|
گفتگو با بابک امير خسروی
آرشين ايراني
Gharibeyeirani.Persianblog.com
در حالی که در داخل ایران به تدریج از فروغ جنبش اصلاح طلبی کاسته می شود و شور و شوق سیاسی جوانان جای خود را به یاس و سرخوردگی داده است. صدها کیلومتر فراتر از مرزهای ایران در شهرهای مختلف اروپا و امریکا و دورترین نقاط جهان سیاسیونی که متعلق به نسل پیشین ما، با اتکا به ارتباطات الکترونیکی در کنار هم در تکاپوی گریزگاهی برای خروج از بن بست سیاسی موجودند.
اتحاد جمهوری خواهان گرچه در خارج از کشور شکل گرفته است، اما ظاهراٌ نه جنبشی چریکی و خلقی است و نه به دنبال احیای اقتدار پیشین. گاهی حتا واقع بینانه تر از فعالان سیاسی داخل ایران به تحلیل مسائل سیاسی می پردازند.
گفتمانی که جمهوری خواهان برگزیده اند بی شک وام دار جنبش اصلاح طلبی است و اکنون می خواهد ادامه ی این راه را بجوید. اکنون در محافل سیاسی ایران پژواک سخنان آنان بیش از هر اپوزیسیون خارج نشین دیگری به گوش می رسد.
سیاست پیشه گان کهنه کار و موسس این اتحاد، سخاوتمندانه دیگران را به کشتی جمهوری خواهی فراخوانده اند. پیش از آن که عزم جائی بکنند سرنشینان کشتی نوح از هر گروه و فرقه ای، مجاهد سابق، چریک دیروز، عضو سابق انصار حزب الله و توده ای های باسابقه، ملی گراهای پیرو مصدق و برخی اصلاح طلبان امروزی سوار شده اند. چند روز دیگر قرار است لنگر کشتی را بردارند، آن وقت بهتر می توانیم قضاوت کنیم که به کجا می روند و اصلا با این همه مسافر رنگارنگ به جایی می توانند بروند؟
با بابک امیرخسروی یکی از موسسان این اتحاد سوالاتی را در میان گذاشته ام.
●●●
– اتحاد جمهوری خواهان ایران چگونه شکل گرفته است؟
بابک امیرخسروی: اندیشه اتحاد جمهوری خواهان واقعا تازگی ندارد. طی 20 سال گذشته تلاش های فراوانی صورت گرفته که گاه نسبتا موفق وبیشتر ناکام مانده است. در آغاز، اندیشه حاکم در میان ما، بر محور تشکیل جبهه ای از احزاب بود، هنوز ، «جبهه جمهوری خواهان ایران» متشکل از جمهوری خواهان ملی، سازمان فداییان اکثریت و حزب دموکراتیک مردم ایران، به طور رسمی ولی کم اثر و بی جان پا بر جاست.اما از دو سه سال پیش به این سو، بتدریج فکر تازه ای جوانه زد. مبنای آن بر مشارکت فردی بود. نشست بسیار معتبری، از گرایش ها و افق های سیاسی گوناگون در پاریس برگزار شد. در این گردهمایی، افرادی که منتسب به احزاب بودند، از 20 درصد فراتر نبود. حضور چهره های منفرد سرشناس، چشمگیر و امیدآفرین بود. منشوری کوتاه ولی پرمحتوا داشت. متاسفانه این تلاش نیز ناکام ماند، خلاصه: خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود. بررسی علل ناکامی های گذشته از حوصله این مصاحبه خارج است.
باری! از یک سال پیش، بازآفرینی این تجربه در اذهان زنده شد. با این تفاوت مهم که این بار عنصر تازه و پویای جامعه سیاسی ایرانیان مقیم ایالات متحده آمریکا از پیشگامان آن بود. به باور من، ورود این عنصرتازه، که تا این اواخر بیشتر به فعالیت های فرهنگی می پرداخت، کیفیت تازه و پویایی ویژه ای به تلاش های گذشته ما داد.
