Home
خانه     خاکسترى     فلش نامه     بايگانى     شناسنامه     ارتباط با ما
: جستجو شماره ۱۹ ◊ 1 اسفند ۱۳۸۲
پيام هاى شما : 728 پيام   ◊   ارسال متن براي ديگران   ◊   نسخه قابل چاپ  

تهران, شهر بی دفاع

فرنود حسنی
SiahSepid.com

نمی دانم از کجا باید شروع کرد تا بعد از این چند روزی که دست و دلم به قلم نمی رود بتوانم مطلبم را آغاز و فرجام خوشی بدهم در حالی که در ذات موضوعی که انتخاب کرده ام نه آعاز خوشی می بینم و نه فرجام نیکویی؛ فاجعه انسانی 5 دی ماه در بم بزرگترین شُک خبری برای من و هموطنانم در سال جاری بود و این در حالی بود که بعد از چند سال کشمکش ها و درگیریهای سیاسی که اخبار آن در صدر اخبار روزمره مردم قرار داشت به ناگهان حادثه ای اینچنینی تمام افکار و اذهان داخلی و حتی خارجی را متوجه خود ساخت. مطلبم را با یک سوال شروع می کنم: امروز بم، فردا کجا؟!

زلزله بم گذشته از آثار و تبعات دلخراش و ناراحت کننده و به واقع غیر قابل جبران بحث ها و حرف و حدیث های مختلفی را در بین کارشناسان و مردم بوجود آورد.

اینکه آیا به راستی زلزله ای با این قوت باید شهری با قدمت و گذشته تاریخی را در ظرف تنها 12 ثانیه از نقشه ایران محو کند؟ آیا ما هیچ راه چاره ای برای پیشگیری و مقابله با این زلزله نداشتیم؟ و دیگر اینکه از حدود 500 شهر و شهرستان ایران و چندین هزار روستا به راستی کدامیک شرایطی بهتر و برتر از بم دارند؟ آیا اگر این زلزله در هر یک از شهرستانهای پرجمعیت تر اتفاق می افتاد وضع به مراتب بد تر و اسفناک تری پیش نمی آمد؟

به هر حال آنچه برای من و شما آشکار است این است که تمام شهرها و شهرستانهای کشور و حتی شهرهای بزرگ و پرجمعیتی چون تهران، مشهد، اصفهان و... همه در زمینه استانداردهای ساخت و ساز شهری دچار مشکلات عدیده هستند و از این رو از هم اکنون و به راحتی قابل پیش بینی است که زلزله هایی با قدرت های کمتر و بیشتر از زلزله بم در هر نقطه ای از ایران و به خصوص نقاطی که بر روی کمر بند اصلی زلزه قرار دارند بوقوع خواهد پیوست. شهر خشتی بم که در عرض چند ثانیه به بیابانی تبدیل شد بزرگترین هشدار برای کسانی است که در راس امور و به عنوان تصمیم گیران اصلی درزمنیه برنامه ریزی کلان توسعه شهری و روستایی ایران قرار دارند.

به صراحت باید گفت که خود ما با بی توجهی و سهل انگاری در این زمینه در واقع زلزله را به بم دعوت کردیم و در عرض تنها پنج روز 27000 نفر از هموطنانمان را در بیابانهای بم دفن کردیم. نکته جالب این است که ما در طول 8 سال جنگ با عراق چیزی حدود 300000 نفر را از دست دادیم. ما می دانستیم که بم دقیقاً بر روی یکی از گسل های اصلی زمین ساختی قرار دارد و از این بابت هیچ اقدام پیشگیرانه و هشدار دهنده ای برای مقابله با کمترین احتمال به عمل نیاوردیم.

بم این شهر بی دفاع بی آنکه خود بداند هر شب را در بستری متلاطم و نا آرام به سر می کرده و بالاخره در سحر گاه 5 دی ماه سال 1382 بسیاری از مردمش دیگر هیچگاه نتوانستند طلوع خورشید را نظاره کنند.

