|
ايران ، پرنده پر در خون
نيما آزادی
SiahSepid.com
ما درگير شده ايم ، براستی که در تضاد ها غوطه ور شده ایم . درگيری بين دولت و ضد دولت . که به تعبيری می توان ضد دولت را فرا دولت تعبير کرد .چون آنکه اکنون ضد دولت است ، فرا تر از آن است . وقتی نويسندگان و آزادی طلبان چون گنجی ها و فروهر ها و پوينده ها و پورزند ها و ......
موضوع حمله خشونت بار گروهی قرار می گيرند که نگفته پيداست از ضد دولت دستور می گيرند ، همگی فرياد و اعتراض سر می دهيم و تمام اينها
به سمت دولت جهت گيری می شود چون در ظاهر فرا دولت ناپيداست و هدف گيری به سوی آن ناممکن . و اين از مشکلات دولتی است که در اينجا در موضع ضد آزادی و دموکراسی قرار گرفته و شخصيت اعضای آن و خصوصا رئيس آن در خطر است . جهان چگونه از آقای خاتمی با آن نظريه معروف « گفتگوی تمدنها » که فرياد برابری و مساوات سر می داد و با آن داعيه خدمتگذاری به مردم در جواب بيست ميليون رای خواهد پذيرفت چون به دولت رسيده آن کار ديگر می کند ..... . و اين همه را دولت و خصوصا مردم از گروهی می کشند که به سودای قدرت و رياست آمده اند و ما انها را ضد دولت و در سطحی فراتر ضد مردم می ناميم .
فرا دولت کيست؟ چگونه قابل شناسائی است؟ چگونه می توان تيشه بر ريشه شان زد و به زانویشان در آورد ؟ فرا دولت فضای به ظاهر خالی بين دولت و رهبر انقلاب است . که می خواهد حس انحصارطلبی و عقده قدرت خواهی خود را ارضاء کند . ضد دولت همه امکانات را در اختیار دارد ، باز می کوشد يکی يکی مواضع قدرت را به هر حيله فتح می کند . و هر کس و هر چيز در هر جا بر سر راه آنهاست ، زير فشار بيشترين و تندترين حملات است و هر اندازه که اهل سازش و مماشات باشد به همان اندازه کمتر آسيب خواهد ديد . نمونه های بی شماری در چند سال اخير می توان يافت که هر کدام در سطحی زير فشار قرار گرفته اند اين گروه که در انتخابات خود ساخته شان روشنفکران مومن به انقلاب را قبول نداشتند . آنها بسياری از روشنفکران و صاحب نظران را در عرصه انتخابات پشت در گذاشتند و با اين کار آبروی خود و حکومت و مهم تر از ان ملت ايران را در جای جای کره زمين برده اند .
زير فشار آنهاست که در تلويزيون ، خبرها و عقايد و افکار سانسور می شود زير فشار آنهاست که نظاره گر« هويت » هستيم .آنها هستند که حتی رهبر انقلاب را هم محاصره کرده اند. آنها هستند که حتی نامی برای سال انتخاب می کنند ، پر واضح است وقتی يکی از اين آقايان سه ماه قبل از تحويل سال می آيد و می گويد ، سال آينده به چه نامی نامگذاری خواهد شد شک ما بيشتر می شود . خلاصه به همه جا چشم دوخته اند و هيچ جا از نگاه نافذشان دور نمی شود . آنها حتی رهبری را آنچنان در بر گرفته اند که ايشان را رهبری از گروه خودشان و برای گروه خودشان می دانند . چشم بسته پيداست ، انحصاری کردن رهبر چه خطرات و مشکلاتی را برای انقلاب پديد خواهد آورد و جامعه را به سوی ديکتاتوری رهنمون می کند .
اينها ضد آزادی و تجدد عمل می کنند. حالا همه چيز در دست آنهاست . حتی زندگی و مرگ نويسندگان و روشنفکران و..... را در دست دارند و ممکن است به بهانه ای و به وسيله ای که خود می دانند به حذف آدميان می پردازند .
وقتی مطبوعات خفه شد ، وقتی راديو و تلويزيون انحصاری شد ، وقتی تريبون های آزاد شکسته شد ، وقتی حتی حداقل ها هم از مردم ربوده شد ديگر چه می توان گفت ؟ چه می توان گفت وقتی پارازيتهای راديوئی و تلويزيونی مشکلات روحی و روانی عديده ای را برای مردم پديد می آورد؟
در اين وقت است که ما خوف آنها را بيش ار پيش حس کرده و اين وقت است که ما آنها را يقينا کانون اصلی قدرت می دانيم .
آری اينک ضد دولت دولت را فراچنگ آورده و از دولت يک کارگزار ساخته و هر آنچه می خواهند انجام می دهند .آنها می آيند تا همه چيز و همه جا را قبضه کنند و به جای همه بنشينند و همه را کنار بزنند و اگر در بر همين پاشنه بچرخد آنها تا چندی ديگر ، خود دولتند و خود روزنامه نويس و خود ملت و حتی حق فکر کردن را هم از مردم می گيرند .
اين زنگ خطری است که مدت هاست در گوش خود طنينش را حس می کنيم . برای خفه شدن اين زنگ به کدام ارگان يا نهاد بايد پناه برد؟ مدتی ديگر که اين صدای زنگ گوشهايمان را کر کرد در اين زمان است که شاهد سياه شدن خانه هايمان می شويم و ديگر دفاع غير ممکن است و اين زمان است که می توان گفت : ايران ، ای پرنده پر در خون ، در خطر هستی
|