اضافه بر این عامل مهم، به نظر من در بررسی علل موفقیت چشمگیر اتحاد جمهوری خواهان، می باید شرایط مساعد داخل کشور و بین المللی را نیز به آن افزود.
در داخل کشور، جنبش اصلاحات از بالا، در شرایط حاکمیت دو گانه به بن بست کشید. جنبش دوم خرداد که امید های فراوان در دل جوانان و دانشجویان و زنان و مردان آزادی خواه برانگیخته بود، بتدریج فروکش کرد و رو به زوال گذاشت و در نهم اسفند به خاک سپرده شد. این باور که باید تغییر بنیادین در ساختار حکومتی صورت بگیرد فزونی یافت. اندیشه برپایی جمهوری عرفی و امر جدایی دین از حکومت کم کم به گفتمان غالب مبدل شد.
در سطح جهانی، پس از رویداد 11 سپتامر، و به و یژه از مقطع جنگ علیه صدام و حضور قدرتمند آمریکا در عراق، کشور دیوار به دیوار ایران و اظهارات تهدید آمیز و ماجرا جویانه دولتمداران آمریکا، جامعه سیاسی ایران راشدیدا تکان داد. اجماع بین المللی اروپا و آمریکا در فشار به جمهوری اسلامی برای رعایت حقوق بشر و احترام وتمکین به خواست های مردم، تشویق بزرگی بود . شور و هیجان زیادی در جامعه سیاسی ایرانیان داخل و خارج، بر انگیخت.
تلفن ها و گرد همایی های کوچک و نامه پراکنی های الکترونیکی دوباره به راه افتاد! «آقا کاری باید کرد. باید دست به کار شد.» بر سر زبان ها بود. البته این باز نیز به روال همیشگی،ابتکار عمل در دست پیشگامان سیاسی پرسابقه بود. با این ویژگی مهم که ایرانیان مقیم آمریکا در این میان پیشگام بودند و تعداد چشمگیری از فعالان سیاسی پرتجربه و پراعتبار منفرد در اروپا و آمریکا نیز پای به میدان گذاشتند و فضای سیاسی موجودمیان ایرانیان اروپا را که به سوی رکود می رفت، دگرگون کردند.
حاصل این تلاش ها همان «بیانیه برای اتحاد جمهوری خواهان» بود. در آغاز بیست و چند نفر بودیم، ولی به سرعت سر به صد ها نفر زد و اینک بیش از هزار نفر امضای خود را پای آن گذاشته اند.
این هاست علل و چگونگی شکل گیری ما و نیز، رمز پیروزی این حرکت. بدون شرایط برشمرده در بالا، بدون آمادگی گسترده ذهنی فعالان سیاسی، بدون شرایط مساعد داخل و خارج، چنین موفقیتی ناممکن بود.
– اتحاد جمهوری خواهان به دنبال چیست؟ آیا بناست مانند یک حزب به فعالیت در فضای سیاسی ایران بپردازد، یا خود را جاتشین برای بعد از جمهوری اسلامی می داند؟
بابک امیرخسروی: لازم است تاکید کنم که هنوز، «اتحاد جمهوری خواهان» تشکل نیافته و اعلام موجودیت هم نکرده است. لذا آنچه می گویم اساسا شخصی و درک و انتظار من از آنست. هنوز در همه مسایل و زمینه ها اجماع نداریم. اساساً به خاطر حضور طیف گسترده ای از گرایش های سیاسی گوناگون، در آینده نیز اجماع بر سر هر مساله ا ی، آسان نخواهد بود. پرسش شما دغدغه فکری ما هم هست و در پی پاسخ شایسته آن هستیم . « اتحاد جمهوری خواهان ایران » در سند ساختار سازمانی آن چنین تعریف شده است: « اتحاد جمهوری خواهان ایران تشکل جمهوری خواه دموکرات ایران است که با افق های فکری گوناگون و پیشینه های سیاسی متفاوت، به هم پیوسته اند تا به عنوان یک نیروی مستقل، کار آمد و موثر، در صحنه سیاسی ایران برای تحقق دیدگاه ها و کار پایه سیاسی خود تلاش ورزند». ا.ج.ایران، دیدگاه ها و کار پایه سیاسی و تشکیلاتی دارد. قرار است در همایش سراسری دی ماه ( 8 – 10 ژانویه سال 2004 )، این طرح هارا با حک و اصلاح تصویب کند و شورای رهبری بر گزیند. ما اهداف خود را اعلام کرده و برای دستیابی به یک جمهوری عرفی پارلمانی، از راه های مسالمت آمیز و به اتکاء رای ملت و در ائتلاف با سایر جمهوری خواهان مبارزه خواهیم کرد. بنا بر این، از منظر من، « اتحاد جمهمری خواهان ایران »، در نقش یک حزب سیاسی عمل خواهد کرد، حتی اگر اسم آن برده نشود.