به هر حال زلزله بم نمره منفی بزرگی در کارنامه ما محسوب می شود و تا سالها اثرات و تبعات این حادثه (قابل پیشگری) بر کشور ما از نظر ابعاد اجتماعی، اقتصادی، روانی و... احساس خواهد شد. اما اکنون جه کنیم بعد از اینکه به قول قدیمی ها آبها از آسیاب افتاد و دوباره گرد فراموشی و بی توجهی بر اذهان ما ریخته شد. آیا بم آخرین منزلگاه زلزله در ایران بود؟ اگر نه، پس بار دیگر نوبت به کدام شهر است تا در ماتم و مرگ فر رود؟

این نکته برای هیج شهری قابل اغماض نیست و امکان وقوع آن برای هر شهری وجود دارد که البته آثار و تبعات آن نیز بر حسب موقعیت جغرافیایی و ژئوفیزیکی و همچنین مسائل شهری متنوع خواهد بود.

ولی تهران به عنوان پایتخت ایران و پرجمعیت ترین و متراکم ترین شهر ایران دارای حساسیتها و شرایط ویژه ای می باشد. این کلان شهر شلوغ که در حال حاضر دست به گریبان مشکلات بسیاری است اگر روزی با پدیده زلزله روبرو شود در چه و ضعیتی خواهد بود. چه بر سر جمعیت 8 میلیون نفری تهران خواهد آمد؟

همانطور که پیش از این اشاره شد ايران از جمله کشورهاي زلزله خيز جهان محسوب می شود و در واقع 90 درصد خاک ايران بر روي نوار زلزله قرار گرفته است، در این بین تهران نيز نه تنها از خطر زلزله ايمن نيست بلکه طبق بررسی ها و پیش بینی های انجام باید خود را برای زلزله ای ويرانگر با قدرت بالاي 7 ريشتر آماده کند آنچه که از زبان آمار بر می آید نشان می دهد که به طور متوسط هر 158 سال زلزله اي ويرانگر در ناحيه تهران وری رخ داده است. آخرين زلزله در تهران حدود 172 سال پيش اتفاق افتاد با این حساب و با یک محاسبه سر انگشتی می بینیم که زلزله حودو 14 سال است که صبور و آرام است و فعلاً تهران را تهدید نکرده است.

کارشناسان علوم زمین شناسی عامل اصلي وقوع زلزله قریب الوقوع در تهران را وجود 15 گسل در اين منطقه می دانند که سه گسل در اين ميان هر يک به تنهايي پتانسيل ايجاد زلزله اي بيش از 7 ريشتر را دارا هستند.

آنها معتقدند که در اثر زلزله تهران بيش از يک میليون ساختمان تخريب و آسيب خواهد ديد و قريب به 1.5 ميليون کشته در اثر اين زلزله بر جاي مي ماند.

اگر به خاط داشته باشیم سال گذشته در نوزدهم اسفند ماه در ساعت2.20 دقیقه بامداد زلزله ای با قدرت1/4 درجه در مقیاس ریشتر تهران را لرزاند این زلزله که البته خسارتی در بر نداشت به مثابه یک هشدار و پیش لرزه و آماده باش برای ما بود تا ما بیش از پیش خطر قریب الوقوع یک زلزله ویرانگر را احساس کنیم. رشد بی رویه ساخت و سازهای مسکن در تهران که اکثر آن ها هم از شیوه متداول بساز بفروشی بهره می جویتند باعث می شود که هراس برای برخورد با فاجعه ای بزرگ از جنبه انسانی بیشتر در بین ما نفوذ کند. در جایی خواندم که در شهر تهران قریب به 300000 علمک گاز برای انتقال انشعاب گاز به درون خانه ها وجود دارد که در اثر فشار های زلزه و شکسته شدن هر یک از آنها احتمال انفجار در آنها بسیار بالاست و این خود می تواند عمق این فاجعه را چندین برابر کند.

و اگر بخواهیم تجسمی از زلزله ای 7 ریشتری در شهری به وسعت و جمعیت تهران داشته باشیم باید بگویم که در آن صورت تقریباً60 الی 70 درصد شهر تهران علیالخصوص بافت فرسوده آن که بیشتر در جنوب تهران قرار دارد نابود خواهد شد. لوله هاي گاز بر اثر جريان برق و يا آتش سوزي هاي كوچك دچار انفجارهاي عظيم خواهند شد، آب شرب و فاضلاب به دليل تركيدن لوله ها همچون سيلاب به هر كجا كه بخواهند راه مي يابند و به شدت آلودگي و بيماريهاي عفوني در شهر گسترش خواهد يافت . آب آشامیدنی برای تامین نیاز مردم وجود نخواهد داشت. متروها فرو خواهند ریخت و نیروهای امدادی قادر با کمک رسانی و یافتن افراد از یر آوار ها نخواهند بود. مشكلاتي چون ناامني و آشوب بعد از زلزله نيز وجود دارد كه مربوط به حوزه روانشناسي و جامعه شناسي مي باشد و در شرایطی مثل زلزله در تهران امری ناگزیر است.

