|
فاجعه ملى
اروند اوجی
Arvand.net
::صفحه ويژه سياه سپيد براى كمك به مردم بم::
سحرگاه جمعه ۶ دی ماه زلزله ای با قدرت ۶.۷ ريشتر شهر بم در در استان کرمان را لرزاند تا این بار فاجعه بر سر مردم بم فرود آمده باشد. بم شهری به قدمت تاريخ به جهنمی از آوار تبديل شد و صدای ناله و درد را در همه جای آن می توان شنيد. مردم بيچاره ای که در زير آوار زنده بگور شده اند و بازمندگان تنهايی که از سوز سرمای کوير به خود می پيچند. خانواده ای در بم نماند که داغدار نباشد و حتی ارگ ۲۰۰۰ ساله به سوگ از دست دادن مردمانش نشست و از غم نبود آنها فرو ريخت. در این چند روز ایران را در صف های طولانی برای اهدای خون دیدیم. ایران را در دستان کودکی دیدیم که همه پس انداز خود را برای کمک به بم می داد، در چشمان پدری دیدیم که کیلومتر ها دورتر در غم از دست دادن فرزندان بم می گریست. ایران پرستاران و پزشکانی بود که ساعت ها پس از به پایان رسیدن شیفت کاریشان همچنان بر سر پست های خود مانده بودند. ایران سربازانی بود که در گرد و غبار بم به جستجوی بازماندگان این فاجعه می گشتند. ایران اشک مادری بود که خود را می خواست به بم برساند تا شاید بتواند غم مادران بم را تسکین دهد. ایران آن چند روحانی شجاعی بود که در گورستانهای بم به کفن و دفن اجساد کمک می کردند. ایران آن امداد گر خارجی بود که تعطیلات خود را رها کرده بود و به کمک زلزله زدگان شتافته بود. ایران تک تک مردمانی بود که در سرتاسر جهان با کمک به صندوق های صلیب سرخ و Mercy Corps به یاری فاجعه زدگان بم پرداخته بودند. ایران ۷۰ ملیونی بود که در غم بیش از ۳۰ هزار قربانی بم می سوخت. ایران دیگر تروریست نبود، داغدار بود.
زلزله بلايی است طبيعی و وقوع آن از کنترل انسان خارج، اما می توان تلفات و خسارات ناشی از آن را به حداقل رساند. همانطور که در طبس، قير و کارزين، لار و زنجان آماده نبودیم، در بم نیز برای هيچ چيز آمادگی نداشتیم. نه از پيشگيری و مقاوم سازی ساختمانها در مقابل زلزله خبری بود و نه از مديريتی قوی و منسجم در امر امداد رسانی که باعث شد تلاش و زحمت نيروهای امدادی و نظامی برای نجات مردم بسيار کمرنگ جلوه کند. فقدان مديريتی که سالهاست با اين مرز و بوم دست و پنجه نرم می کند و گويی با گوشت و خونمان آميخته شده است. هرچند که تدوین و اجرای فوری یک طرح ملی برای مقابله با زلزله و عواقب آن بسیار حیاتی جلوه می کند اما فعلا صحبت درباره کارهايی که انجام نشد و نشانه رفتن تیغ ملامت بر یکدیگر بی فايده است، چرا که هنوز بسیار کارهایی هستند که باید انجام بشوند و مردم بم بیش از هر زمانی به یاری ما احتیاج دارند. در هر کجای این کره خاکی که هستیم به یاد داشته باشیم که غم از دست دادن یک نفر، انسان را به بی تابی می کشاند اما غم از دست دادن همه اعضای فامیل انسان را تا سر حد جنون خواهد کشاند. کمک های خود را از آنان دریغ نکنیم.
اي كه دستت مي رسد كاري بكن
پيش از آن كز تو نيايد هيچ كار
اينهمه رفتند و ماي شوخ چشم
هيچ نگرفتيم از ايشان اعتبار
آنچه ديدي ، بر قرار خود نماند
وين چه بيني هم نماند بر قرار
دير و زود اين شكل و شخص نازنين
خاك خواهد بودن و خاكش غبار
گل بخواهد چيد بي شك باغبان
ور نچيند ، خود فروريزد ز بار
نام نيكو گر بماند ز آدمي
به كزو ماند سراي زرنگار
(سعدى)
|