البته کم نیستند دوستانی که از «اتحاد جمهوری خواهان ایرن» برداشت متفاوتی دارند. برخی ا.ج.ا. را در جایگاه یک حرکت جنبشی می بینند و دلایلی دارند. به هرحال، ا.ج.ا. درحرکت و عمل است که شکل نهایی خود را پیدا خواهد کرد. ما بر آن نیستیم که بر سر این مباحث و بر داشت های متفاوت با هم مجادله کنیم. زمان بسیاری از مشکلات را حل خواهد کرد.
گذشته از این، نگاه من به یک حزب سیاسی، به طور کلی درک سنتی از آن نیست. از منظری که من به موضوع می نگرم، منظورم یک حزب مدرن، یک تشکل باز و لیبرال منش است نه یک حزب بسته و با انضباط «آهنین» و درون گرا. در حزب مورد نظر من، می باید حقوق اقلیت فکری و دگر اندیش در اساسنامه قید شده و تمام و کمال پاسداری شود. آزادی عمل و خودمختاری واحدهای محلی و گروه های کار تخصصی کاملا رعایت گردد. مناسبات سنتی مبتنی بر مرکزیت دموکراتیک که در عمل جز مرکزیت و یک صدایی، فرجامی نداشت، کاملا کنار گذاشته شود. حزب مورد نظر من، اتحاد انسان های آزاد با مناسبات آزاد است. علنیت و شفافیت می باید در آن به طور کامل رعایت شود و الی آخر.
در رابطه با بخش دیگر سوال تان، همین قدر بگویم که «اتحاد جمهوری خواهان ایران» در درجه نخست، تجلی سیاسی تشکیلاتی جمهوری خواهان عرفی ایرانست. ما تنها نیرویی نیستیم که برای یک جمهوری مبتنی بر جدایی دین از حکومت تلاش می ورزد. خوشبختانه در درون کشور، تشکلات و نیروهای مهم دیگری هم در این راه گام برمی دارند. بدیل جمهوری اسلامی از ائتلاف نیروهای گسترده تر و همه این نیرو ها سر خواهد گرفت.
– دیدگاه «اتحاد جمهوری خواهان ایران» در باره جنبش اصلاح طلبی ایران چیست؟ برخی از گروه های اپوزیسیون خارج کشور اتفاقات پس از دوم خرداد را نمایشی فریبنده می دانند، عده ای نیز آن را تلاش حاکمیت برای بقای خود و حفظ ظاهر می دانند. کم اند گروه هایی که این جنبش را با شکست ها و کامیابی هایی که داشته اشت، مبارزه ای واقعی تلقی کنند. نگاه جمهوری خواهان در باره ی این جنبش چیست؟
بابک امیرخسروی: شخصا و گمان دارم دیگران نیز به همچنین، در داوری درباره جنبش دوم خرداد، در میان همان گروه های اندک شمار قرارداریم که شما تذکر دادید. به باور من، جنبش اصلاح طلبی برخاسته از دوم خرداد، پژواک یک واقعیت درون جامعه ایران و تجلی خواست های انباشته شده مردم به ویژه جوانان بود.اگر این رویداد نمایشی برای حفظ ظاهر بود، چگونه مردم با آن همه شور اشتیاق در آن شرکت جستند؟ پس چرا « سناریو سازان» آن از ابتدای روی کار آمدن آقای خاتمی کارشکنی ها را آغاز کردند و مشکل ها آفریدند؟ بحران سازی های هر 9 روز یک بار، به گفته آقای خاتمی، با چه انگیزه ای بود؟
بی گمان نقش اصلاح طلبان درون و پیرامون حاکمیت، در باز کردن فضای سیاسی کشور و بالا بردن سطح فرهنگ سیاسی مردم ، باب کردن شیوه گفتگو و آزاداندیشی بسیار تحسین برانگیز است. فراموش نکنیم که خاتمی اولین و تنها دولتمرد ایران است که در مقام ریاست جمهوری «ندای آزادی، آزادی دگراندیش است» را سر داد. اگر جنبش اصلاح طلبی از بالا شکست خورد، گناه اصلی آن به دوش اقتدارگرایان و ناشی از ساختار ضددموکراسی فقاهتی جمهوری اسلامی است.