بر اساس نظرسنجي مركز افكارسنجي دانشجويان ايران ، كه در اسفندماه سال ۱۳۸۱ و همزمان با زلزله اخير تهران صورت گرفت، ۸۲ درصد از شهروندان تهراني ميزان آمادگي خودشان را در مقابل زلزله كم اعلام داشتند. مطابق اين نظر سنجي، ۵۹ در صد از شهروندان تهراني از وقوع زلزله تا حد زياد و بسيار زياداحساس نگراني مي كنند و متاسفانه ۷۸ درصد ازمردم شهر تهران در خصوص راه هاي ايمني هنگام بروز زلزله، اصلا و يا در حد بسيار كمي اطلاعات دارند.

از جمله عوارض و پدیده های جانبی که می تواند موجب تشدید اثرات زلزله در تهران بشود می توان به مسئله آبهای زیر زمینی اشاره ای کرد.

همانطور که می دانید تاثیرات زلزله به علت بوجود آمدن نیروهای افقی و عمودی و جانبی می باشد. که با تکیه بر علوم مهندسی در زمینه شهرسازی می توان درصد بالایی از تبعات زلزله را کاست اما در برخورد با نیروهای عمودی گسله ها مشکلاتی بوجود خواهد آمد.

اما در خاك هاي ماسه اي و از آنجايي كه بيشتر خاكهاي سطح شهر تهران از نوع آبرفتي و ماسه اي مي باشند بعلت عدم وجود كانال هاي فاضلاب و بالا آمدن سطح تراز آب ، لايه اي سست ماسه اي و اشباع از آب را تشكيل داده است كه بر اثر زلزله اين لايه حالت خميري گرفته و ساختماني كه حتي بر اثر نيروي افقي زلزله خراب نمي شود را در خود واژگون مي كند و ساختمان بر حسب ميزان زلزله كج يا كاملا" واژگون مي شود. اين مسئله از آنجا مهم است كه در قسمت هاي جنوبي تهران تراكم جمعيت بسيار بالا مي باشد و همينطور سطح تراز آب هاي زيرزميني بسيار بالا بوده، بطوريكه در بعضي مناطق مانند بازار با كندن زمين تا عمق 5 متر به آب خواهيم رسيد . بهترين چاره براي اين مشكل احداث كانالهاي فاضلاب مي باشد كه موجب پايين رفتن سطح آب زيرزميني مي گردد.

بررسي يك مؤسسه ژاپني و مركز مطالعات زلزله‌شناسي تهران نشان مي‌دهد، در صورت وقوع زلزله در تهران، بيشترين صدمه به مناطق قرار گرفته روي گسل ري و مناطق 17 و 10 و كمترين آسيب به مناطق چهار و شمالي تهران وارد خواهد شد.

به هر حال و بر طبق مدارک و شواهد علمی هر لحظه امکان وقوع زلزله ای هولناک شهر تهران و ساکنانش را تهدید می کند و به جاست که فراتر از هر ابراز نظر احساسی و تبلیغی به فکر چاره ای عملی و علمی برای کنترل و کاهش عواقب این زلزله احتمالی باشیم. بنابراین لازم است که کلیه دستگاههای مسئول در یک اقدام هماهنگ و یکپارچه نسبت به تشکیل و راه اندازی سازمانی حرفه ای و متخصص در زمینه کلیه مسائل و موضوعات مربوط به این پدیده اقدام کنند تا قدرت انجام واکنش سریع و برخورد اصولی بااینگونه حوادث در کشور ما فراهم شود.


Advertisement in Siah Sepid

بازگشت به نخستين سطر
© Sabz W. D. P. G.
Site
 Meter © نقل و درج مطالب سياه سپيد، با ذکر منبع و ماخذ مجاز مى باشد.
گزينش و درج مطالب در اين هفته نامه، به مفهوم تاييد نظر نويسنده نيست.