتشان دويدن سبك است . البته بقيه يك تمرين عادي را پشت سر مي گذارند.
دوشنبه تعطيل است
* سه شنبه ها اغلب دو جلسه تمرين ميكنيم البته فعلاً مربيان تصميم گرفته اند كه فقط يك جلسه تمرين سه شنبه ها برگزار شود . تمرين روز سه شنبه حفظ توپ است . تمرين بدون دربازه بان و فقط حفظ توپ
* چهارشنبه ها سانتر از جناحين و گل زدن تمرين مي شود . تمرين شوت هم بيشتر در اين روز مد نظر است
* پنج شنبه ها ضربات كاشته و ايستگاهي تمرين مي شود . كارهاي تاكتيكي و . . . به هر حال بيشتر گل هاي ما با ضربات كاشته و ايستگاهي به ثمر ميرسد . جمعه ها سبك تمرين مي كنيم و البته تمرين در فضاي كوچك .
●●●
مهدی مدیون کیست؟ مهدي مهدوي كيا چند وقتي بود كه فوتبال خود را در سطح باشگاهي زير نظر احمد شفيعي مربي تيم نوجوانان بانك ملي آغاز كرده بود . در يكي از روزهايي كه علي دوستي تماشاگر تمرينات تيم نوجوانان بود ، مهدي آنقدر فوق العاده بازي كرد كه دوستي يك لحظه هم براي انتخاب او درنگ نكرد: " مهدي عين بقيه در خانواده متوسطي زندگي مي كرد . او در همان دوره كودكي و نوجواني از شخصيت بالايي برخوردار بود . من معتقدم كه همين شخصيت بالا به پيشرفت او خيلي كمك كرد . صبح و بعد از ظهر تمرين مي كرد و از همان دوره هم مشخص بود كه يكي از پديده ها , استثناهاي فوتبال ايران است .مهدي فقط یک بازیکن فوتبال نبود . هندبال و دو و ميداني هم ورزشهايي بودند كه مهدوي كيا توانسته بود در اين رشته ها نيز در سطح آموزشگاهها صاحب مقام شود. شاید برایتان جالب باشد که بدانید او قهرمان دو 100 متر نوجوانان تهران در زمان خودش است . دوستي در باره پست بازي او مي گويد : " مهدي فوروارد بود . در آن سالها چند بار هم آقاي گل شد . به لحاظ فيزيك بدني هر چقدر كه بالا مي آمد بازي در اين پست براي او مشكل مي شد . بنابراين تصميم گرفتيم كه به دليل سرعت زيادي كه داشت ، فضاي بيشتري را در اختيار او قرار دهيم . به همين دليل با توجه به هوش و ذكاوتي كه داشت او را به بال راست آورديم تا شانس خود را امتحان كند " علي دوستي كه هنوز هم ميتواند ستاره هايي مانند جواد كاظميان را به فوتبال ايران معرفي كند ، معتقد است كه مهدوي كيا هيچ فرقي با ده دوازده سال قبل خود نكرده است : " كوچكترين تغييري در رفتار او ديده نمي شود . خيلي ها اگر جاي مهدي بودند حداقل من را فراموش مي كردند اما ما لااقل هفته اي دو مرتبه با هم تماس مي گيريم و در باره همه چيز صحبت مي كنيم " اما دوره اي هم بود كه فقط خاطرات تلخ به همراه داشته باشد . روزهايي كه مهدوي كيا به دليل مصدوميت شديد در بهار سال 81 موقتاً فراموش شد : "مهدي به من تلفن زد و از درد شديد كمرش گفت ، چند لحظه بعد گريه كرد . گفت آقا از رو تخت بيمارستان با شما صحبت ميكنم " و مربي با وجود اينكه پسرش بهترين پاسور يكي از معتبرترين ليگهاي دنياست هنوز هم براي آن روزهاي تلخ اشك ميريزد . كاشف ستاره را به اين راحتي فراموش نكنيد .
●●●
مربي ، احساس عجيبي داشت . اينجا در ايران صداي ضربان قلبها به گوش مي رسيد . مهدوي كيا در چند قدمي بزرگترين افتخار زندگي اش قرار داشت . علي دوستي ، كاشف مهدي چشمانش را بسته بود : " تحمل نداشتم . او در موقعيت تك به تك قرار داشت . احساس كردم كه از خانه خود در تهران خارج شدم و پشت سر مهدي در ليون در حال دويدن هستم . بزن پسر بزن پسر . . . . " گزارشگرآن بازی (جواد خیابانی) مثل همیشه از آن فریادهای پراحساسش را به نشانه گل سر می دهد . مهدي با چهره اي رنگ پريده از فرط خوشحالي فقط مي دويد . مربي چشمهايش را مي گشايد.بازي تمام شد . 60 مليون ايراني در نيمه شب 31 خرداد 1377 با هر لباسي كه بر تن داشتند به خيابانها آمدند .. مربي نمي تواند از جاي خود بلند شود . نزديك به دو ساعت است كه دوستان و همسايه ها به سراغ مربي مي آيند . آنها فقط مي خواهند به مربي مهدي تبريك بگويند . دقايقي قبل رهبر انقلاب هم در مقابل دوربين هاي تلويزيوني اين پيروزي بزرگ را به تمام ايرانيان تبريك گفت . مربي حال خوبي ندارد . تلفن زنگ مي زند آن طرف خط يك نفر با صداي بغض كرده سلام مي كند : " مهدي هستم ، مهدي مهدوي كيا .علي آقا اي كاش اينجا بوديد " اين شيرين ترين خاطره زندگي علي دوستي است : "باورم نمي شد كه در آن شرايط مهدي ياد من باشد ، آن شب ما فقط گريه كرديم . حرف زدن در آن لحظات سخت ترين كار بود"
|