مهم ترین دستاورد جنبش دوم خرداد، شاید این باشد، که آشکارا نشان داد تا تغییرات بنیادین در ساختار حکومتی صورت نگیرد، هیج نیروی دیگری هم قادر به انجام کار اساسی در جهت آزادی و جمهور مردم، نخواهد بود، بسیاری از اصلاح طلبان حکومتی و روشنفکران دینی صادقانه بر این باور بودند که در چارچوب همین قانون اساسی، اصلاحات و تغییرات در جهت آزادی و دموکراسی امکان پذیر است. صادقانه بگویم من و بسیاری دیگر نیز در این توهم بودیم. بر این گمان بودیم که پس از به دست گرفتن قوه مجریه و مقننه و شورا ها از سوی اصلاح طلبان، جناح انتصابی حاکمیت نه با شادمانی، بلکه از ناچاری به اراده مردم تمکین خواهد کرد. تحربه بزرگی بود. آموختیم که باید فکر اساسی کرد. مردم ایران و آزادی خواهان درون کشور نیز، با دادن هزینه سنگین و شاید زودتر از ما به اشکال اساسی و ساختاری نظام پی بردند. و در 9 اسفند ماه به نمایش گذاشتند.
بیانیه برای «اتحاد جمهوری خواهان»، بی گمان پژواک این توهم زدایی در میان ما بود. بدیهی است در این فرایند تاسف بار، خطاهای اصلاح طلبان حکومتی قابل اغماض نیست.اصلاح طلبان حکومتی از ابزارهایی که در اختیار داشتند، استفاده بهینه نکردند و ایستادگی نشان ندادند. از نیروی مردم بهره نگرفتند. بی گمان قید و بندها و باورهای دینی آنها، در رفتار و منش شان موثر بود. آقای سروش داوری درستی دارد وقتی می گوید: اصلاح طلبان حکومتی با نظام حاکم، اشتراک فکری بسیار داشتند. لدا نه نقد فکری داشتند و نه قادر به چنین نقدی بودند.
اینک جامعه سیاسی آزادی خواه ایران یک صدا خواهان همه پرسی برای بازنگری و تغییر در قانون اساسی اند. موضع اتحاد جمهوری خواهان ایران این است که اصلاح طلبی دوم خردادی و مردم سالاری دینی، دیگر گفتمان غالب نیست و قادر نیست راهی فراروی جنبش آزادیخواهی کشور بگشاید.
– ماهیت سیاسی افراد حاظر در ا.ج.ا. چیست؟ از چه گروه های سیاسی به این اتحاد پیوسته اند و اصولا نحوه شکل گیری این اتحاد چگونه بوده است، پیشینه افراد و احزاب آیا تاثیری در پذیرش آنان در اتحاد داشته است؟ سلطنت طلب ها و اعضای مجاهدین خلق می توانند به اتحاد جمهوری خواهان وارد شوند؟
بابک امیرخسروی: ما یک حرکت و تشکل جمهوری خواه وطرفدار حقوق بشر هستیم و عمیقا به مشی سیاسی مسالمت آمیز پایبندیم . این امر به روشنی در دیدگاه های ما مشاهده می شود. بنابراین اگر یک سلطنت طلب دیدگاه های ما را بپذیرد و بیانیه را امضا بکند، دیگر سلطنت طلب نیست؟ ایرانی چنین تغییر و تحول یافته را با آغوش باز استقبال می کنیم. وگرنه، عضویت یک سلطنت طلب در ا.ج.ا. بی معنی و نقض غرض است.
اگر عضو سازمان مجاهدین خلق با سیاست های خانمان برانداز و تروریزم و مشی مسلحانه و نظام حسن صباحی آن سازمان مرزبندی کرده باشد، و مشی سیاسی و دیدگاه های ا.ج.ا. را بپذیرد، مورد استقبال ماست. هم اکنون تعدادی از کادرها و اعضای سابق این سازمان در میان امضاکنندگان « بیانیه » هستند.
– آیااین اتحاد افرادی از سیاستمداران فعال داخل ایران را هم می تواند در خود بپذیرد، مثلا نیرو های ملی- مذهبی، یا روشنفکران می توانند به این اتحاد بپیوندند.برنامه ای در این زمینه وجود دارد یا بناست ماهیت اتحاد، جمهوری خواهی از راه دور باشد.
بابک امیرخسروی: ما با آغوش باز فعالان سیاسی داخل کشور، اعم از ملی- مذهبی ها یا روشنفکران دینی و نیز نیروهای ملی را می پذیریم. باور های دینی و مذهبی آن ها یک گزینش شخصی و مورد احترام کامل ماست. اضافه براین ها، روشنفکران عرفی، اهل مطبوعات، دانشجویان وابسته به دفتر تحکیم و سایر تشکل های دانشجویی، زنان و زحمت کشان و فرهنگیان، جای ویژه و بر جسته ای در صفوف ا.ج.ا. دارند و خانه آن هاست.
هم اکنون ده ها نفر از داخل کشور « بیانیه» را امضا کرده اند. به یقین پس از اعلام موجودیت، ا.ج.ا. اقدامات عملی و برنامه مشخصی را در این رابطه، تدوین خواهد کرد. در ماه های گذشته بخش عمده وقت ما صرف بحث و گفتگو و کارهای درونی و تدارک کنگره موسسان شده است.
بی تردید، تماس گسترده با داخل، مهم ترین وظیفه تشکیلاتی ما، ضامن بقا و اساسا گوهر وعلت وجودی ماست. قصد ما این نیست که یک تشکل خارج کشور بمانیم. آرمان ما ایجاد یک حرکت و تشکل واحد برای خارج و داخل ایران و بر قراری پیوند درون و بیرون از کشور است.
پیام من به همفکران داخل کشور این است که هرچه وسیع تر به « اتحاذ جمهوری خواهان ایران » بپیوندند ومعطل نمانند تا کسی از خارج با آن ها تماس بگیرد. هسته ها و واحدهای محلی را در محیط کار و زندگی خود به وجود بیاورید و به تبلیغ و ترویج دیدگاه ها وکارپایه ی سیاسی ما بپردازید. سفیر و نماینده ما باشید وبرای اتحاد و ائتلاف های گسترده تر اقدام کنید.
– منابع مالی این تشکل سیاسی چگونه تامین می شود، آ یا از کمک دولت های بیگانه استفاده می کنید؟
بابک امیرخسروی: مخارج ما در حال حاظر، به طور عمده محدود به تامین هزینه تدارک همایش سراسری در دی ماه است. کارها و فعالیت های تبلیغاتی و غیره، داوطلبانه است. بودجه آن تماما به همت امضا کنندگان « بیانیه » و مرهون فدا کاری های آن هاست.
بی گمان در آینده نیز، فعالیت های ما هرگز، متکی بر کمک های دولت های بیگانه نخواهد بود. مردم ایران تجربیات تلخی از آن دارند. ما خود نیز خواهان آن نیستیم.
البته در آینده با گسترش فعالیت های تبلیعی و ترویجی، نظیر استفاده از تلویزیون و رادیو، هزینه ها بالا خواهد رفت. نگران این چیز ها نباشید. ایرانیان سرمایه دار ثروتمند و بسیار ثروتمند در ارو پا به ویزه در آمریکا فراوانند. قاطبه آن ها ایران دوست و به سرنوشت آن سخت علاقمندند و خواهان آزادی و استقلال و دموکراسی در ایران اند و ما را تنها و دست بسته نخواهند گذاشت. وعده هایی نیز داده اند، امیدوارم پر ثمر باشد.
– مساله محیط زیست که بنظر نمی رسد چندان سیاسی باشد در «بیانیه» قید گردیده است. اما در زمینه ی اقتصاد که مرزبندی بسیاری از احزاب سیاسی است، به عباراتی کلی هم چون پشرفت اقتصادی اشاره شده است. آیا این اتحاد بنا نیست دیدگاه اقتصادی روشن داشته باشد و بگوید بالاخره حامی اقتصاد دولتی است یا طرفدار بازار آزاد؟
بابک امیرخسروی: شما خود واقفید که مساله ای به این مهمی را با یک آره یا نه نمی توان پاسخ داد. این مقوله در شمار مسایل بسیار مهمی است در مورد آن ، رویکرد ها متفاوت است. و نیازبه بررسی جدی کارشناسانه دارد. به ویژه در کشوری با سابقه باستانی حضور و دخالت دولت در اقتصاد. و اکنون در جمهوری که بخش دولتی و نهاد های شبه دولتی سلطه کامل دارند. همان گونه که در ابتدا عرض کردم، ما در روند شدن و تکوین و شکل گیری هستیم. در اختیار شما جز «بیانیه برای اتحاد جمهوری خواهان ایران» نیست. مسایل متعدد و مهم دیگری نیز وجود دارند که هنوز به آن ها نپرداخته ایم. در «بیانیه»، تنها روی نکات نسبتا مشترک انگشت گذاشته ایم .
در طرح سند «کارپایه ی سازمانی» که به همایش سراسری ارائه خواهد شد، تاکید بر تشکیل گروه های کار تخصصی شده است. این گروه ها قرار است در باره مسایل گوناگون، از جمله در زمینه های اقتصادی، فرهنگی، مساله اقوام، آموزش و پرورش، زنان، و دیگر مباحث مهم کشور، دست به بررسی های کارشناسانه بزنند.بدیهی است که نکته مورد تاکید شما در شمار آن ها و مورد توحه امضا کنندگان « بیانیه »است. امیدواریم این گونه کارها در هماهنگی با کارشناسان داخل کشور و بیاری هم صورت بگیرد. بنا بر آنچه عرض کردم، نباید انتظار داشت که در حال حاظر، امضا کنندگان « یانیه» در «آرشیو» خود، پاسخ های حاضر و آماده برای همه مسایل داشته باشند.
شخصا، طرفدار تقلیل هرچه بیشتر بخش دولتی در اقتصاد و به حداقل اجتناب ناپذیر رساندن آن هستم. اساسا دموکراسی و رشد اقتصادی موزون و پایدار، با بخش دولتی قدرقدرت ناسازگار است. پایه اقتصادی دموکراسی و پیدایش تاریخی آن، همزاد با مالکیت خصوصی سرمایه داری بر وسایل تولید بود و زیربنای آنست. به باور من، به استثنای بخش هایی نظیر نفت و گاز، که در شمار ثروت های تمام ملی اند و به همه ملت تعلق دارند و بهره برداری از آن ها می باید در خدمت عموم قرار بگیرد، سایر رشته های تولیدی، صنعتی، کشورزی و خدمات، باید در اختیار بخش خصوصی باشد. امیدوارم روزی برسد و ثروت در ایران به آن سطحی از رشد و غنا برسد که حتا بخش های استراتژیک اقتصاد نیز به بخش خصوصی منتقل گردد. امیدوارم این دیدگاه، در «اتحاد جمهوری خواهان ایران» نیز نهادینه شود.
– این تلقی درست است که جمهوری خواهان با توجه به مرامنامه شان، برای آینده ی ایران نظام فدرالی را توصیه می کنند؟
بابک امیرخسروی: ما مرامنامه نداریم و نمی دانم رجوع شما به کدام سند است؟ جز «بیا نیه» و اینک «کا رپایه سیاسی» و «کارپایه سازمانی»، سند قابل استناد دیگری نداریم. شما در مراجعه به کدام یک از آن ها به چنین استنباطی رسیده اید؟ در میان طیف گسترده جمهوری خواهان، البته هستند کسانی که به سیستم فدرالی اعتقاد دارند. نظرات متفاوت دیگری هم وجود دارد.در تشکلی به وسعت ا.ج.ا. و با گوناگونی در باور ها و گرایشات مختلف، پیدایش رویکرد های مختلف امری است طبیعی. به هر حال، هنوز بر سر این موضوع، میان ما، اجماع ضورت نگرفته است.
– در بند 7 بیانیه آمده است: یکی از مبانی اداره کشور واگذاری تصمیم گیری های مربوط به شرایط زندگی و اداره امور محلی و منطقه ای به نهادهای انتخابی مردم همان محل و منطقه است.
بابک امیرخسروی: شخصا سیستم فدرالی را مناسب ایران نمی دانم. در موقعیت جغرافیای-سیاسی کشور، حتی زیانبار می دانم. من طرفدار ساختار دولتی غیر متمرکز هستم و در «بیانیه» نیز فقط در همین چارچوب کلی و با رعایت تمامیت ارضی ومصالح ملی سخن رفته است نه چیز دیگر. جستجوی راه حل سیستم حکومتی غیرمتمرکز در ایران، بدون عنایت به تکوین و شکل گیری تاریخی- فرهنگی ملت ایران، فاجعه بار است.
شخصا طرفدار راه حل هایی نظیر انحمن های ایالتی هستم که از ابتکارات اصیل جنبش مشروطیت در ایران است. البته با به روز کردن آن و تاکید بر رعایت تمامیت ارضی کشور، من این رویکرد را، شکل مناسبی برای ساختار حکومتی و سیستم کشور داری غیر متمرکز می دانم. امیدوارم پس از اعلام موجودیت، رهبری آینده، با تشکیل گروه کار ویژه، و بررسی کارشناسانه در این مبحث، طرح جامعی ارایه کند.
– نگاه این تشکل به مذهب چگونه است؟ مذهبی بودن آیا نقشی در رد یا قبول پذیرش در این اتحاد دارد یا خیر؟ جایگاه مذهب در ساختار مطلوب سیاسی جمهوری خواهان کجاست؟
بابک امیرخسروی: مردم ایران مسلمانند و به دین خود مقید و پایبندند. ما به خاطر احترام به انسان و پایبندی به اصول و مبانی اعلامیه جهانی حقوق بشر، باورهای دینی و عقاید آحاد ملت ایران را محترم می شماریم. آنچه «اتحاد جمهوری خواهان ایران» می خواهد، جدایی دین از حکومت است، همان گونه که در بند دوم سند «بیانیه» قید شده است، نظام جمهوری مطلوب ما: «بر اساس جدایی دین و مسلک از حکومت استوار خواهد بود، بی آن که مانع جضور و مشارکت پیروان هیچ مذهب و مسلکی در عرصه سیاست باشد. این جدایی امکان همزیستی دموکراتیک پیروان همه ادیان و مذاهب و عقاید را در کنار یکدیگر فراهم می آورد و دولت را از دخالت در عرصه خصوصی و زندگی شخصی شهروندان باز می دارد».
بنابراین، مذهبی بودن یا نبودن از این دیدگاه، هیج نقشی در پذیرش افراد ندارد. نگاه اتحاد جمهوری خواهان ایران به آحاد ملت ایران، به گونه شهروند برابرحقوق است. از این منظر، هیج کس به خاطر دین و مذهب، باورهای ایدیولوژیک، تعلق قومی و جنسیت، یا رنگ و پوست، برتری بر دیگری ندارد. و همه برابرحقوق اند.
|